شعر برای دوست داشتن پسر ، شعر سعدی و مولانا در مورد فرزند

شعر برای دوست داشتن پسر

شعر برای دوست داشتن پسر ، شعر سعدی و مولانا در مورد فرزند

شعر برای دوست داشتن پسر ، شعر سعدی و مولانا در مورد فرزند همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر دوست داشتن پسر

پسرم ! وقتی که به تو نگاه میکنم

نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم

آخه فقط خدا میتونسته موجودی رو به زیبایی

و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه

⇔⇔⇔⇔

شعر دوست داشتن پسرم

پسرم

روشنی نور دوچشمان منی

دوست دارم

بهترین هدیه ای از جانب یزدان منی

دوستت دارم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد روزه ، گرفتن و روزه داری و روزه خواران + شعر ماه رمضان حافظ

شعر درباره دوست داشتن پسر

مردها پسربچه های قوی اند

که اگر در آغوششان نگیری و ساعت ها

پای پرحرفی های پسرکوچولوی درونشان ننشینی ترک می خورند

و آنقدر مغرورند که اگر این ترک هزاربار هم تمامشان کند،

آخ نگویند !.. فقط بمیرند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دوست داشتن پسر

پسرم تاج سرم ای که تویی مونس تنهایی بابا

روح من جان من و شادی دوران منی دوستت دارم

پسرم لحظه میلاد تو هرگز نرود از یادم

غنچه نورس من باغ گلستان منی دوستت دارم…

⇔⇔⇔⇔

شعر دوست داشتن پسر

پسرک ها شوخی شوخی

به قورباغه ها

سنگ می پرانند

و قورباغه ها

جدی جدی می میرند

دردناک است! نه؟

بیشتر بخوانید : متن در مورد روزه گرفتن ، متن ادبی در مورد ماه رمضان و افطاری و روزه

شعر دوست داشتن پسرم

پسرم، عزیزترینم،

به خود می‌بالم که فرزندی چون تو دارم.

و از خدای خویش بیش از همیشه

سپاسگزار وجود نازنینت هستم.

همیشه باش.

همینقدر نزدیک.

همینطور مهربان.

همین‌اندازه ستودنی…

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره دوست داشتن پسر

پسرک گفت: «گاهی وقتها قاشق از دستم می افتد.»

پیرمرد بیچاره گفت: «از دست من هم می افتد.»

پسرک آهسته گفت: « من گاهی شلوارم را خیس می کنم.»

پیرمرد خندید و گفت: «من هم همینطور»

پسرک گفت: «من اغلب گریه می کنم»

پیرمرد سر تکان داد: «من هم همین طور»

پسرک گفت: «از همه بدتر بزرگترها به من توجهی ندارند.»

و گرمای دست چروکیده را احساس کرد:

«می فهمم چی می گی کوچولو، می فهمم.»

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دوست داشتن پسر

به خاطر تو هم شده

همیشه آبی می مانم

به خاطر تو هم شده

تمام روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شد

دلم میخواهد زودتر دستهایت را بگیرم

زودتر روی دستهایم تکانت دهم بخوابی

زودتر برایت با زبان کودکانه قصه بگویم

بهانه بگیری و من کلافه شوم

بریزی

بپاشی

و من حرص هایم را

سر بیخیالی خالی کنم

بیشتر بخوانید : متن در مورد روزه خواری ، شعر و جوک در مورد روزه خواری و روزه گرفتن

شعر دوست داشتن پسر

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

⇔⇔⇔⇔

شعر دوست داشتن پسرم

پسرم ، عزیزترینم

با تو بودن احساس قشنگی در من بوجود می‌آورد

که به هیچ عنوان قادر به توصیفش نیستم.

شنیدن صدای دلنشینت گرمایی را در وجودم بیدار می‌کند

که هرچه درد و غم هست را از من دور می‌‌کند.

دیدن چشمان زیبا، شیطون و مهربانت

در من شور زندگی بوجود می‌آورد.

دستان کوچک و کودکانه‌ات وقتی که به دور گردنم

حلقه می‌زنند مرا با خود به دنیایی می برند

که هیچ چیز را با آن معاوضه نخواهم کرد.

حرف زدن و درددل کردن با تو آرامشی دارد

که همه‌ی چیزهای دیگر را از یادم می‌برد.

عزیزترینم، از صمیم قلبم دوستت دارم

و بهترینها را برایت آرزومندم.

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره دوست داشتن پسر

 فرمان ما کن ای پسر

با ما وفا کن ای پسر

نسیه رها کن ای پسر

کامروز فرمان می رسد

بیشتر بخوانید : متن در مورد قبولی روزه ، متن طاعات و عبادات قبول درگاه حق انشاالله

شعر در مورد دوست داشتن پسر

پسر داشتن حس شیرینیه ….

دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم

حس آرامش عجیبی میده….

وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم

و به یه گوشه پناه میبرم،

یه مرد کوچولو میاد پیشم

که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم .

⇔⇔⇔⇔

شعر دوست داشتن پسر

پسرم عشق من پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ

و ماشین اتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قهوه ای

پسر یعنی کله گفتن و سر زدن به هم و گفتن آخ هم زمان

⇔⇔⇔⇔

شعر دوست داشتن پسرم

دنیا بزرگه ولی تو

یه دل بزرگتر از دنیا داری

عزیزم با این چشای مهربون

تو دل هر کی که خوبه جا داری

کوچک رویایی من

دنیا اگر خودش را بکشد نمیتوان

به عشق من به تو شک کند

تمام بودنت را حس می کنم

بیشتر بخوانید : متن ادبی در مورد روزه ، متن ادبی درباره روزه داری + متن ماه رمضان

شعر درباره دوست داشتن پسر

پسر دلبندم، باز شبی دیگر و بی‌تابی دیگر مرا فراگرفته است.

هر روز بیشتر از روز قبل می‌فهمم که چه لذت توأم با دردی دارد

این مادر شدن. این حس مادرانه هیچ منطق و زبانی سرش نمی‌شود.

وقتی طغیان می‌کند دیگر نمی‌توان آن را آرام نمود.

هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را ندارد.

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.