شعر در مورد اسم پریا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم پریا

شعر در مورد اسم پریا

شعر در مورد اسم پریا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم پریا

شعر در مورد اسم پریا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم پریا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد اسم پریا

پریای بی صدا

شاعر پریا آرین

منو از قصه گرفتند!

قصه‌شون دیگه پُر بود از پریای بی صدا!
پریا انگار همه مرده بودند.
توی این همه روز
همه از شب
خسته و خوابیده بودند.

کسی از پری حرفی نگفت.
هیچکی دلتنگ نگاهشون نشد.
هیچکی تو غصه‌هاشون سرک نزد!

پریا انگار همه مرده بودند.
توی مهتاب شبا هم همه دلمرده بودند.

وقتی از این همه قصه
تک و تنها
یه پری اینجا نشسته
دل من پر می‌زنه واسه پرپر زدنش
واسه رفتن
واسه‌‌ی نموندنش!

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد اسم پریا

منو از قصه گرفتند!

قصه‌شون دیگه پُر بود از پریای بی صدا!
پریا انگار همه مرده بودند.
توی این همه روز
همه از شب
خسته و خوابیده بودند.

کسی از پری حرفی نگفت.
هیچکی دلتنگ نگاهشون نشد.
هیچکی تو غصه‌هاشون سرک نزد!

پریا انگار همه مرده بودند.
توی مهتاب شبا هم همه دلمرده بودند.

وقتی از این همه قصه
تک و تنها
یه پری اینجا نشسته
دل من پر می‌زنه واسه پرپر زدنش
واسه رفتن
واسه‌‌ی نموندنش!

این پری هم دیگه تو قصه‌ها نیس.
گوشه‌ی دنج یه دفتر
داره با کلی نگاه و کلمه
از دلش قصه می‌گه.

تو و من هم نمی‌تونیم
توی قصه‌هاش باشیم.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد غصه ، شعر غم انگیز غصه هم میگذرد سهراب سپهری + شعر غمگین

شعر قشنگ در مورد اسم پریا

خسته ام از خستگی ها خسته ام
از همه دیوانگی ها خسته ام
خواستم عاشق بمانم بی دریغ
از تمام عاشقی ها خسته ام
با خودم گویم که قدری صبر کن
از صبوری های بی جا خسته ام
خسته از نا مردمی ها خسته ام
از همه دل بستگی ها خسته ام
از نگاهی که به راهت مانده و
از همه وابستگی ها خسته ام..
از دعای نیمه شب اشک سحر
از تمنا خواستن ها خسته ام
گویم ای ‍«پریا» چه با ک از دیو شب؟
از تمام روز و شب ها خسته ام…

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه در مورد اسم پریا

پریا مهربونن
پریا هم زبونن
پریا اینجا نشستن
می خوان اینو بدونن که عاشق هستم
اره عاشقش من هستم
می دونن از حال مستم
می دونن دل به کی بستم
پریا خوب میدونن/ که عاشق هستم/ می دونن دل به کی بستم

گل گلدون
گل لاله
گل شمعدونی من
نری تنهام بذاری
تویی غم هام بذاری

نمی دونی که چه کردی
دلمو دیونه کردی
نمی دونم که چه بودی یا چه هستی
نکنه فرشته هستی
که تو قلب من نشستی
حالمو اینجوری کردی

همه دنیام شده بازیچه اون ناز نگاهت
شده دیونه اون چشم سیاهت
شده اواره ای اون برق نگاهت
تو چه کردی با دل من
که شدم دیونه حالت

منو مجنون در این دشت جنون همراهیم
اون به مقصود رسید
ولی افسوس دل بیچاره ای من
دل اواره ای من
پریا خوب می دونن
که تو شب ها تویی قرص ماه اسمون من
تو رو تنها نمیزارم
میام پیشت میمونم
واسط از عشق میخونم
میگم از فرهاد و شیرین
همه ای دلبریا عشقایی دیرین
تا که خوابت ببره
تو رو تو بغل بگیرم
با وجودم گل بوسه رو بگیرم
پریا منتظر هستم
که بشه مال خودم دستاش تو دستم
پریا خبر اوردن
که میشی مال خودم
نگی که نگفتم

