شعر در مورد دشمن ، دوست نما و دشمنی و دوستی و دشمنان و دشمن شناسی

شعر در مورد دشمن

شعر در مورد دشمن و دشمنی و دوستی ، شعر در مورد دشمن دوست نما ، شعر در مورد دشمنان و دشمن شناسی

شعر در مورد دشمن و دشمنی و دوستی ، شعر در مورد دشمن دوست نما ، شعر در مورد دشمنان و دشمن شناسی در سایت پارسی زی.امیدواریم که دشمن نداشته باشید و زندگی تان سرشار از از محبت و دوستی باشد.

ز تو بازماند همین رنج تو

به دشمن رسد کوشش و گنج تو

ز بهر کسان رنج بر تن نهی

ز کم دانشی باشد و ابلهی

⇔⇔⇔⇔

سکندر برآمد بران کوه‌سر

نظاره بران مرد با سیم و زر

یکی بانگ بشنید کای شهریار

بسی بردی اندر جهان روزگار

بسی تخت شاهان بپرداختی

سرت را به گردون برافراختی

بسی دشمن و دوست کردی تباه

ز گیتی کنون بازگشتست گاه

⇔⇔⇔⇔

جنگ با دشمنی که رو در روست

خوشتر از دشمنی که در پهلوست

⇔⇔⇔⇔

همه دشمنان کام دل یافتند

رسیدند جایی که بشتافتند

بمابر کنون تلخ گردد جهان

خروشان شویم آشکار و نهان

بیشتر بخوانید : شعر در مورد فرزند ، دختر و پسر خوب صالح و ناخلف

شعر در مورد دشمن

ای ایران ای مرز پرگهر ، ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان ، پاینده مانی و جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

⇔⇔⇔⇔

دشمن به غلط گفت که من فلسفیم

ایزد داند که آنچه او گفت نیم

لیکن چو در این غم آشیان آمده‌ام

آخر کم از آنکه من بدانم که کیم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دشمن دوست نما

دوست از من پیش دشمن گفت و دشمن پیش دوست

دوست با من دشمنی کرده است و دشمن دوستی

⇔⇔⇔⇔

هم دانه امید به خرمن ماند

هم باغ و سرای بی تو و من ماند

سیم و زر خویش از درمی تا بجوی

با دوست بخور گر نه بدشمن ماند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دشمنی دوستان

عاقبت اندیش‌ترین کودکی

دشمن او بود در ایشان یکی

⇔⇔⇔⇔

اکنون که گل سعادتت پربار است

دست تو ز جام می چرا بیکار است

می‌خور که زمانه دشمنی غدار است

دریافتن روز چنین دشوار است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دشمنی

از قسم خورده دشمنان بدتر

می زند تیغِ ناگهانی دوست

⇔⇔⇔⇔

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد

و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش

زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات

بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم

و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا

لأن روحی قد طاب ان یکون فداک

عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم

سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند

به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ

که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک

حافظ شیرازی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دشمنان

ابله ترین دوستان ما،

خطرناک ترین دشمنان ما هستند..!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد صبر ، خدا و چشم پوشی و امید + صبر بر مصیبت

نمی خواهم دلم خواهان بگیرد

زدست دشمنان درمان بگیرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دشمن شناسی

عشق ینی دوشمنی با خویشتن با این حساب

خواه با خود دشمنی کن خواه با من دوستی

⇔⇔⇔⇔

اگر در کوی خوبان مانده بودم

و گر دشمن ستیزی کرده بودم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دشمنان حضرت علی

چون که مرا زین همه دشمن نهند

تُهمتِ این واقعه بر من نهند

⇔⇔⇔⇔

شو و رو و کوه مَگرد وددین شکالی

دشمن زارتِن خرا تیری مَزن او چشم آهو

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دوست دشمن

کاش بودندی به گیتی استوار و دیرپای

دوستان در دوستی چون دشمنان در دشمنی

⇔⇔⇔⇔

چو دل پر شود از نشانیِ دوست

مگر می شود نزدِ دشمن نشست؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دوستی و دشمنی

از دوست جدید رازت را پنهان کن

از دشمن قدیمی که طرح دوستی

دوباره با تو ریخته خنجرت را …

چون اولی “باورت” را نشانه می گیرد

دومی “قلبت” را

⇔⇔⇔⇔

تو ای دشمنِ دین! مسلمانی ام

مگر می شود، دل ببازم به مست؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دوست و دشمن

دشمن دانا که غم جان بود

بهتر از آن دوست که نادان بود

⇔⇔⇔⇔

بهار عمر ما روزی سرآید

نیاید دشمن زار فرصتی دیگر پدیدار

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جهالت دینی و مردم + جاهلیت و نادانی افراد

شعر در باره دشمن دوست نما

چون دوست دشمن است

شکایت کجابریم

⇔⇔⇔⇔

عشق درقلبم گمانم دشمن جانم شده ست

مثل یک دیوارسنگی سدایمانم شده ست

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره دشمنی

گاهی باید بی رحم باشی

نه با دوست

نه با دشمن

بلکه با خودت…

بزرگت میکند

آن سیلی که خودت به خودت میزنی..!!!

⇔⇔⇔⇔

بیم و امید بنده ز رد و قبول تست

یک شهر خواه دشمن من گیر خواه دوست

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد دوستی و دشمنی

از گـوش دادن بـه سخنـان دشمنانتـان غافـل نباشــید ،

آنهـا اشتباهـات شما را بـه خـوبی بیان می کننـد .

