در جنگ علم و شهود، عاقبت کدام پیروز است؟
مهمترین ویژگی های شامپو مناسب موهای چرب، معرفی برترین برندها
مهمترین ویژگی های شامپو مناسب موهای چرب، معرفی برترین برندها شامپو مناسب موهای چرب چه ویژگیهایی دارد؟ اگر موهای چربی دارید، احتمالا پاسخ این سوال …
بهترین نرم افزارERP ایران
بهترین نرم افزارERP ایران نرم افزار ERP چیست؟ برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) شامل یک طیف وسیع از فرآیندها، روشها و فعالیتهای سازمانی است. شرکتهای فعال …
چرا در دنیای دیجیتال باید از دفترچه یادداشت سیمی استفاده کنیم؟
چکیده : در حال حاضر اپلیکیشنهای مختلفی برای موبایل یا کامپیوتر وجود دارند که نسخه دیجیتال انواع دفترچه یادداشت را در اختیار کاربران ارائه میدهند. در …
در جنگ علم و شهود، عاقبت کدام پیروز است؟
علم با سادهسازی، با اعلام خدایی در شرایط مرزی و تعمیم آن به شرایط پیچیدهی جاری در ۹۹ درصد سایر امور، با نادیده گرفتن فاکتورهای مزاحم، ما را به منجلابهایی هدایت کرده و حال توقع دارد مردم دنیا همچنان دنبالهروی او باقی بمانند. اما جمعیت بزرگی از مردم جهان باور دارند که علم راهحل مشکلات پیچیده را ندارد.
علم نوین در شرایط مرزی خوب کار میکند. یعنی چه؟ در مکانیک سیالات دو نوع جریان آرام و آشفته داریم. تحلیل جریان آرام یا لمینار ساده و تحلیل جریان آشفته یا توربولنت نیازمند حل معادلات عجیب و غریب است و معادلات ریاضیات مهندسی با یاری شرایط مرزی قابل حل هستند. در شرایط مرزی معادلات ابتدا سادهسازی و سپس حل میشوند. خیلی زیباست ولی اگر شرایط مرزی نداشتیم چه؟ البته علم شرایط مرزی میسازد. مثلا علم پزشکی در مواجهه با پدیدهی پیچیدهای به نام بدن انسان، کار را از بررسی جنازهها شروع کرد. در جراحی قلب پزشکان و جراحان سایر امور جاری بدن انسانی را نادیده گرفته یا کنترل میکنند و به حل مشکل یک عضو در شرایطی تحت کنترل و پایدار میپردازند. مرض را در مرز گیر انداخته و درمان میکنند. اما گاه امکان کنسل و کنترل کردن سایر عوامل موثر در بدن، در جامعهی انسانی و در کرهی زمین وجود ندارد.
مسئلهی مرزی
در دیوارهی لوله که پارامترها سادهسازی شده باشند، در آسیبدیدگیهای شدید یا گرفتگی عروق که باز هم مسئله سادهسازی شده و فقط مرگ و زندگی مهم است، در این لحظات یا نقاط میتوان بسیاری از پارامترها را نادیده گرفته یا صفر فرض کرد، علم در چنین نقاطی ایدهآل عمل میکند. سیستمی بسیار پیچیده همچون بدن انسان که رگ آن گرفته است، علم ورود کرده و بسیاری از پارامترهای دیگر را نادیده گرفته یا کنترل میکند و دقیقا به هدفی که به آن داده شده است میزند. رگ را پاکسازی کرده یا به کل تعویض میکند. اما برای زندگی هر روزه توان ارائهی نسخههای موثر ندارد. برای امراض پیچیدهتر ناتوان است. در بسیاری از مریضیهای نیمه مرزی که امکان انکار اثر سایر پارامترها وجود ندارد، از جمله بیماریهای روحی روانی و مغز و اعصاب، مریضیهای خودایمنی و میگرن، علم کم و بیش دستها را به نشانهی تسلیم بالا برده است. کورتون که از جمله داروهای محبوب بیماریهای خودایمنی است اصل بیماری را کنترل میکند ولی جای دیگری از بدن را میپوکاند.
چرا از علم پزشکی حرف میزنیم؟ چون پزشکی با سیستمی پیچیده سر و کار دارد. سیستمی که برخلاف مهندسی ساختمان، خود موضوع بحث را آجر به آجر از پایه نساخته است.
