شعر مولانا در مورد رودخانه و گلچینی اشعار مولانا درباره رودخانه
شعر در مورد انگشتر عقیق ، متن زیبا درباره انگشتر عقیق
شعر در مورد انگشتر عقیق شعر در مورد انگشتر عقیق ، متن زیبا درباره انگشتر عقیق همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …
شعر در مورد بزرگی انسان ؛ اشعاری بسیار زیبا درباره بزرگی انسان
شعر در مورد بزرگی انسان شعر در مورد بزرگی انسان ؛ اشعاری بسیار زیبا درباره بزرگی انسان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …
متن پیام تسلیت مادر به همکار ، عکسهای پیام تسلیت مادر دوست صمیمی
متن پیام تسلیت مادر به همکار متن پیام تسلیت مادر به همکار ، عکسهای پیام تسلیت مادر دوست صمیمی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …
شعر مولانا در مورد رودخانه
شعر مولانا در مورد رودخانه ؛ گلچینی اشعار مولانا درباره رودخانه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
شعر مولانا در مورد رودخانه
دنبال دلتان بروید…
اما “عقلتان” را نیز با خود ببرید….
هرگز عمق یک رودخانه را
با هر دو پا
آزمایش نکنید…
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد رودخانه
بوسه هاى تو
زانوهایم را سست مى کند
شبیه درختى که خوشحال است
بعد در جنگل جادویى موهایت
تکیه مى دهم به یک آغوش همیشگى
مثل یک رودخانه ى عاشقِ ستاره
حالتى از یک رویاى کهنه
این بار
اما دیگر مى ایستم و مى بوسم ات
درست پیشِ چشمِ همه.
“بهنود فرازمند “
بیشتر بخوانید : شعر تسلیت برای فوت خواهر ، متن غمگین در مورد سالگرد فوت خواهر
شعر رودخانه
وقتی که با تو به رقص برمی خیزم
پاهایم سنبله های گندم می شوند
و گیسوانم
طولانی ترین رودخانه ی جهان!
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر مولانا در مورد رودخانه
میخواستم دنیا را عوض کنم
دنیا عوض شد
اما کار من نبود
میخواستم انسان را دگرگون کنم
انسانها دگرگون شدند
نه آنگونه که من میخواستم
حالا دیگر
فقط میخواهم
تو را نگهدارم
همانگونه که بودی
بی هیچ تغییری
پیچیده در رویاهای کاغذیام
و تو
میدانم
عوض نخواهی شد
همانگونه که بودی
گریزپا
پرطغیان و تغیّر
ویرانگر
رودخانهی آتش…!
“شهاب مقربین”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد رودخانه
همچون رودخانه باش….
روان و رها
وگرنه تبدیل به مرداب خواهی شد
و مرداب هرگز به دریا نمی رسد
روان باش…
بی آغاز و بی پایان…
دریا دور نخواهد بود…..
بیشتر بخوانید : شعر تسلیت برای فوت دایی ، متن و پیام تسلیت برای دایی خودم
شعر رودخانه
آنکه دوستش داشتم
مسافری بود
همیشه در دستهایش چمدانی و
در جیب هایش بلیطی برای نماندن بود
اما از لب هایش حرفی از رفتن نمی ریخت!
آنکه دوستش داشتم
رگ خوابم را در دست داشت
و با همان دستهایی که همیشه بوی نرگس می داد
دست بر موهایم کشید و از رفتن گفت…
اما در دستهای من زنجیری نبود
آغوشم قفسی با خود نداشت و
بوسه ام بر لبانش مهر سکوتی نشد!
فقط لحظه ای نگریستمش و
تنها بر زانوانش گریستم
تنها گریستم و گریستم و او
بر رودخانه ی اشکهایم
قایقی به آب انداخت
و از هر آه تلخ و سردم
بادبانش را جانی دوباره بخشید!
