اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم و اشعار خواندنی غلامرضا بروسان
شعر نو تولد پاییزی ، متن غمگین تولد پاییزی + پاییز فصل تولد تو
شعر نو تولد پاییزی شعر نو تولد پاییزی ، متن غمگین تولد پاییزی + پاییز فصل تولد تو همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …
متن درباره عکاسی طبیعت ، متن درباره عکاسی به انگلیسی
متن درباره عکاسی طبیعت متن درباره عکاسی طبیعت ، متن درباره عکاسی به انگلیسی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم …
شعر در مورد فراموشی ، متن و شعر کوتاه درباره رها شدن و فراموشی دوست و گذشته
شعر در مورد فراموشی شعر در مورد فراموشی ، متن و شعر کوتاه درباره رها شدن و فراموشی دوست و گذشته همگی در سایت پارسی …
اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم
اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم ؛ اشعار خواندنی غلامرضا بروسان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم
اگر نبودم
مرا در چیزهایی پیدا کنید
که دوستشان داشتم
در ماه، در شکل انار
اگر ناگهان مردم
به مرگ شک کنید
به من
و به مأمور مالیات.
“زنده یاد غلامرضا بروسان”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر اگر نبودم
دوست داشتنت
پیراهن نازکی ست
که آرام از روی بند
بر میدارم.
“غلامرضا بروسان”
بیشتر بخوانید : شعر در مورد میرزا قاسمی ، متن و شعر کودکانه بادمجان
متن اگر نبودم مرا
دستم را زیر سرم می گذارم
و به خواب می روم
من و دستم هر شب خواب تو را می بینیم
عزیزم
ما حتما عاشق همیم
که این همه از هم دوریم.
“زنده یاد غلامرضا بروسان”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم
تنهایی در اتوبوس چهل و چهار نفر است
تنهایی در قطار
هزار نفر.
به تو فکر میکنم
در چشمهای بسته آفتاب بیشتری هست
به تو فکر میکنم
و هر روز
به تعداد تمام دندانهایم سیگار میکشم.
ما چون بارانی هستیم
که همدیگر را خیس میکنیم.
“غلامرضا بروسان”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر اگر نبودم
بعد از تو ما مثل بنفشه ها زندگی کردیم
ناچار بودیم
به درخت ها فکر کنیم
و زندگی کنار پنجره بود
کنار آستین کتم
زندگی در یک قدمی بود
به خاطر تو خشمم را در بهار پنهان کردم
دستم را به نرده ها گرفتم
و از هیاهو دست کشیدم
زانو زدم
و سرم را چون دهان عطری باز کردم.
“غلامرضا بروسان”
بیشتر بخوانید : شاعران ملایری ، متن شعر نظامی گنجوی در مورد ملایر
متن اگر نبودم مرا
من فرق کرده ام
باید باشی و ببینی
اختلاف سر و دستم را
دعوای پیشانی مرا با مشت
باید باشی و ببینی
هر دکمه ای که می افتد
سوزنی به فکر پیراهنم فرو می رود.
با این آتشی که به پا کرده ام
از میان من ای کاش ای کاش
رود خانه ای می گذشت.
“غلامرضا بروسان”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم
اگر لازم باشد زنانه فکر می کنم
و چون سوزنی در خیالت فرو می روم
به دکمه های لباست دست می کشم
و زندگی را بیدار می کنم.
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر اگر نبودم
تو نمی میری
چون پرچمی که سربازان بسیاری در آن شلیک کرده باشند
هر شب به هنگام باد
ماه را از خود عبور می دهی
در تو سر گوزنی را دیدم
که هنوز شاخ هایش به سمت کوهستان کج بود
چشمه ای که پرندگان زیاد را شیر می داد.
“زنده یاد غلامرضا بروسان”
بیشتر بخوانید : شعر طنز ملایری ، شعر از شاعر ملایری + شعر لری نهاوندی
متن اگر نبودم مرا
میبوسمت؛
آنقدر که
دهانم را با دهان تو
اشتباه بگیرند.
“غلامرضا بروسان”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم
تمام عمر دستت صرف شادی شد
دستهای تو مهربان بودند یکی بیشتر از دیگری
و چهرهات مثل وقتی که گلدانی را آب میدهند زیبا بود
مرگ با چهرهات چکار کرده
با سینهات که جای بازی من بود
دیده میشدی چون ماه کوچه و بازار
دیده میشدی چون شاخهای که از آب بیرون میزند
در تو انگار چیزی بود که برق میزد
میدانستم، میدانستم این بهار که بیاید تو را چشم خواهند زد
پدرم برای تو چه بگویم
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده که میتوان در آن درختی کاشت؟
بگویم غمینگم و مرگ کاری نمیکند
دستت را بر شانهام بگذار و مرگ را متوقف کن
دارم میروم، دارم نامم را از دهان دنیا خالی میکنم.
“غلامرضا بروسان”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر اگر نبودم
در جنگ
چیزهای زیادی قسمت می شود
مثلا
کلاهخود
قمقمه
تفنگ
مثلا
سهم من از جنگ
کشتهی پدرم بود.
“غلامرضا بروسان “
بیشتر بخوانید : شعر نظامی گنجوی در مورد ملایر ، متن و شعر در مورد ملایر
متن اگر نبودم مرا
با یک دست تو را لمس می کنم.
و با دست دیگرم
به تو می اندیشم.
عزیزم!
در پی تو
دستم آنقدر بزرگ می شود
که از مرز می گذرد…
” غلامرضا بروسان”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم
ﺑﮕﻮ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟
ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﯼ
ﺑﻪ ﺩُﻡِ ﺑﺎﺩﺑﺎﺩﮐﯽ ﺑﻨﺪ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻏﻢ ﭼﻮﻥ ﺳﻨﮕﯽ
ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺷﯿﺐِ ﯾﮏ ﺩﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﺪ!…
“ﻏﻼﻣﺮﺿﺎ ﺑﺮﻭﺳﺎﻥ”
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر اگر نبودم
اگر تو بخواهی
مورچه ای را از خانه اش دور می کنم
و گرسنگی را به دنیا برمی گردانم
دستم را تا آرنج در دهانم فرو می برم
و خودم را
چون پیراهنی پشت رو می کنم.
“غلامرضا بروسان”
بیشتر بخوانید : در سوگ دایی ، استوری در مورد مرگ دایی + متن زیبا برای دایی
متن اگر نبودم مرا
اشک های تو
شانه ام را خیس می کند
و زخم سال های پیش را می سوزاند
در تو کدام رودخانه می گرید
و ماهی در آستین کدام رود
در تو
روشنایی عجیبی
که درختان سیب را بارور می کند
و دریایی که هنوز
در گوش دکمه های تو می خواند
زیبایی تو
همیشه چیزی را از قلم می اندازد
“غلامرضا بروسان”