موفقیت قاطع علم در علوم مهندسی
هوش مصنوعی شاهکار مهندسی کامپیوتر است. از نظر فنی توان مقاومسازی ساختمانهای زیبا را در برابر زلزلههای ۱۰ ریشتری هم داریم. مهندسان مکانیک انواع و اقسام ماشینآلات ساده و پیچیده همچون کمپرسور اسکرو، پمپ آب، دریل واگن، تجهیزات سکوی نفتی، ماشین حفاری تونل، هواپیما و فضاپیما ساخته اند، لوحهای مزین به پیام ما برای آدم فضاییها از منظومهی شمسی خارج شده اند و مهندسان متالورژی مواد دیامغناطیس یا ابررسانا میسازند. مهندسان جادوگران جهان علم هستند. ما بر ماه انسان پیاده میکنیم و روی مریخ به حفاری میپردازیم، ولی همچنان نمیدانیم انسان اعزامی به اختیار رفته یا پای جبری در کار است.
روش علمی
چاپ مقالهای علمی نیازمند طی راهی مشخص است که از دل آن میتوان کارخانهی چاپ مقاله برپا کرد. روش علمی ستون علم نوین است و خود بر پایههایی استوار است که اعتبار و اعتماد را برایش ارمغان آورده اند.
۱. تکرارپذیری: اگر تحقیق و آزمایشی به درستی انجام شده باشد، باقی پژوهشگران نیز باید امکان انجام آن و دستیابی به نتیجهای مشابه در شرایط مشابه را داشته باشند.
۲. ابطال پذیری: ادعایی علمی است که راهی برای نمایش غلط بودن آن وجود داشته باشد. اگر هیچ راهی برای رد یا تلاش در رد کردن آن وجود نداشته باشد علمی نیست.
۳. عینیت گرایی: نتایج نباید وابسته به نظر شخصی یا باورهای پژوهشگر باشند؛ دادهها مستقل از فرد معنا دارد.
۴. اتکا به شواهد تجربی: علم بر پایهی مشاهده، اندازهگیری و دادههای واقعی، و نه حدس و گمان، پیش میرود.
۵. شفافیت: روشها، دادهها و تحلیلها باید به شکلی واضح گزارش شود تا دیگران امکان نقد و بررسی داشته اشند.
۶. کنترل متغیرها: برای کشف دقیق عامل اثرگذاری، باید عوامل مزاحم تا حد ممکن کنترل شده و یا مشخص شوند.
۷. داوری: پیش از پذیرش و انتشار، مقالهی علمی را دیگر متخصصان همان حوزه نقد و بررسی میکنند.
۸. پیشبینی پذیری: نظریههای علمی باید توان پیشبینی داشته باشند و پیشگوییهای آنها نیز قابل آزمون باشد.
اعلام دیکتاتوری علم و دینسازی
علم کجا دیکتاتوری کرده است؟ در اقتصاد. دههها اقتصاد رفتاری نادیده گرفته شد، دههها سرکوب شد و پس از دههها ناگهان نایل به دریافت جایزهی نوبل شناخته شد. آفرین، علم خوداصلاحگر است! اما مسئولیت منجلابی که در آن هستیم و فرو رفتیم را هم بپذیرید. این حجم از مصرفگرایی نتیجهی مسیحیت، شهود انسانی یا علم است؟ گرمایش زمین میوهی کدام مسلک است؟ علم آنجا به خطا رفت که جایگاه خود، به عنوان ابزاری در دستان بشر و در کنار سایر ابزار، را فراموش کرده و خویش را تنها راه سعادت و سبک زندگی مطلوب معرفی کرد.
علم با سادهسازی، با اعلام خدایی در شرایط مرزی و تعمیم آن خدایی به شرایط پیچیدهی جاری در ۹۹ درصد سایر امور ما را به منجلابهایی هدایت کرده و حال هم توقع تداوم پیروی بی چون و چرا دارد. تو نشون دادی راهحل مشکلات پیچیده را نداری. علم راه و روش تاتی تاتی کردن بود، خود را جدی گرفت و فاجعه به بار آورد. حال همه را به اطاعت بیچون و چرا از این نونهال ۲ ساله و دیکتاتور فرامیخواند. چرا؟ چون در خود مکانیسم خوداصلاحگری دارد. در دنیای کوچک خودش. برای حل مسئلهی گرمایش زمین چه راهحلی پیشنهاد میکنی؟ برای افزایش دیوانهوار خودکشی دختران نوجوان از سال ۲۰۱۰ که به تشخیص جامعهشناسان نتیجهی مستقیم رشد شبکههای اجتماعی است چطور؟ آیا باید خلأ یا شرایطی مرزی برای روش علمی بسازیم تا سره را از ناسره بازشناسد و راه نجات را تولید کند؟ چگونه تمام زندگی و جهانی که برای ما ساختی را خاموش کنیم تا با سادهسازی و کنترل پارامترهای مزاحم گرمایش زمین را حل و فصل نمایی؟
پیش از بیگ بنگ چه بوده است؟
شهود: نمیدانم
دینهای قدیمی: نمیدانم ولی یکی هست که میداند.