⇔⇔⇔⇔

به مادرم گفتم ای بد مهر مادر

نبیره دوست من دشمن نه نیکوست

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد دشمن

جاده ی موفقیت سر راست نیست

پیچی وجود دارد به نام شکست

دوربرگردانی به نام سردرگمی

سرعت گیر هایی به نام دوست

چراغ قرمز هایی به نام دشمن

چراغ احتیاط هایی به نام خانواده

اما اگر یدکی به نام عزم

موتوری به نام استقامت

و راننده ای به نام خدا داشته باشی

به موفقیت میرسی

⇔⇔⇔⇔

جوابم داد گفتا دشمن تست

نباشد دشمن دشمن بجز دوست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پل ، خواجو و ورسک و معلق شکسته + پل صراط

شعر درباره دشمنان اسلام

هنوز روز خوش دشمن است تا آن روز

که ذوالفقار زبان علی دو دم گردد

⇔⇔⇔⇔

اگر اینست سلوک احباب

دشمن ما نبود دشمن ما

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد دوست و دشمن

راه سخت و راهزن بسیار و عمر اندک ، و من

از کمینِ دشمنِ آگاه ! می ترسم رفیق

⇔⇔⇔⇔

هر دو عالم دشمن یکدیگرند

عقل و جان از کار عالم برترند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره دوست و دشمن

مو دشمن زیار اهل کلاتم

خَشم روستاییُم اهل ولاتُم

⇔⇔⇔⇔

دشمن شب روز باشد بی خلاف

عکس خورشیدست ابر پرگزاف

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره دوست و دشمن

شو یلدا انارهی دونه کِردی

مو قربونت بِرم دشمن زِیارم

⇔⇔⇔⇔

دشمن روزست ظلمت در میان

دشمن ارض است بیشک آسمان

⇔⇔⇔⇔

شعر دشمن دوست نما

اگر خواستی برام سوغات بیاری

بیار اما شراب کهنۀ دشمن زیاری

⇔⇔⇔⇔

دشمن جانست این اجسام تو

کز برای اوست ننگ و نام تو

⇔⇔⇔⇔

شعر دشمن دوست نما را نتوان کرد علاج

دختری از ایل دشمن زیاری

گرگان صفت تن تو را پاره کردند

⇔⇔⇔⇔

دشمن چپ راست آمد راست دان

دشمن جنت جهنم را بدان

⇔⇔⇔⇔

شعر برای دشمن دوست نما

خصم در ماست پی دشمن جعلی نرویم

همت ایدوست به تصحیح معایب باشیم

⇔⇔⇔⇔

دشمن خویش و تمام لشکری

ترک کل کن تا ز دولت برخوری

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دشمن دوست نما

شیشه گراینه گرددهمه جبران بکند

دشمن دوست نمامی بردازریشه تو را

⇔⇔⇔⇔

ز بیخوابی چنان شد کار برمن

که دشمن می بگرید زار برمن

بیشتر بخوانید : شعر در مورد معذرت خواهی ، از عشق و دوست و عذر خواهی کردن

شعر در باره دشمن دوست نما

ای “مهربان دشمن”،غزال عشق،بانو

بعد از تو در این سینه جای هیچکس نیست

⇔⇔⇔⇔

چو تیغ از خون دشمن ریخت باران

قلم شد تیغ در دست سواران

⇔⇔⇔⇔

شعر دشمنان دوست نما

ولی دشمن ز هر کو در کمین است

صدای خنده هایش آتشین است

⇔⇔⇔⇔

در آن تاریک شب خسرو برون شد

شبیخون کرد و دشمن سرنگون شد

⇔⇔⇔⇔

شعر نو دشمن دوست نما

تجاوز کن به حسرت گاه چشمانم چو یک دشمن

که تا هــم بســتگی ِ غـم ها .. اندک مهـلتی باشد

⇔⇔⇔⇔

بگرد لشکر دشمن درامد

جهان بر لشکر دشمن سرامد

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف دشمن دوست نما

دشمن زشکست ما بسی حیران است

درمانده و بیچاره و بس نالان است

⇔⇔⇔⇔

دشمن آن بد اگر مرادی بدفعل

دشمن اینست نامراد بداختر

⇔⇔⇔⇔

شعر دشمن وطن

از این تیزی برندش رگ هر برگ خشکیده

همه سبزی جنگل رو به چشم دشمنی دیده

⇔⇔⇔⇔

دشمن آن هر که هست چاکش در دل

دشمن این هر که هست خاکش بر سر

⇔⇔⇔⇔

شعر دشمن

همیشه فکر این بوده که آهن دشمن چوبه

برای جنگ با دشمن همین بیرحمیا خوبه

⇔⇔⇔⇔

آن دوست که بد سلام دشمن

کردیش کنون تمام دشمن

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه دشمنی

این دوست نارفیقم

آتیش زده به جونم

هم دلمو شکسته

هم دل اون رفیقم

با حرف هایی که گفته

نمک ریخته رو زخمم

نمیدونم رفیقه

یا که یه دشمن بد

⇔⇔⇔⇔

هراسید ازان دشمن بی هراس

دل خصم را کرد از آنجا قیاس

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دشمنی دوستان

ای که دشمن از غریوت زارزار است

پا به زنجــیر فـــــــــتاده اشکبار است

⇔⇔⇔⇔

نیاسود لشگر ز خون ریختن

ز دشمن به دشمن درآویختن

⇔⇔⇔⇔

قاطع از بهر دشمن است این سیف

تو کشی دوست حیف باشد حیف

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.