متن در مورد جنگل شمال ، سکوت جنگل و تنهایی + جنگل و درخت و عشق

متن در مورد جنگل شمال

متن در مورد جنگل شمال ، سکوت جنگل و تنهایی + جنگل و درخت و عشق

متن در مورد جنگل شمال ، سکوت جنگل و تنهایی + جنگل و درخت و عشق همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد جنگل شمال

غمگین، میان درختان نشسته ای ..

این عکس باید در جنگل های شمال گرفته شده باشد

اما شمال و جنوب نقشه اهمیتی ندارد

و فرقی نمی کند چه روز و چه ماه و چه سالی بوده …

تنها تو اهمیت داری و چشمان ابری ات

که گویی سوختن جنگلی را می نگریسته اند

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل های شمال

آجر شده قوت لایموتی که منم

فریاد و هوار از سکوتی که منم

آتش شده سهم جنگل خاک آلود

ای ابر ببار بر بلوطی که منم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد قدم زدن ، عکس و متن عاشقانه قدم زدن تنهایی و دو نفره در پاییز

متن زیبا درباره جنگل شمال

دوستم نداری و زیباتر می شوم

چون بوته ای وحشی در انتهای باغ …

دوستم نداری و همین بهار از تمام شاخه های درهمم

گل های هزار رنگ می روید!

یک روز جنگل می شوم جنگلی گریان زیبا

و مه آلود شبیه رویاهایت

تا تو بیایی در من زندگی کنی

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد جنگل شمال

ای جنگل با شکوه کز من دوری

از داغ تو گُر گرفته‌ام بد جوری

من در غم خویش بی صدا می‌سوزم

وقتی که میان شعله‌ها محصوری

⇔⇔⇔⇔

متن درباره جنگل شمال

جنگل است یک ثروت ملی

بحفظش کوش کن

حرف من باشد ز دل

ای جان من تو گوش کن

بیشتر بخوانید : شعر در مورد اسم نفس ، شعر و پیامک در مورد نفسم و نفس تنگی و نفس کشیدن

شعر درباره جنگل شمال

چشم های تو…

وقت زیادی از خدا گرفت…

اگر آفریده نمی شدی…

زیبایی بیشتری به کوه…

به دریا به جنگل میرسید!!!…

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل شمال

دیگه بیدار شو

جنگل درختات خشک و بی برگه

چرا جدی نمی گیری

که گرگا توبشون مرگه

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل های شمال

تو… مرد شمالِ ایرانی من مثلِ بارانِ رویِ شیروانیِ خانه ات…

مثلِ بویِ شالیزار ، جنگل های سرسبز…

مثلِ مرغ هایِ ماهی خواری که هر روز از کنارشان میگذری

مثلِ دریا من ، مثلِ دریا ، دارم برایت عادی میشوم….!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد دل شکستن ، شعر و غزل های دل شکسته از شهریار و مولانا و حافظ

متن زیبا درباره جنگل شمال

شاخه‌ها را زده اند برگ‌ها را به زمین ریخته‌اند

و شنیدم که زنی زیر لبش می‌گفت:

« تو گنهکاری » باد باران زده‌ی زرد خزان « تو گنهکاری »

دل من جنگل سبزی بود و در آن سر بهم آورده درختان بلند

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد جنگل شمال

در جنگل قدم می زدیم

شمع روشنی در دستان تو بود

همه جا سبز بود,سبز

نمی دانم تو رفتی یا شمع خاموش شد؟

به هرحال

در این تاریکی دیگر جنگل نیز سبز نیست

این جا ظلمت غوغا می کند…

⇔⇔⇔⇔

متن درباره جنگل شمال

تمامی جنگل

بر خورشید نماز می خواند

ولی ز خیل درختان ،

به رغم باور باد در این نماز

یکی به نخواهد نهاد سر بر خاک!…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد مرگ همسر جوان ، متن زیبا در مورد مرگ عزیز و سوگ همسر جوان

شعر درباره جنگل شمال

جنگل وارونه افتاده در آب

سایه ی یک درخت کم می شود

با هر رفت و برگشت

اره ماهی ها…

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل شمال

یک درخت می تواند شروع یک جنگل باشد

یک شمع می تواند پایان تاریکی باشد

یک واژه می تواند بیانگر یک هدف باشد

امروز می تواند آن “یک روز” باشد…

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل های شمال

سلطان جنگل ام

بره ای که

گرگ را دیده

گرگ را مکیده

هر چند بی کرک و پشم

دهانم هنوز

بوی شیر می دهد !!!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خاطره ، متن و دلنوشته مرور خاطرات خوش و شیرین قدیمی و گذشته ها

متن زیبا درباره جنگل شمال

در آخرین نامه ‌ات از من پرسیده بودی

که چه سان تو را دوست دارم

عزیزکم، همچون بهار که آسمان کبود را دوست دارد .

همچون پروانه ‌ای در دل کویر یا زنبوری کوچک

در عمق جنگل که به گل سرخی دل داده است

و به آن شهد شیرین ‌اش

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.