شعر بهار از حافظ ، شیرازی دوبیتی + شعری درباره بهار از حافظ

شعر بهار از حافظ

شعر بهار از حافظ ، شیرازی دوبیتی + شعری درباره بهار از حافظ

شعر بهار از حافظ ، شیرازی دوبیتی + شعری درباره بهار از حافظ همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر بهار از حافظ

شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد

پیش عشاق تو شب‌ها به غرامت برخاست

در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو

به هواداری آن عارض و قامت برخاست

مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت

به تماشای تو آشوب قیامت برخاست

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست

حافظ

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بهار از حافظ

ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

پیوند عمر بسته به موییست هوش دار

شعر بهار حافظ

باران

چه دلبری می کند برای بهار !

پاییز کم بود

بهار هم عاشق شد …

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار از حافظ

کاش با تو نسبتی داشتم…

مثل بهار، که با شکوفه پرتقال

بوی خاک، که با قطره های باران

یا اندوه، که با سکوتِ ماه

کاش با تو نسبتی داشتم…

⇔⇔⇔⇔

شعر بهار از حافظ

‏صد فصل بهار آید و

بیرون ننهم گام

ترسم که بیایی تو

و در خانه نباشم …

وحشی بافقی

بیشتر بخوانید : متن در مورد بی احترامی ، به دیگران و بی لیاقتی آدمها و نمک نشناسی

شعر درباره بهار از حافظ

فصل ها را بهم ریخته ای!

مگر موعد آمدنت

زمستان نیست؟

پس چرا دلم

پر از شکوفه های بهار شده!…

⇔⇔⇔⇔

شعر بهار حافظ

بهار

جشن طبیعت است

در پایان هر روز بهار،

باید خاک را بوئید.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار از حافظ

بهار می تواند

نام تو باشد

وقتی که در همهمه ی سبزِ دلم

دوستت دارم هایت شکوفه می زنند…

بیشتر بخوانید : متن در مورد آزادی ، متن کوتاه و سخنان شریعتی درباره رهایی و آزادی زندانی

شعر بهار از حافظ

بهار

گل نیست

شکوفه نیست

نه سبزه وُ

نه سفره‌ی هفت‌سین.

بهار تویی که هر سال

تکرار می‌شوی

تکراری اما، نه!

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بهار از حافظ

بهار …

همان کوچه ای بود

که دستانت را گرفتم

و گرنه

این فروردین آب زیرکاه

تظاهر به بهار می کند …

⇔⇔⇔⇔

شعر بهار حافظ

دلم می خواهد باران ببارد

و صدای پاهایت را

قطره های باران

به خانه ام بیاورند

بهار بیا …

که من بی تاب

شقایق های توام

بیشتر بخوانید : متن در مورد آتش ، متن درباره آتش و شب و چای و پاییز و شعله آتش و گرمای آتش

شعر در مورد بهار از حافظ

نوبهار است

در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

⇔⇔⇔⇔

شعر بهار از حافظ

قهوه ات را بنوش بی دغدغه ی فردایی

که آمدنش را هیچ تقویمی تضمین نکرده است !

قهوه ات را بنوش و فکر کن از گندمزارهای دیروز چه مانده است؟

از باغ های سیب شهریور؟ از شکوفه های انار؟

قهوه ات را گرم بنوش بی خیال فصلی که در راه است

دیگر زمستان چه می تواند بکند با برگ هایی که طعم پاییز را چشیده اند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بهار از حافظ

بهار

میان سفره‌ی هفت‌سین

شکوفه کرده است

در قاب عکس تو!

بیشتر بخوانید : متن در مورد آسمان ، دلنوشته و متن ادبی درباره ماه آسمان + نگاه به آسمان آبی

شعر بهار حافظ

آمدن مگر چطور می‌تواند باشد؟

غیر از این است که عطرت بپیچد و

من هزار بهار را

شاخه به شاخه

به پای آمدنت

شکوفه دهم…

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.