شعر در مورد طاقت ، شعر در مورد صبر و چشم پوشی + پایان و تحمل سختی

شعر در مورد طاقت

شعر در مورد طاقت ، شعر در مورد صبر و چشم پوشی + پایان و تحمل سختی

شعر در مورد طاقت ، شعر در مورد صبر و چشم پوشی + پایان و تحمل سختی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد طاقت

همیشه باش

هیچ نیمکتی

طاقت بغض مرا ندارد.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد طاقت نداشتن

تا گرفتم خلوتی تاریک، روشن‌تر شدم

قطره ای بودم چو رفتم در صدف گوهر شدم

هیچ گل چون من در این گلزار بی طاقت نبود

خواب دیدم چون نسیم صبح را، پرپر شدم

خشکسالی دیده ای در این چمن چون من نبود

ابر را دیدم چون در آهنگ باران، تر شدم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بم ، شعر درباره شهرستان و ارگ قدیم بم و زلزله بم

شعر در مورد کم طاقتی

برای قلبم

چه طرحی بریزم

تا عاشقت نباشد؟

لبانم را

چه بیاموزم

که تو را نبوسد

و طاقتم را

که دندان بر جگر بگذارد؟

به شعرم چه بگویم

که منتظرم باشد

تا بعد؟

و حال آنکه

روزی که تو را نبینم

بی نهایت است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بی طاقتی

تمام جان و تنم را

بکش در آغوشت

مرا که طاقت یک پیرهن

جدایی نیست!!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صبر و طاقت

جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست

جدا مشو که مرا طاقت جدائی نیست

مدام آتش شوق تو در درون منست

چنانکه یکدم از آن آتشم رهائی نیست.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جاجرم ، شعر کوتاه و عاشقانه در مورد شهر جاجرم

شعر در مورد صبر و طاقت

به حرمت نان و نمکی

که باهم خورده ایم…

نان را تو ببر

که راهت بلند است و طاقتت کوتاه،

نمک را بگذار برای من.

می خواهم این “زخم”،

تا همیشه تازه بماند…!

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره طاقت

هر دل بی تاب را تاب شراب ناب نیست

آتش است این در دل پیمانه آخر آب نیست

طاقت پروانه خواهد آرزوی آتشین

شعله را در بر کشیدن کار هر بی تاب نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد طاقت

با همه ی بی سر و سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام

طاقتِ فرسوده گیم هیچ نیست

در پیِ ویران شدنی آنیم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد رامهرمز ، شعر کوتاه و عاشقانه در مورد شهر رامهرمز

شعر در مورد طاقت نداشتن

ببرد از من قرار و طاقت و هوش

بت سنگین دل سیمین بناگوش

نگاری چابکی شنگی کلهدار

ظریفی مه وشی ترکی قباپوش

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد طاقت نداشتن

کمی طاقت بیاور اشک هایم را، که بد نیست!

بیا بشنو چه می گویم صدایم را! که بد نیست!

مرا پُر کردی از این درد وُ هق هق ها وُ حتی

نشد خالی کنی یک بار جایم را، که بد نیست!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد کم طاقتی

ای عزیزترین احساس تنهایی من

با من حرفی از رفتن نزن

قلب کوچکم طاقت دوریت را ندارد

با من حرفی از رفتن نزن… . …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شهر سامان ، شعر در مورد شهر سامون استان چهار محال بختیاری

شعر در مورد بی طاقتی

خبرت هست

که بی روی تو آرامم نیست

طاقت بار فِراق

این همه ایامم نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صبر و طاقت

طاقت دوریت چه سخته

این لبام هیچ نمیخنده

کاش بودی عزیزم

تا لبام اروم بخنده

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره طاقت

تو که نوازش های امروزم را

سیلی محکم فرداهای نیامده می بینی

با من بگو مگر عشق

جز پیشکش این جرم بی طاقت سوزان

چیز دیگری هم هست؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد فسا ، شعر برای من بهشتی جز فسا نیست و شعری از یک شاعر فسایی

شعر در مورد طاقت

دلی و طاقت سد آه آتشین دارم

همین منم که دل و طاقت چنین دارم

نعوذباله اگر بگذری به جانب غیر تو

می خرامی و من رشک بر زمین دارم

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.