شعر در مورد اسم تینا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم تینا

شعر در مورد اسم تینا

شعر در مورد اسم تینا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم تینا

شعر در مورد اسم تینا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم تینا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد اسم تینا

حواسم نیست
در این شهرِ پر از تشویش
که باران بر دلش سنگین می خندد
دلم در کنج تنهایی
تو را در فکرِ نو بودن
حواسم نیست
که از دست رفت
دلم در اوجِ پروازش
که شاید مقصدم اینجا
نباشد، گر دلم شاد است
حواسم نیست
بی تو هر لحظه
تنم بر مرگ می خندد
تنم در حسرتِ دیروز
سرم از دیده فردا
دلم بر اشک می خندد
توهم، چون سخن گفتن
صدایت همچو آواز است
که قلبت چون کلاغی که
دلش از مرگ، لبریز است
حواسم نیست
چون نوشتن باز
اسیرِ شِکوِه و درد است
چو دردم نبود هرگز
دلم بر شعر می خندد
دلم از غصه دیروز
دلم ازشعر شده خسته
که شاید چون دگر بودم
دلم درد، می شسته
که شاید چون زری خاله
و شاید چون پری، شهپر
فقط در فکر سلاخی
فقط در فکرِ انگشتر
و شاید اینچنین تغییر
دگر اسم ها و سمبل ها
و شاید چون زری، نسرین
ملودی، تینا و سارا
و شاید چون دگر آذین
که دردش نباشد، نــــــور
که دردش چون شبِ یلدا
و چون دردش شود کافور
که من چون تو که خوانی
دلم را در پسِ شعرم
سرم در فکرِ فردایی است
که در اندوهِ خاکستر
بمانیم و بخوانیم چون
دگر رو زعشقبازی نیست
دگر قلبی برای تو
دگر، خورشید، فردا نیست
حواسم نیست
چون رفتن
شده تکرار عادت ها
که در ابر سیاهِ شب
دلت را بر کسی نسپار
دلت را چون حبابی کن
شبیهِ پر ولی خالی
دلت را بر کسی نسپــــــــــــــــــــــــــار
شوی اندوه
شوی زاری
کسی قَدرَت ندانسته
مگر از جنسِ مولانا
شده عشقِ همه ماشین
و شاید ارثِ فرداها
دگر قلب و چِشو رفتار
در شاهنامه ها خواندن
و شاید من حواسم نیست
که زر رفته به آن بالا
که گر عارفی یا مرد
بود معیـــــــــــار
زرگرها
من و تو از گِل و خاکیم
من و تو اهلِ شعر گفتن
که درد ما شده زاری
برای گل شدن پختن.

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد اسم تینا

دیر آمده ای

محبوب من

آنقدر دیر

که به پنج زبان زنده ی دنیا هم

دوستم بداری

هیچ اتفاق عاشقانه ای

سکوت بارانی این دیدار را نخواهد شکست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد غیرت مرد ، متن درباره ناموس و غیرتمندی و مردی که غیرت نداره

شعر قشنگ در مورد اسم تینا

از ان زمان که تقویم
روز رفتنت را خط زد
از ان زمان که محمد
بادبادکش پرواز کرد
از آن زمان که دلم
روی باورش خط زد
پیش عکس یادگاری ِ تینا و فاطمه
تو از من دور شدی
تا روی همین زمین گرد فراموشم کنی
من میان ِ گریه لبخند می زدم
تا ندانند چه بد شکسته ام
روز جشن بادبادکها
من به بهانه ی اوج ِ بادبادکی
بدنبال ِ تو میدویدم
کاش داد می زدم
“نرو بایست!
تویی که غرق رفتنی!”
مرا بدست انتظار سپرده ای
و چشم های ِ من
عادت ندیدنت گرفته است
کلنجار ِ بی تو می شود ادامه داد
کار دستِ قلب ِ من سپرده است!
من ، محو کودکان ِ بی کس ام
گاه می دویم
گاه شادمان ز بی کَسی
کَس ِ هم می شویم
وقت رفتن می شود
خداحافظی با بی خیالی عجیب
ادامه می دهیم به اصل زندگی
درست بعد دوم اردیبهشت

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه در مورد اسم تینا

دوستم نداری

و همین بهار

از تمام شاخه های درهمم

گل های هزار رنگ می روید!

