متن در مورد جوانی ، غمگین و گذشته + جملات سنگین درباره جوانی از دست رفته

متن در مورد جوانی

متن در مورد جوانی ، غمگین و گذشته + جملات سنگین درباره جوانی از دست رفته

متن در مورد جوانی ، غمگین و گذشته + جملات سنگین درباره جوانی از دست رفته همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد جوانی

عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام

وز خدا دولت این غم به دعا خواسته‌ام

عاشق و رند و نظربازم و می‌گویم فاش

تا بدانی که به چندین هنر آراسته‌ام

شرمم از خرقه آلوده خود می‌آید

که بر او وصله به صد شعبده پیراسته‌ام

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جوانی پدر

جوانی‌ام

گوشه‌ی آغوش تو بود

لحظه‌ای صبر اگر می‌کردی

پیدایش می‌کردم

آغوشت را باز کردی

برای رفتن‌ام

شاید حق با تو بود

من دیر شده بودم!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد کدو ، تنبل و حلوایی از مولوی و شاعران بزرگ

متن در مورد جوانی پدر و مادر

یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست

یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ

نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان

که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جوانی گذشته

می نوش که عمر جاودانی اینست

خود حاصلت از دور جوانی اینست

هنگام گل و باده و یاران سرمست

خوش باش دمی که زندگانی اینست

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جوانی از دست رفته

افسوس که نامه جوانی طی شد

و آن تازه بهار زندگانی دی شد

آن مرغ طرب که نام او بود شباب

افسوس ندانم که کی آمد کی شد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شلغم ، شعر کودکانه و کوتاه و زیبا در مورد شلغم

متن در مورد جوانی غمگین

ز آن می که حیات جاودانیست بخور

سرمایه لذت جوانی است بخور

سوزنده چو آتش است لیکن غم را

سازنده چو آب زندگانی است بخور

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جوانی و پیری

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد

از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر

ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد

دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم

چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جوانی

کودکی‌ام را

سنجاق کرده ام

به… جوانی‌ام

و دوچرخه سبزم

آن پایین صفحه

مدام تاب می‌خورد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد طراوت ، متن زیبا و شعر کوتاه و جملات درباره گل و باران

متن در مورد جوان ناکام

گوشی بنه و نعره مستانه شنو تو

از قامت چون چنگ من الحان اغانی

هم آتش و هم باده و خرگاه چو نقد است

پیران طریقت بپذیرند جوانی

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جوان از دست رفته

عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار

عذرم پذیر و جرم به ذیل کرم بپوش

تا چند همچو شمع زبان آوری کنی

پروانه مراد رسید ای محب خموش

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد جوانی پدر

برخیز که جان است و جهان است و جوانی

خورشید برآمد بنگر نورفشانی

آن حسن که در خواب همی‌جست زلیخا

متن درباره جوانی پدر

خوشا عاشقی خاصه وقت جوانی

خوشا با پریچهرگان زندگانی

به وقت جوانی بکن عیش؛ زیرا

که هنگام پیری بُوَد ناتوانی

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد جوان از دست رفته

عمر از کف رایگانی می رود

کودکی رفت و جوانی می رود

این فروغ نازنین بامداد

در شبانی جاودانی می رود

⇔⇔⇔⇔

متن نوشته در مورد جوان از دست رفته

تو بادبادک بازیگوشی بودی

که با دنباله ی عطرش

هر روز از خیابان نوجوانی‌ام می گذشت !

و من کودکی که می دوید می دوید…

می دوید… و نمی رسید

بیشتر بخوانید : شعر در مورد هنر ، نقاشی و موسیقی و خطاطی و اشپزی و چوب خیاطی

متن درباره جوان از دست رفته

روزی که مرا ز من ستانی

ضایع مکن از من آنچ دانی

تا با تو چو خاص نور گردم

آن نور لطیف جاودانی

تا چند کنم ز مرگ فریاد

با همچو تو آب زندگانی

گر مرگم از او است مرگ من باد

آن مرگ به از دم جوانی

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.