پریا دیر شده
پریا خسته شدین
پریا می خواین برین
پریا خدا نگهدار
اگر دید ید یار ما رو
برسونید سلامو عشق ما رو
پریا خدا نگهدار

دوستون دارم
محمد علی اط ـ فر

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد اسم پریا

بیا راوی
بیا چیزی بگو

از رنگها بگو…از سنگها
از شورها بگو
از شعرها…

از بامداد بگوُ آیدا یَش
از پری هایِ گریانش

از فروغ وُ غم هایَش

از صالحی بگو وُ ری را یَش

از قیصر و دردهایش

چیزی بگو راوی

از پریا و می کا یَش..

چیزی بگو..

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آبان ماه ، دلنوشته و متن زیبا درباره شروع ماه آبان و آبان ماهی ها

بهترین شعر در مورد اسم پریا

مهرت به دلم افتاد ای پری زیبایی
نازت بکشد دل را در باور و رویایی
چشمان سیاه تو آتش زده بر این جان
در آتش تو سوزم، آتش به دل افزایی
مست می تو باشم روز و شب و با تو باز
افتان شوم و مستان چون چهره تو بنمایی
قربانی راه تو، گشتم، تو ببین ای جان
افتاده به خاکم من، پس چرا نمی‌آیی
تصویر تو را دارم می‌بینم و می‌سوزم
در آتش سوزانم، ای ماه تماشایی
در روز وصالت جان از تن به برون آید
ای کاش بر این خسته، تو لطف بفرمایی
من را بنگر هر روز در سجده به خاک افتم
از دوری و هجر تو، ای مهر اهورایی
تو عالمی و دنیا، دنیا به کفت هیچ است
رو کن تو به من ای جان، تو همیشه با مایی
از صورت تو گویم، من سیرت تو پویم
میلادِ تو گشته باز، باران و پریایی

⇔⇔⇔⇔

زیباترین شعر در مورد اسم پریا

⇔⇔⇔⇔

جدیدترین شعر در مورد اسم پریا

و من از جانب شهر پریا می آیم
مملو از رازقی و اطلسیا می آیم

عازم زندگیم / نقطه سر خط / نشد
باز می گردم واز بچه گیا می آیم

کوچه راآب نپاشید / خودم بارانم
از تبارتر بارنده گیا می آیم

فاتحان/ نو بت بازی به سیه مهره دهند!
من خودم از پس بازنده گیا می آیم

عشق را گر بنویسند با حرف الف
همه قافیه را آشقیا می آیم

شعر نو می شوم از فیض غزل های کهن
با همه تازه گی از کهنه گیا می آیم

کهنه پیراهنی از یوسف مصری دارم
مثل زهوار زدر رفته گیا می آیم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد قلب ، متن کوتاه و شعر درباره قلب مهربان و زخمی + قلب شکسته و پاک

شعر درباره اسم پریا

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره اسم پریا

یک.
مردی ست
در پنجره ایستاده مردی ست
در پیاده رو
که اضلاعِ زندگی اش را
در این قمارخانه پدری
به آدمی ببازد
که حوّا به زندگی
وجنسیتی که در چهار ضلعی پهن می کند
و پدر یعنی
باقی مانده ی بالکنی در عصر
دو.
پریا اتفاق هفت ساله را
به انگشتانش قلمی
تا دخترانش با ناخن هایشان به صورتِ زندگی بکشند
تا زخم را سایه هایی باشد
که به پلک تو می افتند.
سه.
سیاهپوش بر جویدنِ جنسیتی
چند اسفندِ دیگر اگر زن باشی
سالِ مرد تمام می شود؟
چهار.
بالکنی که آفریده ای
آیا عصر ها را به شعری می ریزد
تا از پلک تو بزداید
دود های سیگارِ
کسی که تمام شعر های تو را خواند