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد اسم تینا

بس عبث میگذرد روزگارم

و مکرر تکرار میکنم تکرار را و انقدر تکرار میکنم

که از این تکرارها به مرز بیخودی می رسم

اخر تکرارهایم به تک درختی که مکرر به تکرارهایم جان میدهد ختم میشود

به ریشه ی ادمیت

اه که خشکیده این ریشه هم

اه که تکرار برایم از نفس کشیدن هم سهل تر شده است

میگویند تکرار مکروه است. کراهت دارد

ایا این مردمان غافل دینشان را را از روی عادت ( تکرار ) بر نگزیدند ؟

ایا این مکرر تکرار های نیاکانشان نبود که بدون هیچ پر سشی ادیان را

پذیرفتند و باز هم ان را پرورش دادند طبق عادات تکراری و انها هم اسیرهمین تکرار های مکرر شدند

حیرانم از این مکرر تکرارها
تکرار تا چه حد ایا؟

تا به کی به تکرار کردن ظلم توسط این گرگ صفتان کبوتر نما باید با چشمان بسته بنگریم؟

ایا تکرار جنایات را ازادی گویند ؟

مصدق هم از برای تکرار رفت .

( تکرار عادت ترور)(تکرار مغز کشی)

اه که
این تکرار های مکرر ریشه هایم را میسوزاند

خسته ام از ان . خسته ام از خود .تا به کی تکرار کنم ارمانهایم را ایا؟

نفسی میکشم عمیق

یاد اون کودک چهار ده ساله ی زیبا رو می افتم که در چنگال همین گرگان بد تینا گرفتار امد

خدایا پدرش را گرفتی . مادرش را تنها ساختی ؟ این چه ازمونی ا ست برای طفلی مظلوم؟

حکم قصاص برای چه؟

برای کودکی که شنیده هایش را بروز داد!!!!!!!

وای بر مردمان غافل ازادیخواه؟

ننگتان باد ای مردمکان ازادی و حقوق بشر

اه

ننگتان باد ای ازادان در بند خود

ای فلک بی وفا

کدامین روز را برای رهایی ام از این زمین خاکی معین کردی؟

خدایا توانم تاب شده است.

ببر این کافر شده ز خویش را

مگزار تکرار هایم رنگ زندگی گیرد به خود

خسته ام از این تکرارها

ای تکرار های لعنتی

رهایم کنید

و باز هم تکرار و تکرار و تکرار های مکرر

کاش میشد با دیده ی باز تر به زندگی بنگریم و این تکرار ها را زیبا تر کنیم و به ان هدف دهیم

ولی حیف

شاید بشود

ولی باز هم تکرار است

لعنت خدا بر این تکرار های مکرر بدون مرز

پس باز هم تکرار میکنم تکررها را و باز هم به بیهودگی زندگی ام می اندیشم

از پس این تکرار ها و تکررهای ممتد

تکرار و

تکرر های ممتد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد نگاه ، متن زیبا و کوتاه در مورد چشمان سیاه من و نگاه به دوردست

بهترین شعر در مورد اسم تینا

با گُلِ روی تو از باغ دلم رفت بهار

بی‌تو ای یار! چنان رو به خزانم که مپرس.

⇔⇔⇔⇔

زیباترین شعر در مورد اسم تینا

دلم می خواد با تو باشم، دور از غم و دردا باشم
دل می خواد پر بگیرم، تو چنگ باد رها بشم

دلم می خواد یه آسمون پر ستاره باهام باشه
دلم می خواد جز تو کسی دیگه پیش من نباشه

دلم می خواد تو آسمون دیگه پرنده نباشه
دیگه تو این دنیای سرد حتی یکی پیدا نشه

دلم می خواد با تو باشم، دستهای تو رو بگیرم
از باغ دلم برای تو، بغل بغل گل بچینم

دفتر مشق و درس من، پر از شعر و غزل شده
این گل سرخ دل من، بدون تو تلف شده

دلم می خواد بهت بگم: “آهای عزیز ترین کسم
کی گفته که بدون تو، جون داره قلب بی کسم”

دلم می خواد داد بزنم: “آهای خدای مهربون
این رسمشه که بکنی دل ما عاشقا رو خون؟”

دلم می خواد بلند بگم: “تویی تو تنها عشق من
تو هستی که جون میدی به همه رگهای خشک من”

دلم می خواد بوست کنم، بهت بگم دوست دارم
دلم می خواد بهت بگم که من فقط تو رو دارم

اینا رو گفتم بدونی، دنیا بی “تینا” نمی خوام
آره من عاشقتم، کسی رو جز تو نمی خوام

⇔⇔⇔⇔

جدیدترین شعر در مورد اسم تینا

تا بر لب تو زمزمه ی عاشقانه هاست

با من هوای غرق شدن در ترانه هاست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد فراموشی ، متن و شعر کوتاه درباره رها شدن و فراموشی دوست و گذشته

شعر درباره اسم تینا

پر از نیلوفر مرداب در یادت
وجودت غرق در مرداب پر عشقش
هوایم با هوایت در سکوتی محض
در نیاز یک تلنگر,یک تبسم
می کند آغاز
میکند آغاز آن بغض قدیمی و تظاهر دوست
در شبی روشن که هنگام طلب کردن تو از دل بیمارم
دل من برد مرا
برد همان جا که تو بر روی همان قایق چوبی
محو یک نیلوفر مرداب بودی و خدا هم بود
باری ای یار!
اگر آن همه دلتنگی تو
با خیال او سراسر غرق آرامش شود
من تمام کهنه غم ها را سپارم بر دو دست باد…

