تکست تولدت مبارک رفیق ، عکس نوشته تولدت مبارک رفیق در اینستا

تکست تولدت مبارک رفیق ، عکس نوشته تولدت مبارک رفیق در اینستا

تکست تولدت مبارک رفیق تکست تولدت مبارک رفیق ، عکس نوشته تولدت مبارک رفیق در اینستا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …

تبریک تولدت مبارک ، رفیق و خواهرم و عشقم و دخترم + پیام تبریک تولد عادی

تبریک تولدت مبارک ، رفیق و خواهرم و عشقم و دخترم + پیام تبریک تولد عادی

تبریک تولدت مبارک تبریک تولدت مبارک ، رفیق و خواهرم و عشقم و دخترم + پیام تبریک تولد عادی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …

متن در مورد بهار و عید ، و گل + متن زیبا و ادبی در مورد بهار و عید نوروز

متن در مورد بهار و عید ، و گل + متن زیبا و ادبی در مورد بهار و عید نوروز

متن در مورد بهار و عید متن در مورد بهار و عید ، و گل + متن زیبا و ادبی در مورد بهار و عید …

شعر عاشقانه یزدی

شعر عاشقانه یزدی ؛ مجموعه اشعار عاشقانه و زیبا یزدی

شعر عاشقانه یزدی ؛ مجموعه اشعار عاشقانه و زیبا یزدی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر عاشقانه یزدی

خوشا شهری که می برشانه اوست

خوش ان شخص که میبد خانه اوست.

⇔⇔⇔⇔

شعر یزدی

نَمی‌دونی چِه خَشَه

وقتی میشینَه تو کَشَه

اِگَه پیکِش بیگیری

ویی مُکُنَه اما خَشَه

غوزوکِ پاش را مَن بِشَم

گِلگِلوکِش اَسِه نَمِشَه

حِل و گُل و گُمبُلُکَه

اَسمِ ماچ کَه مِبَری

بیشتر بخوانید : استوری تسلیت مادر برای دوست ، متن تسلیت فوت مادر دوست

شعر یزدی طنز

شُل مِشَه و غَش مُکُنَه

کُوپُوکاش کِه میگیری

خندُوگِ غَش غَش مُکُنَه

وَرمِجه وَقتی تُو کَشَم مُخام لَباشا بِچَشَم

خِیر نَبینَه چِقَه شیرینَه

جیک و جیک کار مبافم ترمه زردار مبافم

پو و دونه اش دل و جون

آی پرن یار مبافم

⇔⇔⇔⇔

شعر یزدی

برای چارقد سرش نقش‌های گل دار مبافم

آخ گفشم خیلی خشه

کی باشه عاروس دوماد یه شب برن پهلوی هم

حوریا با عربونه هی مزن درم درم

دست بزنن شرق شرق منم بشم عوس و عرب

آخ که چقدر این ناخشه

هر چی جمع کرده بودم خرج عاروسی شد همش

بغچه و پا انداز و رونما و رخت بچه ام

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد یزد

بازم نموکنن ولم خدا می‌دونه و دلم

نصیب دشمنت نشه

تکولوگ تکولوگ تکولوگ جون دلوگ حل و گلوک

تکولوگ … با تو بر لو او خیلی خشه

روز جمعه لو اوگوشت و پلو خیلی خشه

باقلو سوهون خانی حاجی بادام و قطاب

دم سال تحویل و ماه و سال نو خیلی خشه

خیلی خشه خیلی خشه چقه خشه خیلی خشه

تکولوگ یادت میاد وقتی که بودی گفتی

یه جایی نون پنیر و زیر نو خیلی خشه

یادته پارسال پیلارسال که ما هم بازی بودیم

تو می‌گفتی؟ تو می‌گفتی؟

بیشتر بخوانید : استوری تسلیت مادر همسر ، متن و پیام تسلیت مادر در اینستاگرام

شعر عاشقانه یزدی

یک دُخترُکی،

همسایه ما و گَلِ دِل بـــــود

از کَلَّه سَحَر تا سَرِشَو

تو کوچه وِل بـــــود

پُــــر گَف بود

و پَر رو و مِثِّ وِر وِرِ جـــادو

هِی گَف مِزَد و بیشتر حَرفاش

وِل و چِل بود

یک روز که شِناسنو مَشا،

آسُّک نیشو نوم داد

جایِ لَقَبِش جُملهِ (کَم حَرف)

