شعر در مورد بهار فریدون مشیری ، دو بیت شعر در مورد فصل بهار

شعر در مورد بهار فریدون مشیری

شعر در مورد بهار فریدون مشیری ، دو بیت شعر در مورد فصل بهار

شعر در مورد بهار فریدون مشیری ، دو بیت شعر در مورد فصل بهار همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد بهار فریدون مشیری

بوی شکوفه‌های گیلاس

انبه‌های طلایی

خاک باران خورده

و بوی تن تو…

با این‌ها می‌توان چهار فصل زندگی کرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار از فریدون مشیری

در من بوی‌ دارچین

در تو عطر بهار نارنج

بیا دست در دست هم

قدم بزنیم

کوچه‌ های‌ عاشقی را …

بیشتر بخوانید : متن در مورد بی جنبه بودن ، بی ارزش بودن و بی اهمیت بودن و بیشعوری افراد

شعر بهار فریدون مشیری

صدای خنده های تو

افتادن تکه های یخ است

در لیوان بهار نارنج! بخند …

می خواهم گلویی تازه کنم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار

با هم به تماشای رقص گیسوان رها

در بادِ بید مجنون نشستیم،

دل های مان بی قرار بود،

بهار بود،

کنار تو همیشه بهار بود محبوب من

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار فریدون مشیری

دوست می دارم در تو

بوی خوش را و نه شکوفه را

نبض را و نه جسم را

وزش آرام باد را

در میان شاخه هایت

و نه شاخه های خشک را

بیشتر بخوانید : متن در مورد نمک نشناسی ، بودن آدمها و فامیل و بی لیاقتی + متن دست بی نمک

شعر در مورد بهار از فریدون مشیری

بهار که شد به دیدنت خواهم آمد

آنوقت مرا دوست خواهی داشت

با تن پوشی از جوانه ها، گلبرگها و برگهای سبز

گلی خواهم شد و به دیدنت خواهم آمد

⇔⇔⇔⇔

شعر بهار فریدون مشیری

در این هوایِ بهاری،

شدم دوباره هوایی

بهار می‌رسد، اما…

بهارِ من! تو کجایی؟!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار

قرارمان همین بهار

زیر شکوفه های شعر !

آنجا که واژه ها

برای تو گل می کنند

آنجا که حرف های زمین افتاده ام

دوباره سبز می شوند

وَ دست های عاشقمان

گره در کارِ سبزه ها می اندازند ؛

قرارمان زیرِ چشم های تو !

آنجا که شعر نم نم شروع می شود

بیشتر بخوانید : متن در مورد بی ارزش بودن ، انسانهای بی ارزش و ارزش قائل شدن برای خود

شعر در مورد بهار فریدون مشیری

آدمی نیست

که عاشق نشود

فصل بهار وای از آن سال

که بی یار بهارش برسد…

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار از فریدون مشیری

مرا بوسیدی

من

شعر شدم ..

تو شکوفه…..

⇔⇔⇔⇔

شعر بهار فریدون مشیری

کاش یکبار هم

ما شکوفه میدادیم،

ما که اینهمه

هَرَس شده ایم…

بیشتر بخوانید : متن در مورد بی لیاقتی آدمها ، متن سنگین درباره نداشتن لیاقت و انسان بی لیاقت

شعر در مورد بهار

به بهار می‌مانی

که چون می‌آید،

درخت خشکیده

شکوفه می‌کند .

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار فریدون مشیری

من

بهار میشوم

تو با لبهات بر تنم

شکوفه بزن ……

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار از فریدون مشیری

در آوردن خرگوش یا کبوتر

از کلاه یک شعبده باز

وقتی تو از لای موهایت

بهار را بیرون می آوری !

بیشتر بخوانید : جملات سنگین بی معرفتی ، عاشقانه دوست و رفیق و فامیل و برادر و همسر

شعر بهار فریدون مشیری

بیا

و معجزه باش؛

مگر بهار

جز آمدن

چه کار می‌کند؟

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.