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره اسم تینا

غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهد

به پای خواندنش هم گریه ی جانانه می خواهد

⇔⇔⇔⇔

شعر قشنگ درباره اسم تینا

در انتظار عاشقانه های جیرجیرک مست
روز ها را با نیازی غرق آرزوی شب می کنم
با صدای همان همدم لحظه های غروب ,من
مرز های بی حدود قلب را پاسبانی می کنم
امشب اما دگر دریغی نیست
پروایی نیست
بی راهه نمی روم
غروری نمیبینم
امشب دگر در نیاز تو هستم
در انتظار آغوش تو
آغوش وجودم
آغوش خاک
غرق در آسمان ها
پر از عشق پرواز
چه غریبانه اینبار,

تنها می روم…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد عید قربان ، دوبیتی و جملات زیبا و شعر طنز و دلنوشته های عید قربان

شعر عاشقانه درباره اسم تینا

تو معشوق باش

همین‌گونه ستبر

همین‌گونه سپید

همین‌گونه که چشمهات تپه دارد و دشت

و دستهات که دور

دور دست های تمناست

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره اسم تینا

اسمان زیبا بود
رنگ هایش روشن
روزها طولانی
قصه ها پرمعنی
جمعه ها پر احساس
کوچه ها پر از یاس
شب نشینی ها کوک
سهم نامردی پوچ
ظهر ها دعوا بود
تا که بالشتش زود
پیش مادر باشد
بوی امنی می داد
دامنش پر گل بود
پنج تومانی ها
سهم مشتم می شد
چون که میخوابیدم
و به دو بقالی
من پفک می خواهم
آن یکی تینا را
داد می زد مردی پشمکی دارم خوب
غصه مان بازی بود
قهرمان یک ساعت
کودکی بازیگوش
بوی نان می آمد
بوی سنگک تافتون
مادرم حوری بود
نه نه تنها حوری
او به من جان می داد
حال من یک مادر
زندگانی بر دوش
می نشینم اینجا
خیره در رویاها
گوشه ای از دنیا
شمعدانی سوسن باغ گل ها اینجاست
چای در دستم است
لیک روحم جایی است
توی این زیبایی جای مادر خالی است
من متکا در دست
چشمهایم پر خواب
باز آغوش تو را می جویم
روزگارت خوش باد
دست زیبای تو را میبوسم

⇔⇔⇔⇔

بهترین شعر درباره اسم تینا

باران

خیال توست

می آید، شدید می شود،

صورتم را خیس می کند …

باران؛

آمدن توست

همه را عاشق می کند …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد نارفیق ، دوبیتی نامردی رفیق و نامردی آدمها و روزگار از مولانا و حافظ

زیباترین شعر درباره اسم تینا

با سلامی، نامه یی، شعر تَری «تینا»!
باز کردم رو به رویا ها دری تینا!

ظاهرا یک دوست، بین راهِ قُم _تهران
شعر من را دیده پشت خاوری تینا!

«حال من خوب است اما…» بی تو حالی نیست
تا بگویم شعرهای دیگری تینا!

تازه تو حال مرا پرسیده ای یک روز
در مسیر اصفهان از دختری تینا!

باز یک پیراهن آبی تنت بوده
با ملیله دوزیِ آبی تری تینا!

خوب می دانی دلم را مثل آن ایام
«در لباس آبی از من» می بری تینا!

کاشکی از یاد تو می رفتم و می رفت
در سرت حرفم که از من بگذری تینا!

مرگ، گاهی راه های دیگری دارد
عشق، گاهی خواب های بهتری… تینا!

شعر از مهدی فرجی

شعر در مورد اسم تینا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم تینا

دنیاى درون یک زن

می تواند به همان

سرعتى تغییر کند

که دنیا در جنگ تغییر مى کند …

.

ببخش اگر

هربار می گویی : ” جانم ” …

پرواز نمیکنم، آسمان از آغوشت

دور است دلم تنگ می شود ….

.

زن گریه‌های روز و شبش فرق می کند

سردردهای بی سببش فرق می کند

گر چه اسیر کشمکش سیب و گندم است

اما برای عشق تبش فرق می کند

.

آسودگی از محن ندارد مادر

آسایش جان و تن ندارد مادر

دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش

ورنه غم خویشتن ندارد مادر

.

مردی می خواهم

که دست برندارد از خواستن از نوازش ..

این مرد همکار خداست در آفرینش

در خلق زنی که همیشه می خندد …

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.