شعر در مورد نوروز باستانی ، شعر کوتاه درباره ی عید نوروز کودکانه و کوتاه

شعر در مورد نوروز باستانی

شعر در مورد نوروز باستانی ، شعر کوتاه درباره ی عید نوروز کودکانه و کوتاه

شعر در مورد نوروز باستانی ، شعر کوتاه درباره ی عید نوروز کودکانه و کوتاه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر درباره نوروز باستانی

فرا رسیدن نوروز باستانی،

یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار

جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار،

راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد نوروز باستانی

با سلام در آستانه فرا رسیدن “عید نوروز باستانی”

و طمطراق پیک بهار نوان و آغاز سال نو تبریک

و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته

و در پرتو الطاف بیکران خداوندی، سلامتی و بهروزی،

طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندیم. سال نو مبارک

بیشتر بخوانید : متن در مورد زخم زبان ، زدن + شعر کوتاه درباره زخم زبون و زبان تلخ و نیش زبان

شعر درباره ی نوروز باستانی

بـیامد شاهد شیرین نوروز

بنازم سفره ای هفت سین نوروز

ز چشم ابر نیسا نی دراین فصـل

بریزد اشـک مشک آگین نوروز

⇔⇔⇔⇔

متن درباره نوروز باستانی

مُدّعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار

من گلی دارم که عالم را گلستان می کند

گل من را بهاری بی خزان است

گل من مهدی صاحب زمان است

اللهم عجّل لولیک الفرج

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره نوروز باستانی

با خوبی‌ها و بدی‌ها،

هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد،

سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد.

بیشتر بخوانید : متن در مورد زیبایی ، زن و زندگی و طبیعت + زیبایی درون و خدا و خلقت و پاییز

شعر در مورد نوروز باستانی

بهاری داری از وی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد ، باد

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی نوروز باستانی

‌و انتهای این قصه ی سرد و سفید

‌‌همیشه سبز خواهد بود، تا رسیدن سال نو‌

‌تنها یک سلام خورشید باقی ست

‌‌هزاران تبریک

⇔⇔⇔⇔

متن درباره نوروز باستانی

چو خورشید تابان میان هوا

نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت او

شگفتی فرو مانده از بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند

مران روز را «روز نو» خواندند

سر سال نو هرمز فرودین

برآسوده از رنج روی زمین

بیشتر بخوانید : جمله درباره گذر زمان ، گذر عمر و تولد و جوانی + دلنوشته گذر زمان و بزرگ شدن

شعر درباره نوروز باستانی

خوشا بهار که پیغام آشتی با اوست

نظر کنید که هنگام آشتی با اوست

خوشا طلیعه نوروز خانگی یاران

خوشا طلیعه که فرجام آشتی با اوست

حدیث باد به گوش درخت اگر گفتی

به هوش باش که خود نام آشتی با اوست

شکوفه بر سر پیمان خویش می‏مانَد

و جشن ساده ایام آشتی با اوست

به رسم گل نچشیدی اگر حرامت باد

شراب وصل که انجام آشتی با اوست

میان عهد تو و من اگر خلاف افتد

خوشا نسیم که اعلام آشتی با اوست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد نوروز باستانی

دلتان به نور لطف خدا منور ،

مشام جانتان به شمیم بهار معطر

لطف روزگار برایامتان مقرر ،

نوروزتان با شادی وصفا

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی نوروز باستانی

یا مقلب قلب ما را شاد کن

یامدبر خانه را آباد کن

یامحول احسن الحالم نما

از بدیها فارغ البالم نما

بیشتر بخوانید : متن برفی عاشقانه ، کوتاه و غمگین برای همسر + متن عاشقانه زمستان و برفی دونفره

متن درباره نوروز باستانی

در شکفتن جشن نوروز

برایت در همه سال سرسبزی جاودان و شادی،

اندیشه‌ای پویا و آزادی و برخورداری

از همه نعمت‌های خدادادی را آرزومندم.

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره نوروز باستانی

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد نوروز باستانی

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛

برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد،

سالی دیگر گذشت

روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

سال نو مبارک

بیشتر بخوانید : متن زمستان است ، اخوان ثالث و متن کوتاه زمستانی + متن زمستان است دیگر دل زمین

شعر درباره ی نوروز باستانی

بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست

و هر سال رستاخیزی دیگر را تجربه می‌کنیم

و چه زیباتر رستاخیز انسان

در این عصر آهن و تباهی.

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.