متن پروفایل برای فوت ، متن غمگین مرگ خودم + متن غمگین مرگ عزیز

متن پروفایل برای فوت ، متن غمگین مرگ خودم + متن غمگین مرگ عزیز

متن پروفایل برای فوت متن پروفایل برای فوت ، متن غمگین مرگ خودم + متن غمگین مرگ عزیز همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

متن تسلیت به خانواده داغدار ، یک پیام کوتاه برای تسلیت

متن تسلیت به خانواده داغدار ، یک پیام کوتاه برای تسلیت

متن تسلیت به خانواده داغدار متن تسلیت به خانواده داغدار ، یک پیام کوتاه برای تسلیت همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …

متن زیبا درباره شمال و دریا ، شعر و متن در مورد دریا کوتاه

متن زیبا درباره شمال و دریا ، شعر و متن در مورد دریا کوتاه

متن زیبا درباره شمال و دریا متن زیبا درباره شمال و دریا ، شعر و متن در مورد دریا کوتاه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …

شعر بی کفن

شعر بی کفن ؛ مجموعه ای از اشعار درباره بی کفنی امام حسین

شعر بی کفن ؛ مجموعه ای از اشعار درباره بی کفنی امام حسین همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر بی کفن

چون روز روشن است که قصدش مصاف نیست

این شاه کم سپاه که بی‌لشکر آمده

یاران نظر کنید به پهلو گرفتنش

این کشتی نجات که بی‌لنگر آمده

بانگ «فیا سیوف خذینی» ست بر لبش

خنجر فرو گذاشته با حنجر آمده

آورده با خودش همه از کوچک و بزرگ

اصغر بغل گرفته و با اکبر آمده

ای تشنگان سوخته لب! تشنگی بس است

سر بر کنید ساقی آب آور آمده

این ساقی علم به کف بی‌بدیل کیست؟

عطشان در آب رفته و عطشان‌تر آمده

این ساقی رشید که در بزم می‌کشان

بی‌دست و بی‌پیاله و بی‌ساغر آمده

آتش به خیمه‌های دل عاشقان زده

این آتشی که رفته و خاکستر آمده

⇔⇔⇔⇔

روضه ارباب بی کفن

آبی نمانده روزه بگیرید نخل‌ها

نخل امید رفته ولی بی‌سر آمده

ای دست پر سخاوت روشن! گشوده شو

دریوزه‌ای به نیت انگشتر آمده

جای شریف بوسه پیغمبر خداست

این نیزه‌ای که از همه بالاتر آمده

آن سر، که تا همیشه سر از آفتاب بود

امشب به خون نشسته به تشت زر آمده

بوی بهشت دارد و همواره زنده است

این باغ گل به چشمت اگر پرپر آمده

بگذار تا دمی به جمالت نظر کنم

هفتاد و دومین گل از خون بر آمده

لب وا کن از هم ای تن بی‌سر حسین من!

