حسین غیاثی هم گناه و متن کامل شعر هم گناه از حسین غیاثی - پارسی زی
جملات دوستی عاشقانه ، متن زیبا برای دوست خوب و رفیق فابریک

جملات دوستی عاشقانه ، متن زیبا برای دوست خوب و رفیق فابریک

جملات دوستی عاشقانه جملات دوستی عاشقانه ، متن زیبا برای دوست خوب و رفیق فابریک همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش …

روحت شاد پدرم ، شعر و متن های کوتاه درباره پدر فوت شده

روحت شاد پدرم ، شعر و متن های کوتاه درباره پدر فوت شده

روحت شاد پدرم روحت شاد پدرم ، شعر و متن های کوتاه درباره پدر فوت شده همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …

شعر حافظ در مورد شهید و زیباترین اشعار حافظ در وصف شهید

شعر حافظ در مورد شهید و زیباترین اشعار حافظ در وصف شهید

شعر حافظ در مورد شهید شعر حافظ در مورد شهید ؛ زیباترین اشعار حافظ در وصف شهید همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …

حسین غیاثی هم گناه

حسین غیاثی هم گناه ؛ متن کامل شعر هم گناه از حسین غیاثی

حسین غیاثی هم گناه ؛ متن کامل شعر هم گناه از حسین غیاثی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

اشعار حسین غیاثی

تو آه منی اشتباه منی

چگونه هنوز از تو می گویم

تو همسفر نیمه راه منی

چگونه هنوز از تو می گویم

پناه منی تکیه گاه منی

که زمزمه ات مانده در گوشم

گناه منی بی گناه منی

که بار غمت مانده بر دوشم

⇔⇔⇔⇔

ترانه های حسین غیاثی

بهانه ی من بغض خانه ی من

گرفته دلم گریه می خواهم

خیال خوش عاشقانه ی من

همیشه تویی آخرین راهم

بهانه ی من بغض خانه ی من

گرفته دلم گریه می خواهم

خیال خوش عاشقانه ی من

همیشه تویی آخرین راهم

بیشتر بخوانید : شعر حماسی در مورد ایران ، شعر در مورد ایران از فردوسی

حسین غیاثی هم گناه

صدای توام پا به پای توام

تو می بری ام رو به خاموشی

غریبه ترین آشنای توام

که می کشدم این فراموشی

تمام منی ناتمام منی

چه بغض بدی در گلو دارم

بیا و بگو فکر حال منی

ببین که هنوز آرزو دارم

⇔⇔⇔⇔

اشعار حسین غیاثی

بهانه ی من بغض خانه ی من

گرفته دلم گریه می خواهم

خیال خوش عاشقانه ی من

همیشه تویی آخرین راهم

بهانه ی من بغض خانه ی من

گرفته دلم گریه می خواهم

خیال خوش عاشقانه ی من

همیشه تویی آخرین راهم

حسین غیاثی

⇔⇔⇔⇔

ترانه های حسین غیاثی

با درد ، با دلشوره ، با تردید

با واژه های زخمی و تب دار

با یاد موهات شعر می بافم

تو گیسوهای ِ گیج ِ گندمزار

آغوش مردونه فراوونه

حرفای مردونه کمن دختر

مهتاب و زیر ابر پنهون کن

مردا همه مثل همن دختر

بیشتر بخوانید : شعر در وصف کاشان ، کاش آن یار که کاشانه به کاشان دارد

حسین غیاثی هم گناه

از این نمی ترسم که بعد از تو

آه کسی پشت سرم باشه

ترسم از اینه تا ابد هر شب

یاد یه زن هم بسترم باشه

جادوی اون چشمای بی انصاف

بازم من و توِ بسترت هل داد

اندام ِ موزون ِ تو می گفتن

می شه میون برف هم گل داد

تو حیف می شی ماهی قرمز

آغوش من مثل یه مردابه

من مرد این افسانه ها نیستم

تو هم نفس می خوای نه هم خوابه

حسین غیاثی

⇔⇔⇔⇔

اشعار حسین غیاثی

طاقت بیار طاقت بیار تو این روزای انتظار

طاقت بیار طاقت بیار تو سردی شبای تار

طاقت بیار و قلبتو به دست تنهایی نده

فانوس چشماتو ببخش به این شبای غم زده

حسین غیاثی

⇔⇔⇔⇔

ترانه های حسین غیاثی

همه جا طوفانه،

عکستو گم کردم

جلوی ایوون باش،

زود برمیگردم

با دلی دریایی،

با لبایی خاموش

صبر کنی تا دیدار،

تو شب رویاپوش

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سی سخت ، شعر در وصف کوهنورد + متن در وصف کوه

حسین غیاثی هم گناه

با خیالت گاهی،

خوش خیالی دارم

کاش میفهمیدی،

که چه حالی دارم

میرم اما اینبار،

زود برمیگردم

صبرکن تا دیدار،

زود برمیگیردم

⇔⇔⇔⇔

اشعار حسین غیاثی

نامه هات چیزی جز،

بغض و خاکستر نیست

حالمو میپرسی،

حال من بهتر نیست

سوت و کورم بیتو،

ساعتم خوابیده

تازه فهمیدم باد،

عطرتم دزدیده

⇔⇔⇔⇔

ترانه های حسین غیاثی

خنده هات همرامه،

بغض من همراته

دلخوشی با یادم،

دلخوشیم رویاته

میرم اما اینبار،

زود برمیگردم

صبرکن تا دیدار،

زود برمیگردم

حسین غیاثی

بیشتر بخوانید : شعر لری در مورد بهار ، متن و شعر لری درباره باران با معنی

حسین غیاثی هم گناه

ما از این شهر غریبه

بی تفاوت کوچ کردیم

از رفیقا زخم خوردیم

تا یه روزی برنگردیم

خونه مون رو دوشمونه

ما یه آه دوره گردیم

ما واقعا با هم چه کردیم

⇔⇔⇔⇔

اشعار حسین غیاثی

ما غنیمت های بی رویای

این جنگای سردیم

زندگیمون کو ببین

ما کشته های بی نبردیم

بی خبر از حاله هم

آواره ی دنیای دردیم

ما واقعا با هم چه کردیم

⇔⇔⇔⇔

ترانه های حسین غیاثی

تلخ اما با هم نبودیم

ما آدمای شهر حسودیم

خسته از کابوس رفتن

دور از اون روزای روشن

بی تفاوت زیر این سقف کبودیم

تلخِ اما با هم نبودیم

ما آدمای شهر حسودیم

خسته از کابوس رفتن

دور از اون روزای روشن

بی تفاوت زیر این سقف کبودیم

بیشتر بخوانید : شعر لری بویراحمدی ، شعر طنز لری بویراحمدی + شعر لری کوتاه

حسین غیاثی هم گناه

پس بدین فرصت خنده هامو

پس بدین شادیه تو صدامو

پس بدین قلب عشق آشنامو

لااقل پس بدین گریه هامو

تلخ اما با هم نبودیم

ما آدمای شهر حسودیم

خسته از کابوس رفتن

دور از اون روزای روشن

بی تفاوت زیر این سقف کبودیم

تلخ اما با هم نبودیم

ما آدمای شهر حسودیم

خسته از کابوس رفتن

دور از اون روزای روشن

بی تفاوت زیر این سقف کبودیم

حسین غیاثی

آخرین بروز رسانی در : یکشنبه 20 شهریور 1401
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.