علم: نمیدانم ولی دنبال من بیا، بالاخره خواهم فهمید. به دیگران گوش نکن و فقط دنبال من بیا.
بالاخره خواهی دانست! اما آیا پیش از آن، بحرانها با سرعت به تو نخواهند رسید و تحمل انسانها طاق نخواهد شد؟
علم مشکل و مشکلاتی ساخته است که توان حل آنها را ندارد. علم توان حرکت با سرعت و شتابی که جهان در حال نابودی است را ندارد. دیکتاتورهای کشورهای مختلف در این نقطه با علم شریکند، لحظهی سقوط زمانیست که از نتیجهی اشتباهات خود، از بهمن حاصل جا میمانند و توان پاسخگویی به تمام مسائل پیچیده و در همتنیده و سرعت شگفتانگیز وقایع را ندارند.
ناتوانی علم در حل مشکلات جدی و واقعی او را از مقام خدایی پایین آورده است. حال یا پیش از ظهور رباتهای عجیب و غریب و هوش جامع مصنوعی علم از مقام خدایی استعفا داده و فروتنی خواهد آموخت، یا شاهد تداوم کوچ مردم به روشهای جایگزینی چون کفبینی و جادوگری خواهیم بود و به سوی آخرالزمان خواهیم رفت. مگر در واکسنستیزی شکست علم عیان نیست؟ آیا مردمانی که با واکسن سر جنگ دارند گناهکارند و علم بی تقصیر؟ پس علم برای چه کسانی طراحی شده است؟ علوم انسانی روشمند بر کدام جوامع متمرکز بوده اند؟ انسانهای فضایی مطیع و سربهزیر؟ اگر همهی ۹ میلیارد بشر انسانهایی مطیع و گوش به فرمان علم باشند، گرمایش زمین حل میشود؟
شکست علم در ۱۵ تا ۲۰ سال آینده
علم گاه با روش علمی به اشتباه گرفته میشود. روش علمی رویکردیست برای کشف حقایق که در آن تلاش اساسی بر تکرارپذیری است. در فرایندهای مبتنی بر روش علمی، یافتههای شما می بایست از کورهی تستهای تکرارپذیری و ملاحظهی همکاران دانشگاهی سربلند خارج شوند تا روش را به درستی پیاده کرده باشید.
در طی فرآیند روش علمی، یافتهها ذهنیزدایی میشوند. در زبان انگلیسی دو واژهی سابجکتیو و آبجکتیو به ترتیب به معانی ذهنی و عینی در فارسی برگردانده شده اند. خروجیهای روش علمی به تایید دانشمندان دیگر میرسند. دیگران، بارها و بارها ادعاها و نتایج شما را به آزمون میبرند تا صحت آنها سنجیده شود.
به عنوان مثال اگر ادعا کنید روح دیده اید، این تجربهی ذهنی شماست، چنین تجربهای را نمیتوان با روش علمی به حقیقتی عینی مبدل ساخت. حقایق عینی یا آبجتیو حقایقی چون صندلی مقابل من هستند، دیگران هم آن را میبینند و امکان شمارش پیچ و مهرههای آن را دارند.
روش علمی نقصهایی دارد
۱. احترام و اصالت چندانی برای تجربیات ذهنی قائل نیست. در روش علمی تجربیات عینی بر تجربیات ذهنی ارجحیت یا برتری شدید و افراطی دارد. از همین روست که علم مهندسی دهها سال نوری جلوتر از علم روانشناسی است. مهندسی علم عینیات است و روانشناسی با ذهنیات سر و کار دارد.
۲. جزءنگر است و جهان را از زاویه نگاه محدود خود مینگرد. حقیقت را به مثابه تصویری زیبا و عظیم و بسیار باکیفیت تصور کنید. علم قصد درک این تصویر را دارد و از گوشهای شروع به روشنگری بر سطح آن میکند. همچنین علم ابزاری ساخت دست انسان است و محدودیتهای انسانی دارد. برای مثال هضم حقیقتی که از روابط علت و معلولی پیروی نکند برای ما امکان ناپذیر است؛ ما جانوری اسیر ابعاد مکان و زمانیم، روش علمی نیز همینطور است.
