شعر درباره ماه از شاملو و گلچینی از اشعار زیبا شاملو درباره ماه - پارسی زی
متن عاشقانه تولد پسرم ، متن عاشقانه زیبا مادر برای تبریک تولد پسرش

متن عاشقانه تولد پسرم ، متن عاشقانه زیبا مادر برای تبریک تولد پسرش

متن عاشقانه تولد پسرم متن عاشقانه تولد پسرم ، متن عاشقانه زیبا مادر برای تبریک تولد پسرش همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …

شعر در مورد افراد بی دین ؛ اشعار زیبا و مفهومی درباره افراد بی دین

شعر در مورد افراد بی دین ؛ اشعار زیبا و مفهومی درباره افراد بی دین

شعر در مورد افراد بی دین شعر در مورد افراد بی دین ؛ اشعار زیبا و مفهومی درباره افراد بی دین همگی در سایت پارسی …

شعر تولد مادر زن ، پیامک مادر زن به داماد + تبریک تولد مادرزن به دامادش

شعر تولد مادر زن ، پیامک مادر زن به داماد + تبریک تولد مادرزن به دامادش

شعر تولد مادر زن شعر تولد مادر زن ، پیامک مادر زن به داماد + تبریک تولد مادرزن به دامادش همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …

شعر درباره ماه از شاملو

شعر درباره ماه از شاملو ؛ گلچینی از اشعار زیبا شاملو درباره ماه

شعر درباره ماه از شاملو ؛ گلچینی از اشعار زیبا شاملو درباره ماه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر درباره ماه از شاملو

ماه می‌گذرد

در انتهای مدارِ سردش.

ما مانده‌ایم و

روز

نمی‌آید.

شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه

آسمانِ کوتاه

به سنگینی

بر آوازِ رو در خاموشیِ رحم

فرو افتاد.

سوگواران

به خاک پُشته برشدند

و خورشید و ماه

به هم

بر آمد.

شاملو

بیشتر بخوانید : شعر نو درباره سرنوشت ، شعر و دوبیتی در مورد سرنوشت از مولانا

شعر ماه از شاملو

چون ابرِ تیره گذشت

در سایه‌ی کبودِ ماه

میدان را دیدم و کوچه‌ها را،

که هشت‌پایی را ماننده بود

از هر جانبی پایی به خستگی رها کرده

به گودابی تیره.

و بر سنگفرشِ سرد

خلق ایستاده بود

به انبوهی.

و با ایشان

انتظارِ دیرپای

به یأس و به خستگی می‌گرایید.

و هربار

بی‌قراریِ انتظار

که بر جمعِ ایشان می‌جنبید

چنان بود

که پوستِ حیوان را لرزشی افتاده است

از سردیِ گذرای آب

یا خود از خارشی.

شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه از شاملو

بلورِ سرانگشتانت به ده هِلالَکِ ماه

در معرضِ خورشید از حکایتِ مردی می‌گفت

که صفای مکاشفه بود

و هراسِ بیشه‌ی غُربت را

هجا به هجا

دریافته بود.

شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه

پگاه

چون چشم می‌گشایم

عطرِ شکوفه‌های چترِ بی‌ادعای لیموی تُرش

یورتِ هم‌سایگان را

به‌ناز

با هم پیوسته است.

آنگاه در می‌یابم

به یقین

که ماه نیز

شبِ دوش

می‌باید

بَدرِ تمام

بوده باشد!

شاملو

بیشتر بخوانید : شعر مولانا در مورد حکمت خدا ، شعر در وصف خدا از حافظ

شعر ماه از شاملو

گویی

همیشه چنین است

ای غریوِ طلب ــ:

تو در آتشِ سردِ خود می‌سوزی

و خاکسترت

نقره‌ی ماه است

تا تو را

در کمالِ بَدرِ تو نیز

باور نکنند.

شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه از شاملو

لیکن این خُردْنُمون

حقیقتِ عظیمِ جهان است.

و عظمتِ هر خورشید

در مهجوری‌ چشم

خُردی اختر می‌نماید،

و ماه

ناخنِ کاغذینِ کودکی

که نخستین‌بار

سکه‌یی‌ش به مشت اندر نهاده‌اند

تا به مقراضش

بچینند.

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه

ماه

ناخنِ کوچک

و تک‌شاهیِ سیمینِ فریب! ــ

اما آن کو بپذیرد

خویشتن را انکار کرده است.

این تاج نیست کز میانِ دو شیر برداری،

بوسه بر کاکُلِ خورشید است

که جانت را می‌طلبد

و خاکسترِ استخوانت

شیربهای آن است.

شاملو

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سرنوشت از مولانا ، شعر درباره سرنوشت انسان

شعر ماه از شاملو

زیباترین تماشاست

وقتی

شبانه

بادها

از شش جهت به سوی تو می‌آیند،

و از شکوهمندیِ یأس‌انگیزش

پروازِ شامگاهی‌ دُرناها را

پنداری

یکسر به‌سوی ماه است.

شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه از شاملو

در نیست

راه نیست

شب نیست

ماه نیست

نه روز و

نه آفتاب،

ما

بیرونِ زمان

ایستاده‌ایم

با دشنه‌ی تلخی

در گُرده‌هایِمان.

شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه

کنارِ شب

خیمه برافراز،

اما چون ماه برآید

شمشیر

از نیام

برآر

و در کنارت

بگذار.

شاملو

بیشتر بخوانید : شعر سعدی در مورد تجربه ، شعر تجربه را تجربه کردن خطاست

شعر ماه از شاملو

به نوکردنِ ماه

بر بام شدم

با عقیق و سبزه و آینه.

داسی سرد بر آسمان گذشت

که پروازِ کبوتر ممنوع است.

صنوبرها به نجوا چیزی گفتند

و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند.

ماه

برنیامد.

شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه از شاملو

مجال

بی‌رحمانه اندک بود و

واقعه

سخت

نامنتظر.

از بهار

حظِّ تماشایی نچشیدیم،

که قفس

باغ را پژمرده می‌کند.

شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ماه

خاموش باش، مرغکِ دریایی!

بگذار در سکوت بماند شب

بگذار در سکوت بمیرد شب

بگذار در سکوت سرآید شب.

بگذار در سکوت به گوش آید

در نورِ رنگ‌رفته و سردِ ماه

فریادهای ذلّه‌ی محبوسان

از محبسِ سیاه…

شاملو

بیشتر بخوانید : شعر تجربه مولانا ، شعر در مورد حال خوب + شعر مسیر زندگی

شعر ماه از شاملو

خاموش باش، مرغ! دمی بگذار

امواجِ سرگران ‌شده بر آب،

کاین خفتگان مُرده، مگر روزی

فریادِشان برآورد از خواب.

خاموش باش، مرغکِ دریایی!

بگذار در سکوت بماند شب

بگذار در سکوت بجنبد موج

شاید که در سکوت سرآید تب!

آخرین بروز رسانی در : سه شنبه 15 شهریور 1401
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.