شعر در مورد چشم سیاه از حافظ ؛ اشعاری احساسی از حافظ درباره چشم سیاه - پارسی زی
شعر در مورد روزگار ، بد و نامرد و کودکی و قدیم و سخت و تلخ

شعر در مورد روزگار ، بد و نامرد و کودکی و قدیم و سخت و تلخ

شعر در مورد روزگار شعر در مورد روزگار ، شعر در مورد روزگار بد و نامرد و تلخ ، شعر در مورد نامردی روزگار همگی …

زیباترین شعر تولد کوتاه ، زیباترین شعر تولد دوست + شعر تولد از سعدی

زیباترین شعر تولد کوتاه ، زیباترین شعر تولد دوست + شعر تولد از سعدی

زیباترین شعر تولد کوتاه زیباترین شعر تولد کوتاه ، زیباترین شعر تولد دوست + شعر تولد از سعدی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

شعر در مورد خنده کودک ؛ اشعاری زیبا و احساسی درباره خنده کودک

شعر در مورد خنده کودک ؛ اشعاری زیبا و احساسی درباره خنده کودک

شعر در مورد خنده کودک شعر در مورد خنده کودک ؛ اشعاری زیبا و احساسی درباره خنده کودک همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

شعر در مورد چشم سیاه از حافظ

شعر در مورد چشم سیاه از حافظ ؛ اشعاری احساسی از حافظ درباره چشم سیاه

شعر در مورد چشم سیاه از حافظ ؛ اشعاری احساسی از حافظ درباره چشم سیاه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد چشم سیاه از حافظ

گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه

که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم

چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی

که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم

حافظ

⇔⇔⇔⇔

شعر چشم سیاه از حافظ

نرگس کرشمه می‌برد از حد برون خرام

ای من فدای شیوه چشم سیاه تو

خونم بخور که هیچ ملک با چنان جمال

از دل نیایدش که نویسد گناه تو

حافظ

بیشتر بخوانید : شعر درباره ی بهار دو بیت ، دو بیت شعر درباره ی بهار از سعدی و حافظ

شعر در مورد چشم سیاه

مژهٔ سیاهت ار کرد به خون ما اشارت

ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا

حافظ

⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد چشمان سیاه

مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار

ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند

گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد

عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند

حافظ

⇔⇔⇔⇔

شعر مولانا در مورد چشم سیاه

غلام مردم چشمم که با سیاه دلی

هزار قطره ببارد چو درد دل شمرم

به هر نظر بت ما جلوه می‌کند لیکن

کس این کرشمه نبیند که من همی‌نگرم

حافظ

بیشتر بخوانید : شعر درباره فصل بهار کوتاه ، یک شعر کوتاه کودکانه درباره فصل بهار

شعر در مورد دو چشم سیاه

در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز

بلای زلف سیاهت به سر نمی‌آید

ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس

کنون ز حلقه زلفت به در نمی‌آید

حافظ

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشمان سیاهت

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم

نظری نیک به رخساره ماهت بکنم

شرر افکنده به جانم رُخِ عاشق کُشِ تو

چه کنم شرم زچشمان سیاهت بکنم؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم سیاه از حافظ

در سیاهی چشم‌هایت

فرورفته‌ام و دیگر نمی‌دانم

جاده به کجا می‌پیچد

فقط می‌دانم که رودی مثل عشق

در دلم جاری شده است

بیشتر بخوانید : شعر درباره آمدن بهار ، یک بیت شعر زیبا و کوتاه درباره آمدن بهار

شعر حافظ در مورد چشمان سیاه

ای چشم تو دلفریب و جادو

در چشم تو خیره چشم آهو

در چشم منی و غایب از چشم

زآن چشم همی‌کنم به هر سو

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم سیاه از حافظ

تو، همه‌ رازِ جهان ریخته

در چشم سیاهت

من همه،

محوِ تماشایِ نگاهت

⇔⇔⇔⇔

شعر چشم سیاه از حافظ

خورشید هم

از چشم سیاه تو می‌افتد

هر روز اگر

طی نکند عرض جهان را

بیشتر بخوانید : شعر بهار من ، گذشته شاید + شعر عاشقانه اما باغ و بهار من تویی

شعر در مورد چشم سیاه

چشم‌هایت عطری دارند گیج کننده

از همان‌ها که پلک می‌زنی

و یک‌باره جهان به بوی مردمک‌های

خوش رنگت عطری دلچسب می‌گیرد!

⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد چشمان سیاه

کوهیست بار غمت روی شانه ام

دامیست گوشه چشم سیاه تو

در هر دو دیده ام ای مهربان ترین

قابیست برکه ی لبریز ماه تو

⇔⇔⇔⇔

شعر مولانا در مورد چشم سیاه

گویی دو چشم

جادوی عابدفریب او

بر چشم من

به سحر ببستند خواب را

بیشتر بخوانید : شعر بهار از شاملو ، کوتاه + شعری در وصف بهار خاموش از شاملو

شعر در مورد دو چشم سیاه

چشم های سیاه سگ دار”ش

شده آتش بیار معرکه ات

و تو راضی به سوختن شده ای

چون که دار و ندار یک نفری

آخرین بروز رسانی در : سه شنبه 9 فروردین 1401
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.