⇔⇔⇔⇔

شعر قشنگ درباره اسم پریا

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تفکر ، تفکر خلاق و تفکر مثبت و قدرت درون و اندیشیدن + تفکر و تعقل

شعر عاشقانه درباره اسم پریا

جامه ام دریده نسیم
اما
بادِ تندی می وزد.
آسمان جبهه ی رزم
ابر خوش می تازد
خورشید آشفته در می رود.
از تنگ غروب
اشک ریزان ،هلهله کنان
فوج فوج پری
هی درگوشم می خواند باد
شو رهنمایشان.
آهسته رو ای عابر
شب تاریک است
ستاره ها خاموش اند .
چاره ای نیست هان ای باد
بخاطر گل رویت
رهنمایشان خواهم بود
خواهم بردشان تا سر چشمه
سیراب
تشنه برخواهم گردانند.
هان پریا
چیست عجله تان؟
قافله را خاموش برانید
راه گرگ دارد
جاده چونان قیر در جوش است.
رهزنان خفته اند
اختران جاسوسشان
در بنداش کنید.
هان پریا
کفش هایتان محکم
کیسه هایتان بردوش
خستگی در رخ تان پیداست
تا چشمه نماندست راهی
نگه کن چشمه پیداست
آری آنجاست
فراسوی بیداری ها.
خانه هایتان هویداست
در آنسوی ابرها
خوش بنوشید وآسوده بخفتید
من تاپاسی از شب نگهبانم
راهیتان خواهم کرد فردا
خویش برخواهم گشت به صحرا
خوش باشید وآسوده بروید
من تاپاسی از روز دشت بانم.

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره اسم پریا

⇔⇔⇔⇔

بهترین شعر درباره اسم پریا

پریا چقدر خوبه توخونَتون غم ندارین
خوبه که راحتینوفکرِبیش وکم ندارین
پریا شکرِ خدا که خونَتون آسمونه
مثلِ ما زمینی ها غُصه و ماتم ندارین

پریا کاشکی میشد به شَهرِ تون سربزنیم
توکوچه،پس کوچه هاش به هردری در بزنیم
پریا کاشکی میشد دستامونو بهم بدیم
برسیم به همدیگه به کهکشون سربزنیم

پریا خیلی خوبین،کینه و دعوا ندارین
نه دروغ میگین به هم نه رو دلی پا میزارین
پریا چه خوب میشد یه درسی هم بمابدین
مشقِ عشقو یاد بدین،محبت اینجا بیارین

پریا دنیایِ ما خیلی عجیبه میدونین؟
گاهی وقتا آشنا گاهی غریبه میدونین؟
پریا نمی تونین تو اینجا طاقت بیارین
مثلِ یک سرابهِ وهمش فریبه میدونین؟

پریا چقدر خوبه که غُصهِ جون ندارین
تویِ آبادی تون کوچهِ ویرون ندارین
پریا چقدر قشنگه هَمَتون مهرَبونین
واسه یک لُقمهِ نون دیدهِ گریون ندارین

پریا تو شهرِ ماهم خیلی ها مهرَبونن
خیلی ها به لطفِ حق یارِ هم و همزبونن
پریا ما شهیدامون توجهان بی نظیرَن
توزمین چراغِ راه ،ماهِ شبِ آسمونن

پریاباور کنین میخایم یه کارا بکنیم
میخواهیم تو زندگی خوبی رو پیدا بکنیم
پریا مامیدونیم که رو زمین خلیفهِ خدامونیم
راه های خوب روبّریم دنیا رو زیبا بکنیم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد همسفر ، متن زیبا و جمله کوتاه درباره همسفر خوب زندگی و سفر رفتن

زیباترین شعر درباره اسم پریا

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.