حرفی به لب بیار، ببین خواهر آمده

بیشتر بخوانید : شعر در وصف مرد با غیرت ؛ اشعاری زیبا درباره مرد با غیرت

شعر روضه ارباب

تیر از بس که خورده بود حسین

بر تنش مثل پیرهن شده بود

نیزه هاشان تمام شد کم کم

موقع سنگ ریختن شده بود

نفسش بین راه بر می گشت

موقع دست و پا زدن شده بود

هرچه کردند رو به قبله نشد

یعنی آنقدر پاره تن شده بود

زیر انداز خانه های دهات

کفن شاه بی کفن شده بود

⇔⇔⇔⇔

شعر روضه

آمد برای دفن ولی قد خمیده بود

از راه رفته با غم و غصه رسیده بود

ابدان هر شهید به خون غوطه‌ور شده

خطی به خاک، زان همه خونها کشیده بود

گفتا بنی اسد که این جسم اکبراست

این قاسم است و این عون و جعفراست

این است بریر و حنظله این جون و این حبیب

این جسم غرق خون وهب یار بی سراست

⇔⇔⇔⇔

شعر روضه امام حسین

عبد خدا یتیم حسن بین قتلگاهست

این کشته‌ی فتاده بخون غرق درنگاهست

دستش جدا شده چو علمدار کربلا

این نازدانه یک تنِ تنها خودش سپاهست

ناگه فتاد چشم امامِ تمام عشق

بر پیکری که خاک رهش شد پیام عشق

صد پاره پیکری که زکین زیر و رو شده

گفتا بنی اسد که بُوَد این بنام عشق

بیشتر بخوانید : شعر شب بخیر از حافظ ؛ زیبا ترین اشعار حافظ درباره شب بخیر

روضه ارباب بی کفن

این پاره پاره تن که بود نور هر امید

باید کفن شود به دو دستانم این شهید

حالا که نیست قطعه کفن ای بنی اسد

باید که بوریا و حصیری بیاورید

جسمی کنار علقمه افتاده بی حرم

فرق شکسته دیده‌ام این غم کجا برم

آمد کنار علقمه با حال انکسار

گفتا چه آمده به سرت یاس پرپرم

⇔⇔⇔⇔

شعر بی کفن

باد ها

عطر خوش پیرهنش را بردند

سوختند و خبر

سوختنش را بردند

نیزه ها بر عطشش

قهقهه سر می دادند

زخم ها

لاله ی باغ بدنش را بردند

⇔⇔⇔⇔

روضه ارباب بی کفن

دشنه ها دور و بر

پیکر او حلقه زدند

حلقه ها نقش عقیق

یمنش را بردند

این عطش یوسف معصوم

کدامین مصر است

که روی نیزه

بوی پیرهنش را بردند

بیشتر بخوانید : شب بخیر شیطونی ؛ جملاتی زیبا و با حال برای شب بخیر گفتن

شعر روضه ارباب

تا که معلوم نگردد

به کدام آئین است

اهل صحرای تجرّد

کفنش را بردند

باد ها سینه زنان

زود تر از خواهر او

تا مدینه

خبر آمدنش را بردند

یوسف آهسته بگویی

که نمیرد یعقوب

گرگ ها یوسف

گل پیرهنش را بردند

⇔⇔⇔⇔

شعر روضه

برای دفن سالار شهیدان

رسیدند عده ای با چشم گریان

ندانستند راه دفنشان چیست

غلام و سرور و مولایشان کیست

که نا گه یک سواری شد پدیدار

در آن صحرا به چشمان گهر بار

بگفتا من به اینها آشنایم

که از یاران مردان خدایم

⇔⇔⇔⇔

شعر روضه امام حسین

برای دفن آنها کرد اقدام

یکایک کشته ها را خواند با نام

بدیدند کشته ای در خون شناور

بگفتا این بود شبه پیمبر

بود فرزند سالار شهیدان

علی اکبر شهید راه قرآن

بیاوردند یک نعش جوانی

که چون داماد می بودش نشانی

بگفت این مجتبی را نور دو عین است

برادر زاده ی مولا حسین است

بیشتر بخوانید : شعر شب بخیر کوتاه ؛ زیباترین و کوتاهترین اشعار درباره شب بخیر گفتن

روضه ارباب بی کفن

بدیدند کشته ای را سر ندارد

به تن انگشت و انگشتر ندارد

بگفتا این ریاض عالمین است

تن صد چاک بابایم حسین است

برای خاطر زهرای اطهر

کفن آرید بر این جسم بی سر

کسیکه زینت اهل کساء بود

کفن بهرش حصیر و بوریا بود

امام چارمین آمد بسویش

بزد بوسه به رگهای گلویش

چو در خاکش نهاد با چشم گریان

همی گفتا حسین جانم حسین جان

ترا کشتند چرا آبت ندادند

کفن بر جسم صد چاکت ندادند

⇔⇔⇔⇔

شعر بی کفن

مقام قرب خدا یا بهشت اهل ولاست

بهشت اهل ولا یا زمین کرب و بلاست

ورق ورق شده هفتاد و دو کتاب خدا

به هر ورق که زدم تیغ آیه ها پیداست

بنی اسد متحیر اِستاده اند همه

سکوت کرده ولی در سکوتشان غوغاست

نه سر بُوَد به تن کشتگان، نه تن سالم

نه ازغلام، نه مولا، نشان در آن صحراست

⇔⇔⇔⇔

روضه ارباب بی کفن

زکوفه اشک فشان یک سوار می آید

به نینوای وجودش نوای یا ابتاست

گشوده لب که الا ای موالیان حسین

مرا شناخت بر این لاله های باغ خداست

کنار هم بدن قطعه قطعه ی انصار

حبیب ومسلم و جون و بریر و عابس ماست

کنار علقمه افتاده پیکری بی دست

که چشم تشنه لبان از خجالتش دریاست

بیشتر بخوانید : متن دکلمه شب بخیر ؛ مجموعه ای از بهترین جملات برای شب بخیر گفتن

شعر روضه ارباب

به اشک دیده بشویید زخم هایش را

که حافظ حرم و میر لشکر و سقاست

به قلب معرکه خون می دمد ز گودالی

که در میانه ی آن جسم یوسف زهراست

به زیر خنجر و شمشیر و تیر و نیزه و سنگ

برهنه پیکر صد چاک سید الشهداست

میان این شهدا گشته قطعه قطعه تنی

که یاس سرخ حسین است و لاله ی لیلاست

آخرین بروز رسانی در : جمعه 27 آبان 1401
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.