تو سجّل بـود

رو تَـــــقّا دَرِ خونه شونم

با نیشِ تیشـــــه

اِسم و لَقَبِش کَندَه

و پیدا رویِ سِل بـــــود

(جلالی)

⇔⇔⇔⇔

شعر یزدی

درس دنیا مگن

که شهر یزد ما خشه

آثار باستانیشو و پشمک

و باقلواش خشه

مردم مهربونش

به سادگی گف مزنن

همه جا دوس مدارن

چون گف یزدیاش خشه

شهر ما قدیمیه،

سابقه تاریخی داره

منار مسجد و گنبد

دور نماش خشه

بازار پنجه علی و خان

و قیصریه مون

بازار زرگری

و بازار مسگراش خشه

بالای بون که مرم

کلمبوهاش نمایونه

طئر معمار قدیمی،

طاق دوریاش خشه

کوچه‌های باریکش

سقا خونه کنارشه

امبارشش بادگیری دیدن

بادگیراش خشه

برو دور شهر ما

چن تا شهر کوچیک و بزرگ

اردکان و میبد و بافق

و بهابادش خشه

انار تفت معروفه

بزرگیش مث هندونه

شیرین و ترش داره انار،

انواعش خشه

⇔⇔⇔⇔

شعر یزدی طنز

تفریگاه شهر ما

فعلا که شهر شادیه

اگر فرصتی داری مهریز

و ده بالاش خشه

ابرقو هم یکی

از شهرهای استان ماهه

شهر خوب و پاکیه

سرو بلند بالاش خشه

سوغاتی شهر ما

خیلی زیاد و تحفه هه

پشمک و قطابش،

آخ که چه باقلواش خشه

حلوا ارده، ارده شیره

که نگو چقد خشه

پالوده شهر ما،

عرق چل گیاهش خشه

بیشتر بخوانید : استوری تسلیت مادر زن ، شعر و متن تسلیت برای مادر زن داداش

شعر یزدی

توی هر کوچه صدای

تق تق شر بافیه

دستمال ابریشمی،

ترمه گل دارش خشه

وختی عید و مید مشه

شلوق پلوقه شهر ما

بازاراش راه بندونه

شلوق پلوقیاش خشه

بیائید هموطنا

از شهر ما دیدن کنید

ماها مهمون نوازیم

صفای مهموناش خشه

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد یزد

اِگه خواسِد که یَه روزی سفری بِه یَز بی‌یِد

جاهای دیدنی و تاریخی یز بی‌وی‌ند

باسی پیشِ من باشه چَشم وگوشِ تون رفیقا

تاکه خوب یاد بی‌گیرد بَعضی چیزای شهرِ ما

گوش بِدِد که من مِگَم اِسمِ اونا را بی‌دونِد

تا اِگَر یزد اُومدد هَمَّه جاشا خوب بی‌وی‌نِد

البته اینم بِگم، کلِّ چیزای شهرِ ما

نَمِشه که من بِگَم، تو چَنتا جمله به شما

کمُکی وَخ می‌گیره، اِگر که غَمِتون نبود

به زَبونِ شِر مِگُفتَم همه را بود و نبود

چه عجب ایراسَّکی، خونَه دَرومُدِد بازَم؟

سَرِتون گرفته و سَری به ما زَدِد با هم

حالا که زََمت کشیدِد سراغِ ما اومُدِد

حیفه تُو خونه بی‌شی‌ند، شهر ما را نَوی نِد

یزِّ ما مِثِّ نی گین، دُرُس میونِ ایرونه

دورتا دورِش تا بُخوای، دشتِ صاف و بیابونه

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه یزدی

همجوار«طبس» و«نائین» و «کرمون» و «شیراز»