عالم در کنجی از اتاق نشسته و جهان را نظاره میکند، با روش علمی و با توجه به زاویهی خود، قطعه قطعهی این پازل عظیم را با کیفیت بسیار بالایی برملا میکند، میشکافد و مرزهای ناحیهی تماشا را گسترش میدهد. حال چرا این تماشا ضعیف است؟ زاویه و توان این ابزار محدود است. درک بهتر این ضعف با شناخت رقیب روش علمی آسانتر خواهد بود.

روش علمی: برای تصویرسازی حقیقت از گوشهای شروع میکند. میکاود، نور می افکند و پیش میرود. تصویر علمی به مراتب تصویری شفافتر و با کیفیت HD است، اما علم نباید شهود را دست کم بگیرد یا انکار کند. شهود برای قسمتهای تاریک تصویر طرحوارههای معتبری دارد. چرا انکار کرده و میلیونها سال دانش را دور بریزیم؟
رقیب روش علمی شهود است. شهود در علمیترین تعریف آن چکیدهی دانشی است که ما از میلیونها سال تکامل خویش به ارث آورده ایم. شهود یعنی نگاهی کلنگر به تصویر حقیقت. نگاهی با کیفیت پایین، ولی به کل تصویر. شهود ابزار دیگری برای مشاهدهی حقیقت است و در تعارض با علم که تنها گوشهی کوچکی از تصویر عظیم حقیقت جهان را با کیفیتی بسیار بالا رصد میکند، قرار میگیرد.

شهود: پس از میلیونها سال تکامل، چشمان ما به تاریکی اتاق عادت کرده و طرح جامع ولی مبهمی از حقیقت جهان میبیند. دانش شهودی سینه به سینه، در ژنهای ما با اپیژنتیک نگاشته شده و میراث ماست. شهود طرحی کامل از حقیقت جهان دارد، ولی کیفیت آن پایین و پیکسلی است. تصویر مبهم خود خطای دید به همراه دارد.
برای آدم عاقل اینها رقیب نیستند، رفیقند. انسان عاقل از هر دوی لنزهای موجود برای تماشای حقیقت، به جا و به هنگام، بهره میبرد. تا ۲۰ سال آینده این روش علمی نیست که شکست میخورد، روش علمی ابزار است. علم نوین شکست میخورد. علمی که پرمدعاست.
علم در روایتگری عقیم است و رقیب غول آسایی چون داستانسرایی در مقابل آن ایستاده است.. عوام اشتیاق زیادی برای شنیدن یافتههای آماری و علمی شما ندارند. روش علمی برای پیشرفت مورچهای طراحی شده است، یافتههای هیجانانگیز علمی خیلی نادرند.
قصهگویی نسل جدید
در گذشته قصهگویی در دستان پرتوان گروهی اندک پدیدار میشد. نویسندگانی که توان نگارش ۳۰۰ صفحه کتاب خواندنی دارند یا فیلمسازانی که ۱ تا چند ساعت تصویر تماشایی تدوین میکردند.
شبکههای اجتماعی و دوربینهای موبایل و ابزارهای مختلف دیگری که در پی آنها قصهگویی آسانتر شده، قصهگویی را در تمام جهان و در اختیار خیلی از افراد بخصوص نسل جدید پراکنده کرده… علم تاب چنین مبارزه ای را دارد؟
دو شکل شکست ممکن
نهادها: هر قدرتی و هر پدیدهی غالبی نهادهایی در اختیار دارد و برای پرورش و شکوفایی و قدرت آن نهادها میجنگد. علم از این قاعده مستثنی نیست. در ۲۰ سال آینده جنگ نهادهای علم با صدها میلیون قصهگوی پراکنده در سطح جهان به صحنه خواهد رفت؛ و شهود هم هیچ سر پذیرش شکست نداشته و در موارد متعددی به یارای داستانسرایان خواهد شتافت.
نهادهای علم یا شکست روی صحنه را پذیرفته و سلاح بر زمین میگذارند و میپذیرند که افراط در تاختن بر شهود و داستانسرایی خطا بوده، یا اخلاق را میبازند و به عصر دیکتاتوری علم و عالمان، علمپرستی و بکارگیری ابزار هوش مصنوعی برای اهداف دین علم نزول خواهیم کرد.
