شعر در مورد کیمیا ، شعر کیمیا فریدون مشیری + شعری که توش کیمیا باشه

شعر در مورد کیمیا

شعر در مورد کیمیا ، شعر کیمیا فریدون مشیری + شعری که توش کیمیا باشه

شعر در مورد کیمیا ، شعر کیمیا فریدون مشیری + شعری که توش کیمیا باشه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد کیمیا

عاشقا در وصف زلفش اعتدالی پیشه کن

عقل سالم کی پسندد شیوه اغراق را

فتنه ها دیدیم و بیرحمی از او بسیار هم

مهربانی کیمیا شد شهره آفاق را

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد کیمیاگری

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست

من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آهن ، شعر آهن و فولاد + شعر کودکانه آهنربا و لطیفه آهن زنگ نزن

شعری در مورد کیمیا

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد

آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد کیمیا

دردی دارم ،

درمان تویی

کیمیا باش

شفابخشم تویی ،

بامن هم صدا باش

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اسم کیمیا

تو خانقاه و خرابات در میانه مبین

خدا گواه که هر جا که هست با اویم

غبار راه طلب کیمیای بهروزیست

غلام دولت آن خاک عنبرین بویم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حسرت ، شعر درباره حسرت دیدار و زندگی + حسرت کربلا و عشق

شعر عاشقانه در مورد کیمیا

غلام همت آن رند عافیت سوزم

که در گداصفتی کیمیاگری داند

وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی

وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد کیمیا

تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن

که بضاعتی نداریم و فکنده‌ایم دامی

عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود

نه به نامه‌ای پیامی نه به خامه‌ای سلامی

اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته

به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی

ز رهم میفکن ای شیخ به دانه‌های تسبیح

که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اسم کیمیا

عشق

کودتایی ست

در کیمیای تن

و شورشی ست شجاع

بر نظم اشیاء

و شوق تو

عادت خطرناکی ست

که نمی دانم چگونه از دست آن

نجات پیدا کنم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد مهتاب ، متن و شعر عاشقانه برای اسم مهتاب + توصیف مهتاب

شعر درباره کیمیا

قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت

منظری از چمن نزهت درویشان است

آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه

کیمیاییست که در صحبت درویشان است

⇔⇔⇔⇔

شعر حافظ در مورد کیمیا

مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق

گرت مدام میسر شود زهی توفیق

جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است

هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق

دریغ و درد که تا این زمان ندانستم

که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق

به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت

که در کمینگه عمرند قاطعان طریق

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره کیمیا

 خاک و آب مرده آمد

کیمیای زندگی

مردگان چونند یارب

زندگی را کیمیا!؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد الفبا ، شعر الفبای فارسی + شعر جشن الفبا معلم خوب ما با آهنگ

شعر مولانا در مورد کیمیا

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد

هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره کیمیا

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی

که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز

ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل

که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره اسم کیمیا

وفا مجوی ز کس ور سخن نمی‌شنوی

به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا می‌باش

مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ

شعر عاشقانه درباره کیمیا

آنگاه که خوش‌تراش‌ترین تن‌ها را به سکه سیمی

توان خرید،

مرا

دریغا دریغ

هنگامی که به کیمیای عشق

احساس نیاز

می‌افتد

همه آن دم است

همه آن دم است

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.