شعر مولانا در مورد تهمت ؛ اشعار زیبا و مفهومی مولانا درباره تهمت

شعر مولانا در مورد تهمت ؛ اشعار زیبا و مفهومی مولانا درباره تهمت

شعر مولانا در مورد تهمت شعر مولانا در مورد تهمت ؛ اشعار زیبا و مفهومی مولانا درباره تهمت همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

شعر در مورد بخشش از حافظ ، شعر در مورد بخشیدن معشوق

شعر در مورد بخشش از حافظ ، شعر در مورد بخشیدن معشوق

شعر در مورد بخشش از حافظ شعر در مورد بخشش از حافظ ، شعر در مورد بخشیدن معشوق همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

شعر در مورد عفو و بخشش از سعدی ، شعر نو در مورد بخشش

شعر در مورد عفو و بخشش از سعدی ، شعر نو در مورد بخشش

شعر در مورد عفو و بخشش از سعدی شعر در مورد عفو و بخشش از سعدی ، شعر نو در مورد بخشش همگی در سایت …

شعر در مورد عید نوروز از حافظ

شعر در مورد عید نوروز از حافظ ، شعر کوتاه عید نوروز + شعر عید نوروز محلی

شعر در مورد عید نوروز از حافظ ، شعر کوتاه عید نوروز + شعر عید نوروز محلی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعری در مورد نوروز از حافظ

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام

بار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشید

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عید نوروز از حافظ

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

بیشتر بخوانید : متن کوتاه در مورد قدرت ، ذهن و قدرت زن + جملات قدرتی و قوی بودن

شعر در مورد نوروز حافظ

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی مرواد از یادت

در شگفتم که در این مدت ایام فراق

برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره نوروز از حافظ

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه

ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره نوروز از حافظ

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت

وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد

این چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاست

بیشتر بخوانید : متن در مورد ذات ادما ، متن راجب ذات خراب و انسانهای نفهم و دورویی آدمها

شعر کوتاه در مورد عید نوروز از حافظ

با محتسبم عیب مگویید که او نیز

پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عید نوروز حافظ

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

که خاک میکده عشق را زیارت کرد

⇔⇔⇔⇔

شعر حافظ در مورد نوروز و بهار

برخاست بوی گل ز در آشتی درآی

ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو

تا آسمان ز حلقه به گوشان ما شود

کو عشوه‌ای ز ابروی همچون هلال تو

تا پیش بخت بازروم تهنیت کنان

کو مژده‌ای ز مقدم عید وصال تو

این نقطه سیاه که آمد مدار نور

شعر درباره عید نوروز از حافظ

به آب روشن می عارفی طهارت کرد

علی الصباح که میخانه را زیارت کرد

همین که ساغر زرین خور نهان گردید

هلال عید به دور قدح اشارت کرد

⇔⇔⇔⇔

یک شعر از حافظ در مورد نوروز

عید است و آخر گل و یاران در انتظار

ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار

دل برگرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه دار

دل در جهان مبند و به مستی سؤال کن

از فیض جام و قصه جمشید کامگار

جز نقد جان به دست ندارم شراب کو

کان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثار

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد نوروز از حافظ

نوروز روز خرمی بیعدد بود

روز طواف ساقی خورشید خد بود

مجلس به باغ باید بردن، که باغ را

مفرش کنون ز گوهر و مسند زند بود

آن برگهای شاسپرم بین و شاخ او

چون صدهزار همزه که بر طرف مد بود

نرگس بسان حلقهٔ زنجیر زر نگر

کاندر میان حلقهٔ زرین وتد بود

بیشتر بخوانید : متن در مورد ذهن خراب ، درگیری ذهنی و ذهن آشفته + متن ذهن درگیر

شعر در مورد عید نوروز از حافظ

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی

مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد نوروز حافظ

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

هلال عید در ابروی یار باید دید

شکسته گشت چو پشت هلال قامت من

کمان ابروی یارم چو وسمه بازکشید

مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت

که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره نوروز از حافظ

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم

که دهم حاصل سی‌روزه و ساغر گیرم

چند روزیست که دورم ز رخ ساقی و جام

شعری درباره نوروز از حافظ

گوشه های باغ ز آب چشم ابر

خنده ها بر چشمهای ما زدند

در هوای مجلس جمشید عهد

غلغل اندر طارم اعلا زدند

باد نوروزش همایون، کاین ندا

قدسیان در عالم بالا زدند

مطربان طبع خسرو گاه نطق

طعنه ها بر بلبل گویا زدند

⇔⇔⇔⇔

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست

فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید

ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد

هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید

مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب

به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید

ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز

که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید

چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد

که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید

من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت

که پیر باده فروشش به جرعه‌ای نخرید

بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب

که رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید

حافظ

آخرین بروز رسانی در : یکشنبه 16 آبان 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.