“مصطفی زاهدی”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر مولانا در مورد رودخانه
سالها پیش من و تو خانهای ساختیم
که آجرهایش رنگ گلهای سوسن بود
فرش زیر پایمان اطلسیهای بهشت
و خانهمان پر از گلدانهای سبز کوچک …
سالها پیش من و تو در تمام کوچههای این شهر
با هم قدم زدیم تو بر لب جاریترین رودخانه شهر
مرا بوسیدی و من زیر سایه درختان این شهر
غزل غزل عاشقت شدم
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد رودخانه
به تصویر زیبای تو نگاه می کنم
و مهربانی ات …
که حتی از پشت قاب شیشه ای هم
به من لبخند می زند.
دلتنگی ات
رودخانه ای ست
که به دریا نمی رسد…!
“نیما مقامی”
بیشتر بخوانید : شعر تسلیت برای فوت عمو ، متن فوت عموی خودم + متن روحت شاد عمو
شعر رودخانه
چیزی عزیزتر از آرامش سراغ داری؟ چیزی هست که
در شرایط فقدان آرامش و قرار، همچنان برای تو دلچسب و عزیز باشد؟
چیزی هست که تو را خوشبخت کند، آنزمانکه آرام نیستی؟
آنزمانکه از درون، ملتهبی و پیچکهای بیتابی، تمام وجود تو را در بر گرفتهاند؟
عشق، زیبایی، ثروت، هنر، شهرت، آزادی، سفر؛ کدامیک حال تو را خوب میکنند؟
وقتی آتشفشانی در تو به جوش و خروش افتاده، و رودخانههایی سر به طغیان گذاشتهاند!
نرگس_صرافیان_طوفان
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر مولانا در مورد رودخانه
اگر فقط چشم هایت آبی بود
آواز دریا
در رودخانه ی چشم هایم شنیدنی بود،
اگر و فقط اگر
اتاقم درخت اناری داشت
به فصل چیدن
جای دست هایت
بر دیوارها پنجره می رویید
کلمه اگر بودم
لابد
در دست های تو
شعر می شدم
حتی اگر چشم هایم
آبی نبود.
“لیلا رنجبران”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد رودخانه
رودخانه ها به یادم می آورند
که انشعاب دریا بر تن برهنه زمین یعنی چه
آن وقت اگر روزی من هم جاری شدم
تمام انشعاب تو را به جان خریده ام
بیشتر بخوانید : شعر تسلیت فوت برادر ، استوری و پیام تسلیت برادر به یک دوست
شعر رودخانه
در آغوش تو باد می وزید
ستاره سوسو می زد
ماه می تابید
در آغوش تو
رودخانه ها جریانی عمیق داشتند
دریاها می خروشیدند
زمین می چرخید
در آغوش تو
همه چیز بود
اما عشق حرکتی نداشت.
“لورکا سبیتی”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر مولانا در مورد رودخانه
من فکر میکنم موقعیتهایی در زندگی پیش میآید
که انسان باید سکان کشتی خود را به دست جریان سرنوشت بسپارد
درست مثل اینکه قدرت مقابله در برابر امواج آن را ندارد.
در این صورت ممکن است خیلی زود متوجه شود
که جریان آب رودخانه، به نفع او بوده است.
این موقعیت را تنها خود او درک میکند. ممکن است شخص دیگری صحنه را ببیند
و فکر کند که کشتی در حال غرق شدن است،
غافل از اینکه هرگز آن کشتی چنین ناخدای استوار و محکمی نداشته است.
ژوزه_ساراماگو
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد رودخانه
چگونه رود می رود به سمت بیکرانه ها
که ابر گریه می کند برای رودخانه ها
پرنده غافل است از اینکه تندباد می رسد
وگرنه باز هم بنا نمی شد آشیانه ها
نجمه زارع
بیشتر بخوانید : شعر تسلیت فوت دایی ، پروفایل فوت دایی عزیزم + خداحافظ دایی عزیزم
شعر رودخانه
در آغوش تو باد می وزید
ستاره سوسو می زد
ماه می تابید
در آغوش تو
رودخانه ها جریانی عمیق داشتند
دریاها می خروشیدند
زمین می چرخید
در آغوش تو
همه چیز بود
اما عشق حرکتی نداشت.

