شعر در مورد بازی روزگار ؛ اشعاری زیبا و مفهومی درباره بازی روزگار

شعر در مورد بازی روزگار ؛ اشعاری زیبا و مفهومی درباره بازی روزگار

شعر در مورد بازی روزگار شعر در مورد بازی روزگار ؛ اشعاری زیبا و مفهومی درباره بازی روزگار همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

شعر نو درباره برف ، متن و شعر کوتاه در مورد برف از مولانا

شعر نو درباره برف ، متن و شعر کوتاه در مورد برف از مولانا

شعر نو درباره برف شعر نو درباره برف ، متن و شعر کوتاه در مورد برف از مولانا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

متن درباره دوستی های قدیمی ، متن زیبا برای دوست مجازی بامرام

متن درباره دوستی های قدیمی ، متن زیبا برای دوست مجازی بامرام

متن درباره دوستی های قدیمی متن درباره دوستی های قدیمی ، متن زیبا برای دوست مجازی بامرام همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …

متن در مورد بهار و عشق

متن در مورد بهار و عشق ، متن کوتاه عاشقانه بهاری + جملات زیبا در مورد بهار

متن در مورد بهار و عشق ، متن کوتاه عاشقانه بهاری + جملات زیبا در مورد بهار همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد بهار و عشق

دلم می خواهد باران ببارد

و صدای پاهایت را

قطره های باران

به خانه ام بیاورند

بهار بیا …

که من بی تاب

شقایق های توام

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد بهار و عشق

فروردین تُ یی…

وقتی می‌آیی

شکوفه میزند

تار و پودم..

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آواز ، شعر و متن عاشقانه در مورد آواز پرندگان و صدای خوش و زیبا

متن درباره بهار و عشق

قهوه ات را بنوش بی دغدغه ی فردایی

که آمدنش را هیچ تقویمی تضمین نکرده است !

قهوه ات را بنوش و فکر کن از گندمزارهای دیروز چه مانده است؟

از باغ های سیب شهریور؟ از شکوفه های انار؟

قهوه ات را گرم بنوش بی خیال فصلی که در راه است

دیگر زمستان چه می تواند بکند با برگ هایی که طعم پاییز را چشیده اند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بهار و عشق

من اگر

به فصل آغوش تو برسم

بهار می‌شوم

شکوفه میدهم ..️

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد بهار و عشق

کاش با تو نسبتی داشتم…

مثل بهار، که با شکوفه پرتقال

بوی خاک، که با قطره های باران

یا اندوه، که با سکوتِ ماه

کاش با تو نسبتی داشتم…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شغال ، متن و شعر درباره شیر و شغال و کفتار + شیر در قفس

متن زیبا در مورد بهار و عشق

تا تو با منی زمانه با من است

بخت و کام جاودانه با من است

تو بهار دلکشی و من چو باغ

شور و شوق صد جوانه با من است

یاد دلنشینت ای امید جان

هر کجا روم روانه با من است

⇔⇔⇔⇔

متن درباره بهار و عشق

فصل ها را بهم ریخته ای!

مگر موعد آمدنت

زمستان نیست؟

پس چرا دلم

پر از شکوفه های بهار شده!…

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بهار و عشق

باران

چه دلبری می کند برای بهار !

پاییز کم بود

بهار هم عاشق شد …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد اتاق ، متن زیبا و شعر درباره پنجره اتاق و اتاق خواب من و اتاق عمل

متن در مورد بهار و عشق

بهار می تواند

نام تو باشد

وقتی که در همهمه ی سبزِ دلم

دوستت دارم هایت شکوفه می زنند…

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد بهار و عشق

‏صد فصل بهار آید و

بیرون ننهم گام

ترسم که بیایی تو

و در خانه نباشم …

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔

متن درباره بهار و عشق

بهار …

همان کوچه ای بود

که دستانت را گرفتم

و گرنه

این فروردین آب زیرکاه

تظاهر به بهار می کند …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد گنج ، شعر درباره گنج نامه همدان و گنج قارون + کلید گنج ها

شعر درباره بهار و عشق

بهار

جشن طبیعت است

در پایان هر روز بهار،

باید خاک را بوئید.

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد بهار و عشق

نوبهار است

در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد بهار و عشق

بهار

گل نیست

شکوفه نیست

نه سبزه وُ

نه سفره‌ی هفت‌سین.

بهار

تویی که هر سال

تکرار می‌شوی

تکراری اما، نه!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ابر ، متن و شعر زیبا در مورد هوای ابری پاییز و بالاتر از ابرها و آسمان

متن درباره بهار و عشق

بهار

میان سفره‌ی هفت‌سین

شکوفه کرده است

در قاب عکس تو!

⇔⇔⇔⇔

بهار که از راه می‌رسد

جوانه سر می‌زند، شکوفه می شکفد

باران نم‌نم می بارد آسمان نفس می کشد

بهار که از راه می‌رسد

زمین سبز می‌شود بلبل نغمه خوان می‌شود

روز نو می‌شود سال نکو می‌شود

اما… تو چطور؟

اگر شکوفه شکوفه بروید

و دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه؟

اگر زمین زمین سبز شود

و هنوز برگ‌های پاییزی سنگفرش دلت باشد چه؟

اگر باران باران طراوت ببارد

و هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه؟

اگر روز روز نو شود

ولی چشم‌هایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه؟

اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشید

بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟

اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟

بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند

تا… بهار شوی

بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن

که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهار آفرین خواهی شد

بیا و تو بهار آفرین باش

تا دشت دشت مهربانی بروید

هزار هزار خنده بشکفد

باران باران محبت ببارد

تـــــو بــــهار آفریـــن بـــــاش

آخرین بروز رسانی در : یکشنبه 28 آذر 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.