شعر در مورد آرامش از مولانا ، متن و اشعار مولانا در مورد خدا با معنی
متن کوتاه فوت مادربزرگ ، متن برای پدربزرگ و مادربزرگ فوت شده
متن کوتاه فوت مادربزرگ متن کوتاه فوت مادربزرگ ، متن برای پدربزرگ و مادربزرگ فوت شده همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …
استوری در مورد ذات بد ؛ جملات و عکس نوشته های زیبا درباره ذات بد
استوری در مورد ذات بد استوری در مورد ذات بد ؛ جملات و عکس نوشته های زیبا درباره ذات بد همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …
متن در مورد پدربزرگ فوت شده ، متن برای پدربزرگ و مادربزرگ فوت شده
متن در مورد پدربزرگ فوت شده متن در مورد پدربزرگ فوت شده ، متن برای پدربزرگ و مادربزرگ فوت شده همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …
شعر در مورد آرامش از مولانا
شعر در مورد آرامش از مولانا ، متن و اشعار مولانا در مورد خدا با معنی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
شعر در مورد آرامش از مولانا
نفس هندوست و خانقه دل من
از برون نیست جنگ و آرامش
بس که اصل سخن دو رو دارد
یک سپید و دگر سیه فامش
مولانا
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر آرامش از مولانا
ای دل که روانی تو آن سوی که دانی تو
خدمت برسان از ما آن جا و موصی هم
ما منتظر وقت و دل ناظر تو دایم
در حالت آرامش در شورش و غوغا هم
مولانا
بیشتر بخوانید : متن زیبا برای رفیق قدیمی ، متن زیبا برای دوست بامرام و صمیمی
شعر در مورد آرامش مولانا
ای میر ملیحان و مهان شیی الله
وی راحت و آرامش جان شیی الله
ای آنکه بهر صبح به پیش رخ تو
میگوید خورشید جهان شیی الله
مولانا
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد آرامش از مولانا
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست،
زندگی راز دل مادر من.
زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر …
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر آرامش از مولانا
کجایی ساحل آرامش دریای طوفانی
پریشان بودم ای دریا تو را طوفان صدا کردم
بیشتر بخوانید : متن زیبا برای رفیق ، فابریک قدیمی و بامعرفت + متن طولانی برای دوست صمیمی
شعر در مورد آرامش مولانا
عجیب نیست که دستهایت
هجوم عمیق آرامشند هنوز
عجیب نیست که همیشه
با آن چشم های آشنا
مرا می بری به روشنی
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد آرامش از مولانا
خوشبختی و آرامش همین درکنار هم بـودن هاست !
همین دوست داشـتن هاست
خوشبختی و آرامش همین لحظه های ماست !
همین ثانیه هایی ست که در شـتاب زندگی گمشـان کرده ایم.
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر آرامش از مولانا
ماه دوست داشتنی من! از هیجان نمی دانم چگونه آمدنت را بنویسم
باورم نمی شود صدای پای آمدنت می آید
بعد از این همه دلتنگی، در میان این همه غبار، آمدنت دلم را خوش پوش کرده است
واژه ها هم در این لحظات در پوست خود نمی گنجند
و پناه آورده اند به آرامش و مرا دوباره به ضیافت آغوش تو نوید می دهند
بیشتر بخوانید : متن دلتنگی برای رفیق قدیمی ، متن طولانی برای دوست صمیمی و رفیق فابریک
شعر در مورد آرامش مولانا
بهار تویی
که می آیی و دستهایم
شکوفه می دهند ناغافل!
تویی که با تمامِ خستگی
باز هم آرامشی!
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد آرامش از مولانا
آسمان همچو صفحه دل من ، روشن از جلوه مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خواب است
بیا آبی باش به رنگ آسمان…
تا من همیشه سر به هوایت باشم
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر آرامش از مولانا
آرامشت مسریست
آنقدر که سرایت کرده است
به پیراهن سفیدت
بانو
لحظه ای بایست
مقابل باد
تا با اهتزاز پیراهنت
دنیا از جنگ بایستد
بیشتر بخوانید : متن راجب رفیق فابریک ، متن طولانی برای دوست صمیمی + متن رفاقتی لاتی
شعر در مورد آرامش مولانا
پدرم دفتر شعری آورد ،
تکیه بر پشتی داد ، شعر زیبایی خواند ،
و مرا برد ، به آرامش زیبای یقین
با خودم می گفتم :
زندگی ، راز بزرگی ست که در ما جاری ست
زندگی ، فاصله ی آمدن و رفتن ماست
رود دنیا ، جاری ست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد آرامش از مولانا
وقتی دلتنگ باشی
تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند
باز هم
دل تو بارانیست
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر آرامش از مولانا
هیچ دقت کرده اید؟
ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ.
ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺁﺏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ.
ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﻣﯿﻮﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ.
ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ.
ﮔﻞ ، ﻋﻄﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ.
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ، ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﺳﺖ.
پس گذشت و فداکاری قانون طبیعت است
بی قانونی کنی از انرژی مثبت اطرافت محروم خواهی شد!
آرامش داشته باش و عاشقانه زندی کن
بیشتر بخوانید : متن راجب رفیق نامرد ، عکس تیکه انداختن به رفیق نامرد + رفیق نامرد نباش
شعر در مورد آرامش مولانا
بهار تویی
که می آیی و دستهایم
شکوفه می دهند ناغافل!
تویی که با تمامِ خستگی
باز هم آرامشی!

