شعر در مورد بی مهری ، بی وفایی فرزند و کم لطفی و بی اعتمادی از حافظ و شاملو

شعر در مورد بی مهری

شعر در مورد بی مهری ، بی وفایی فرزند و کم لطفی و بی اعتمادی از حافظ و شاملو

شعر در مورد بی مهری ، بی وفایی فرزند و کم لطفی و بی اعتمادی از حافظ و شاملو همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد بی مهری

بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم

جور از تو نکو بود جفا هم

بیگانه و آشنا ندانی

بیگانه کشی و آشنا هم

پیش که برم شکایت تو

کز خلق نترسی از خدا هم

بس تجربه کرده‌ام ندارد

آه سحری اثر دعا هم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بی مهری معشوق

سکوتی در کنارم خانه ای زد،

تا نگاهی رفت

به صد جوری که تو برمن نشاندی،

تا جوانی رفت

تو را هرگز نبخشم،

سازِ بی مهری زِ من خواندی

مرا در بندِ تنهایی کشیدی ،

خود چرا راندی ؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ضعیف کشی ، شعر حافظ و فردوسی درباره ظالم و مظلوم و عدالت

شعر در مورد بی مهری فرزند به مادر

سکوت و لحن سنگینم میزد نعره که غمگینم

شبا از باغ بی مهری دارم اسطوره میچینم

وقتی اجازه داری به گریه هام بخندی

میتونی که به هرکی عشقته دل ببندی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بی مهری دوستان

صد هزار افسوس کز بی‌مهری گردون نهاد

آفتاب عمر یوسف میرزا رو در زوال

ماه اوج عزت از دور سپهر بی‌درنگ

ناگه از اوج شرف رو کرد در برج و بال

شد نهان در تیره خاک آن قیمتی گوهر که بود

دره التاج سیادت قره العین کمال

طعمه‌ی گرگ اجل شد یوسف رویش چو بدر

وز غمش شد پشت یعقوب فلک خم چون هلال

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بی مهری یار

مهری به دل نشسته چرا من نهان کنم

خودرا چرا به گفتن آن بی زبان کنم

ازمن گذشته است که به دل دارم هرچه را

پنهان چنان گذشته ازاین وازآن کنم

بر کاراین جهان نه چنان باشد اعتبار

شاید دمی دگر سفر ازاین جهان کنم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تکرار ، شعر با کلمات تکراری + تکرار زندگی و تکرار اشتباه از مولانا

شعر در مورد بی مهری فرزند

نیست در شهـــــــــــر نگاری که دل ما ببـرد

بختــــــــم ار یار شود رختـــــــم از اینجا ببرد

کو حـریفی کش سر مست که پیش کرمش

عاشق سوختـــــــــــه دل نام تمنــــــــا ببرد

در خیال اینهـــــــــمه لعبت بهوس میـــــبازم

بو که صاحب نظـــــــــــــــری نام تماشا ببرد

باغبــــــانا ز خزان بیخبرت می بیــــــــــــــنم

آه از آنروز که بادت گل رعنــــــــــــــــــــا ببرد

رهـــزن دهــــــــــر نخفـتست مشو ایمن ازو

اگر امـــــــــروز نبردست که فــــــــــــردا ببرد

علــــم و فضلی که بچل سال دلم جمع آورد

ترسم آن نرگس مستانه بیغــــــــــــــما ببرد

سحر با معجــــــــــزه پهلو نزند دل خوش دار

سامری کیست که دست از ید بیضا ببـــــرد

جام میــــــــــنایی می سد ره تنگدلی ست

منه از دست که سیل غمت از جا ببـــــــــرد

راه عشق ار چه کمینــــــــگاه کماندارانست

هر که دانسته رود صرفه ز اعـــــــــــــدا ببرد

حافظ ار جان طلبد غمـــــــــــــزه مستانه یار

خانه از غیـــــــــــــر بپرداز و بهل تا ببــــــــرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بی مهری مادر

یک آشیانه به بی مهری شکست

صد درخت ز عشق سبز گشت

یک قلب به ماتم گشت خسته

صد پیمان به عشق گشته بسته

گر رفیق کلک باز خار در پا کند

صد گل و ریحان به باغ عشق رسته

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بی مهری دوست

قاصدک بر گونه های سردِ حسرت،

بوسه ای زد

تا زِ یادت بی خبر شد ،

در قفس شد، تا پریدی

چون سکوتی در کلامم ،

خط به خط، نامت شکستی

تا صدایت زوزه ی باد شد ،

خبر داد، تو نماندی

چشم را بستی زِ دیداری که طاقت را،

ندانست

تارِ بی مهری بر این دل،

با چه جرمی ،تو تنیدی؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ولادت حضرت زهرا ، دوبیتی و شعر زیبا و کودکانه درباره اسم فاطمه

شعری در مورد بی مهری یار

شراب غم نمی نوشم

نرفتی، ولی اما

صدای رفتنت پیچیده در گوشم

درختی بی رگ و ریشم

تو این شطرنج بی مهری

تو شاهی، من چرا کیشم؟؟

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بی مهری

و از میان تمامِ آرزو ها

دردناک ترینش نخواستن تو

در نداشتنِ توست

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره بی مهری یار

میهمان دلت انصاف نشد

زین سبب با دل من صاف نشد

غافل از جرم وگناه خویشم

بی ریا ، ساده دل ودرویشم

بی خبر از منی ویاد توام

تشنهء یک نگه شاد توام

ماه زیبا ز چه رو گردانی ؟

حاصل این همه بی مهری چیست؟

بگذرد تُند وشتابان ایّام

ندهد دور فلک ما را کام

عُمر ما بر باد است

در کمین داس َاجل صّیاد است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد نامردی ، شعر خیانت و نارفیقی و نامردی روزگار و عشق از حافظ

شعری درباره بی مهری یار

بشکن آن غرور یگانه را دلبر

بنما چهره ی نازدانه را دلبر

تو تظاهر نکن به بی مهری

عمر من رفت جفا نکن دلبر …

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بی مهری فرزند

در گذر پاییز غم انگیز

و در دل مهر ماه بی مهر

هنوز هم بی مهری ها

سهم بی رحم من از این زندگیست …

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بی مهری

روزگاریست که ما را نگران می‌داری

مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری

گوشه چشم رضایی به منت باز نشد

این چنین عزت صاحب نظران می‌داری

ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار

دست در خون دل پرهنران می‌داری

نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ

همه را نعره زنان جامه دران می‌داری

بیشتر بخوانید : شعر در مورد دیوانگی ، شعر کوتاه و دوبیتی در مورد عاقل و دیوانه + دیوانه منم

شعر در مورد بی مهری معشوق

دلم از بی مهری یار شکست

بین یار دگربار چه کرد

شکوند و با بی میلی به من رفت

من ماندمو دنیای پراز درد

اشک ریختم و ناله سر دادم که شاید بیاید

اما دریغ از یک نگاه رفت که رفت …

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.