شعر در مورد افطار ، شعر عاشقانه و کوتاه در مورد سفره افطاری
شعر سعدی در مورد فرزند دختر ؛ زیباترین اشعار سعدی درباره فرزند دختر
شعر سعدی در مورد فرزند دختر شعر سعدی در مورد فرزند دختر ؛ زیباترین اشعار سعدی درباره فرزند دختر همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …
متن تبریک تولد متفاوت برای خودم ، متن تبریک تولد خودم متفاوت
متن تبریک تولد متفاوت برای خودم متن تبریک تولد متفاوت برای خودم ، متن تبریک تولد خودم متفاوت همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …
متن زیبا برای فوت برادر ، داداش متن سالگرد فوت برادر جوان
متن زیبا برای فوت برادر متن زیبا برای فوت برادر ، داداش متن سالگرد فوت برادر جوان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …
شعر در مورد افطار
شعر در مورد افطار ، شعر عاشقانه و کوتاه در مورد سفره افطاری همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
شعر در مورد افطار
حلول ماه مبارک رمضان
بهار قرآن، ماه عبادتهای عاشقانه
نیایشهای عارفانه و بندگی
خالصانه را
به شما تبریک عرض میکنم
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد افطاری
ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد
عشق و طرب و باده، به وقت سحر افتاد
افطار به مى کرد برم پیر خرابات
گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد
با باده، وضو گیر که در مذهب رندان
در حضرت حق این عملت بارور افتاد
بیشتر بخوانید : شعر در مورد عبرت ، از گذشته و مرگ و گذشتگان و عبرت گیری و گرفتن
شعر در مورد سفره افطار
مژده ای منتظران ماه خدا امده است
ماه شبهای مناجات و دعا امده است
ماه دلدادگی بنده به معبود رسید
بر سر سفره شاهانه گدا امده است
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر درباره افطار
مـــاه اشــک و خـروش و ناله و آه
راه برگــشت هــر پــشیمان است
مــــاه آســـایــش قــلــوب بــشــر
مــاه پــالایــش تـــن و جــان است
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعری در مورد افطار
در دامن این بحر گرانمایه ببینید
دریای گهرهای فراوان رمضان است
با ذکر مناجات خدا در دل شب ها
بر هستی ما دست گل افشان رمضان است
بیشتر بخوانید : شعر در مورد فدک ، خداحافظ ای ماجرای فدک و غصب باغ فدک
شعر کوتاه در مورد افطار
چشم بگردان
و ببین زین هستی
چه میماند برایت
جز خدا ، یاد خدا ، ذکر خدا …
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر عاشقانه در مورد افطار
ماه مبارک رمضان، بهترین ماه ها
ماه میهمانی خدا، ماه خوبی ها
ماه شب های قدر، ماه دعا ونیایش
ماه رحمت و آمرزش بر شما مبارک
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعری در مورد افطاری
ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد
زد بر دهن بسته تا لذت لب بیند
آمد قدح روزه، بشکست قدح ها را
تا منکر این عشرت بی باده طرب بیند
بیشتر بخوانید : شعر در مورد سردرد ، مجموعه شعر های کوتاه و نو و عشقانه در مورد سردرد
شعر درباره سفره افطار
باز امشب حق صدایم کرده است
وارد مهمانسرایم کرده است
با همه نقصی که در من بوده است
بازهم او دعوتم بنموده است
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر درباره افطاری دادن
سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا
درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا
سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش
درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر درباره ی افطار
رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا
بهــر گــم گـشتگان حـیــران است
رمــضــان شــاخسارى از طــوبـى
غرفه اى از بــهشـت رضوان است
بیشتر بخوانید : شعر در مورد شتر ، و شتر دیدی ندیدی و شتر مرغ و شعر هر مرد شتر دار
شعر کودکانه درباره افطار
رمضان شهر عشق و عرفان است
رمضان بحر فیض و احسان است
رمضان، مــاه عــتــرت و قــرآن
گاه تجدید عهد و پیمان است
ماه مهمانی خدا مبارک
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد افطار
این دهان بستی دهانی باز شد
کو خورنده لقمه های راز شد
لب فـروبند از طعام و از شراب
سوی خـوان آسمانی کن شتاب
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد افطاری
هر لحظه اش عبادت و هر ساعتش نکو
اوقاتِ سر به سر چو طلا میرسد ز راه
پُر میشود فضای دل از عطر عاشقی
لَا تَقْنَطو بر اهلِ خطا میرسد ز راه
بیشتر بخوانید : شعر در مورد شتاب ، و عجله کردن و متن زیبا در مورد تعجیل در کارها
شعر در مورد سفره افطار
بس کن دگر گناه که گناه سد عاشقی است
الطافِ عاشقانه جدا میرسد ز راه
میترسم از گناه و امیدم به رحمتش
وقتی که ماهِ خوف و رجا میرسد ز راه
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
صدای طلائی اذان نوای دلنشینی در برگهای بزرگ سبز افطارپراکند
شب گل کرد
غنچه های شب در رودخانه ی چشمان ما آویزان شدند
ما کنار سفره ی نان و پنیروسبزی دریا را بخاطر آوردیم
آسمان پنهان از چشمان ما گلهای کوچک ستاره به گردن پنجره ها می آویخت
گل مصنوعی بزرگ با برگهای بزرگ زرد صدای اذان را می نوشید
ما گرسنگی پنهان را در کنار کتاب مقدس افطار دفن کردیم
پسرک شب را بهانه کرده بود
وآفتاب می خواست
کتاب روشن روز را درخواست می کرد
ما با همه ی کوشش خود نتوا نستیم متقاعدش کنیم
که محال است آفتاب را در آسمان شب ظلمانی برویانیم
ما طلا های اذان را در چشمان سیاه گوشهایمان ریختیم
وبا شب کنار آدیم
تلویزیون تنها دلخو شی منزل ما بود
که می توانست شب را روز جلوه دهد
وآفتاب را مهمان منزل سازد
تصویرهای مینیاتور
شعرهای مو لانا
آهنگ های دل نشین شبرنگ
تصویرزنده آفتاب و روز
و توافق مزاج ما با سریالی در آنسوی سیمهای زنده
ما با شب کنار آمدیم
با شب تلویزیون