میونِ دشتِ کویر نِشِّسه، با عالمی راز

شهرای«بافق» و«صدوق»،«خاتم» و«میبد»، «اَردکون»

«مهریز» و «تَفت» و «ابرغو» و «بهاباده»، بیدون

دِلِتون مُخواد برِم تُو شهرِ ما گَش بِزَنِم؟

بضی از دیدنیای شهرِ ما را بی‌وی‌نِم؟

پس بِفَرمد، همرا من شِد همگی همین حالا

هُموارُک، قَدم زَنون گش بِزَنِم تو شهرِ ما

بیشتر بخوانید : استوری تسلیت مادر رفیق ، عکس و پیام تسلیت مادر در اینستاگرام

شعر یزدی

از همین اوّلی که واردِ شَهرِ ما مشد

«دروازه قرآن» می وی نِد، کَمُکی آشنا مِشِد

سَفیلِ تون نکنم، زِشته دَمِ دَر واسیدن

پس بِفرمد که بِرِم برای گردش و دیدن

توی شَهرِ گَرمِ یز، هر جایی که نِگا کنِد

چنتائی بادگیر و اُنبار و قنات هم می‌وی‌نِد

البته اینَم باسی خِدمتِ تون عرض بُکنَم

شهرِ گرمِ ما شُده تازگیا، پُر دود و دَم

⇔⇔⇔⇔

شعر یزدی طنز

کوچه پسکوچای پُر پیچ و خَمِ دیارِ ما

کوچه‌ی آشتی کنُون معروف بوده از قدیما

خونه‌ها بُزرگ و خَش با دیوارای کاگِلی

مردُمش با هم خَش و اَهلِ صفا و همدلی

«دالون» و«راچینه» و«پُستو» و چنتا«دو َری»

«تالار» و«سرداب» و «چاهِ چِلگَزی» و «سه دَری»

اِگه تو خونه‌ی یزّیا نباشه زیر زمین

گفِ شون مفتَه دیه باسی بِرَن زیرِ زَمین

⇔⇔⇔⇔

شعر یزدی

دَمُک دَرِ خونه، «هَشتی» بوده اون قدیما

حُکمِ‌ هالِ خصوصی داشته برای خونه‌ها

دورتا دورِ هشتی هم، تَقّای پیر نی شین بوده

تا که دردِ دل کنَن با هم، بی شی نَن آسوده…

شهر یز،گر چه یخُده گرم وخُشک و ناخَشَه

عَوَضِش اخلاق مَردُِمش، صمیمی و خَشَه

شیعه و گور و یهودی توی یز بَرابَرن

اِقَدر با هم خَشَن، اِنگاری که برادَرَن

بیشتر بخوانید : استوری تسلیت مادر شوهر ، تسلیت به مادر شوهر برای فوت برادرش

شعر در مورد یزد

اَلبته قَدیمیا خَش‌تَر بودن خیلی با هم

راسّی چِقّه خَش مِشُد، مثِّ اونا بودِم ما هم

حافظم اگر که یزِّیا را خوب شناخته بود

شهر ما را «زِندون سکندرِ» ش نَگِفته بود

این که بعضیا مگَن، یَزّیا اِقتصادیَن

بِه خدا وَختِ خودش، موجبِ سَرفَرازین

اَلبَته قبول دارم، پِسُّکی مُشتِ شون هَمَه

ولی بعضی وَختُکا، نا که همیشه و همه

آخرین بروز رسانی در : دوشنبه 10 مرداد 1401
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.