داستان کودکانه سوپ همه چی - پارسی زی
بهترین نرم افزار مدارس

بهترین نرم افزار مدارس

بهترین نرم افزار مدارس سامانه مَدیار در سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ در طی سه سال پی در پی در رای گیری مردمی به عنوان بهترین …

معرفی شرکت اشناب نماینده رسمی گیربکس کوپلینگ در ایران

معرفی شرکت اشناب نماینده رسمی گیربکس کوپلینگ در ایران

معرفی شرکت اشناب نماینده رسمی گیربکس کوپلینگ در ایران برای انتقال نیرو از موتور تولید کننده نیرو به قطعه، باید از کوپلینگ گیربکس استفاده کرد. …

تاثیر کدام ضدآفتاب خارجی بر روی پوست بیشتر است؟

تاثیر کدام ضدآفتاب خارجی بر روی پوست بیشتر است؟

تاثیر کدام ضدآفتاب خارجی بر روی پوست بیشتر است؟ شیمن شاپ: ضدآفتاب یکی از محصولات مهم در مراقبت از پوست در برابر آفتاب و تابش …

داستان کودکانه سوپ همه چی

An everything soup

عصر دوشنبه بود و مامان هنوز از سر کار برنگشته بود! جیمی و جولی در آشپزخانه ایستاده بودند و به مرغ سردی که در یخچال بود خیره شده بودند!

هیچ کدام از آنها مرغ را دوست نداشتند! چه رسد به آن مرغ سردی که از ناهار دیروز باقی مانده بود!

جولی! کاش ماکارونی داشتیم! جیمی با ناامیدی گفت!

خوب! به نظر شما پاستا چگونه درست می شود؟

سپس پیش بند مامان را گرفت و پوشید!

جیمی تعدادی از کابینت های آشپزخانه را باز کرد و یک کیسه پاستا پیدا کرد!

ابتدا باید پاستا را در آب داغ بپزیم! دیدم مامان این کارو میکنه! جولی با صدای شادی گفت!

جیمی بزرگترین قابلمه را پر از آب کرد و روی اجاق گذاشت و اجاق را روشن کرد! بعد از مدتی آب شروع به جوشیدن کرد! جیمی و جولی روی صندلی ها ایستادند و تمام پاستاها را در آب جوش ریختند!

سپس جولی رفت و مقداری گوشت چرخ کرده و نخود فرنگی از یخچال برداشت و همه آنها را در قابلمه ریخت! از آنجایی که جیمی گوجه فرنگی دوست نداشت، جولی به جای آن سس کچاپ را در قابلمه گذاشت!

بعد از اضافه کردن همه اینها، هر دو کنار اجاق ایستادند و به ماکارونی که با مواد دیگر در حال جوشیدن بود خیره شدند! آنقدر ایستادند که پاستا در آب داغ نرم شد و شل شد!

آنها می توانند بگویند یک مشکل جدی وجود دارد! اصلا شبیه پاستای مامان نبود!

چرا شبیه ماکارونی معمولی نیست؟ جیمی پرسید!

عجله نکن! باید صبر کنیم!

اما مهم نیست چقدر صبر کردند! ماکارونی آنها شل تر و نرم تر شد!

جیمی! این پاستا برای شما چه شکلی است؟

جیمی به قابلمه نگاه کرد و گفت:

ممممم! سوپ! اما مهم نیست! من هم سوپ دوست دارم!

مامان همیشه میگه هر چی میخوایم میتونیم به سوپ اضافه کنیم!

جیمی لبخند زد! او عاشق خیار و نارنگی بود! بنابراین او مقداری به سوپ آنها اضافه کرد!

جولی از خرس های صمغی خوشش می آمد، بنابراین کل بسته را در آب جوش خالی کرد!

جیمی کیسه چیپس سیب زمینی را بیاور و تمام چیپس ها را در آن بریز!

هر چیزی را که دوست داشتند در قابلمه می ریزند: سیب، کره، کره بادام زمینی و ژله، شکلات و موز!

به نظر شما آماده است؟ جیمی پرسید.

اما قبل از اینکه جولی جواب بدهد در باز شد و مامان وارد خانه شد! او ابتدا وحشت کرد! چون بوی دود خنده‌داری را حس می‌کرد! وقتی به آشپزخانه رسید، چشمانش را باور نمی کرد! جیمی و جولی کنار اجاق ایستاده بودند و چیزی را تکان می دادند!!!

آه خدای من! تو چکار میکنی؟ مامان با تعجب پرسید.

داریم سوپ درست میکنیم جولی خندید!

همه چیزهایی را که دوست داریم به آن اضافه می کنیم! این یک “سوپ همه چیز” است! جیمی این را با هیجان گفت!

مامان لبخندی زد و به سوپ نگاه کرد!

پس من دیگر مجبور نیستم شام بپزم؟

سوپ بوی خنده دار و عجیبی داشت! و پر از چیزهای عجیب بود! اما حداقل رنگ زیبایی داشت!

خوب! این به نظر عالی می آید! مامان با تردید زمزمه کرد!

سپس سوپ را در کاسه های ناز سفید ریخت و آنها را در میز گذاشت! جولی و جیمی اولین لقمه را در دهان خود گذاشتند…

صورتشان را دراز کردند و اخم کردند!

اییییی ! این چه طعمی است؟ جیمی گریه کرد!

این طعم “همه سوپ” شماست! مامان زد زیر خنده!

مامان! می خواستیم پاستا بپزیم اما مثل سوپ شد! چرا مامان؟

زیرا شما باید برخی از مراحل را دقیقاً دنبال کنید! اکنون! هردو شما! بیا و کمک کن! باید یه سوپ دیگه درست کنیم چون خیلی گرسنه ام! همچنین می توانم مراحل را به شما نشان دهم. بنابراین دفعه بعد “همه سوپ” دیگری درست نخواهید کرد!

و بعد با هم شروع به پختن یک سوپ گوجه فرنگی خوشمزه کردند! جیمی و جولی پس از آن هرگز «همه سوپ» نپزیدند!

منبع:

An everything soup Story for kids , moonzia

آخرین بروز رسانی در : چهارشنبه 16 شهریور 1401
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.