شعر در مورد مادر از مولانا ؛ شعر در وصف مادر از حافظ و شهریار و پروین اعتصامی - پارسی زی
پیام کوتاه تولدت مبارک عشقم ، عکس و استوری پیشاپیش تولدت مبارک عشقم

پیام کوتاه تولدت مبارک عشقم ، عکس و استوری پیشاپیش تولدت مبارک عشقم

پیام کوتاه تولدت مبارک عشقم پیام کوتاه تولدت مبارک عشقم ، عکس و استوری پیشاپیش تولدت مبارک عشقم همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

شعر در مورد روزه داری ، روزه گرفتن + شعر کوتاه در مورد ماه رمضان

شعر در مورد روزه داری ، روزه گرفتن + شعر کوتاه در مورد ماه رمضان

شعر در مورد روزه داری شعر در مورد روزه داری ، روزه گرفتن + شعر کوتاه در مورد ماه رمضان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …

متن در مورد سه شنبه های مهدوی ، شعر درباره سه شنبه های مهدوی

متن در مورد سه شنبه های مهدوی ، شعر درباره سه شنبه های مهدوی

متن در مورد سه شنبه های مهدوی متن در مورد سه شنبه های مهدوی ، شعر درباره سه شنبه های مهدوی همگی در سایت پارسی …

شعر در مورد مادر از مولانا

شعر در مورد مادر از مولانا ؛ شعر در وصف مادر از حافظ و شهریار و پروین اعتصامی

شعر در مورد مادر از مولانا ؛ شعر در وصف مادر از حافظ و شهریار و پروین اعتصامی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد مادر از مولانا

نگر به موسی عمران که از بر مادر

به مدین آمد و زان راه گشت او مولا

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف مادر از حافظ

یک زنی با طفل آورد آن جهود

پیش آن بت و آتش اندر شعله بود

طفل ازو بستد در آتش در فکند

زن بترسید و دل از ایمان بکند

خواست تا او سجده آرد پیش بت

بانگ زد آن طفل انی لم امت

اندر آ ای مادر اینجا من خوشم

گر چه در صورت میان آتشم

چشم‌بندست آتش از بهر حجیب

رحمتست این سر برآورده ز جیب

اندر آ مادر ببین برهان حق

تا ببینی عشرت خاصان حق

اندر آ و آب بین آتش‌ مثال

از جهانی کآتش است آبش مثال

شعر در وصف مادر از شهریار

گفت نااهلان نکردندت بساز

پر فزود از حد و ناخن شد دراز

دست هر نااهل بیمارت کند

سوی مادر آ که تیمارت کند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مادر از مولانا

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من

تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

⇔⇔⇔⇔

شعر پروین اعتصامی در وصف مادر

ننگرم در تو، در آن دل بنگرم

تحفه او را آر ای جان بردرم

با تو او چون است هستم من چنان

زیر پای مادران باشد جنان

شعر در مورد مادر از مولانا

به جز چشمم چه دارم تا گذارم زیر پای تو

خدا این جان شیرینم کند مادر فدای تو

زبان از گفتن عشقت به کام من نمی‌چرخد

مقامت فوق ادراکم، چه گویم در ثنای تو؟

حیدر دهقان

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف پدر و مادر از مولانا

گفت چون طفلی به پیش والده

وقت قهرش دست هم در وی زده

خود نداند که جز او دیار هست

هم از مخمور هم از اوست مست

مادرش گر سیلیی بر وی زند

از کسی یاری نخواهد غیر او

اوست جمله ی شر او و خیر او

خاطر تو هم زما در خیر و شر

التفاتش نیست جاهای دگر

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مادر از مولانا

مادرم مرکز یک دایره پرمعناست

مادرم بوی بهشت، بوی تمام گل‌هاست

مادرم بوی تب و رنج و غم و غصه ماست

مادرم عشق برای گذر از سختی‌هاست

زیر پای مادران، جنت و مینوی خداست

دل اگر هست به گیتی، دل مادرهاست

غم ندارد آن کسی دوست چو مادر دارد

لنگر کشتی عشق، عاطفه مادرهاست

مثل گلبرگ‎های رنگین گل سرخ بهار

دل خونین چو دریای غم مادرهاست

راه با پای پر از آبله گر می‌پویی

راه دل رو که آن راه دل مادرهاست

شعر مولانا در مورد مرگ مادر

چه ها می کند مادر نفس کلی

که تا بی لسانی بیابد لسانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مادر از مولانا

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهن گرفتن آموخت

شب‌ها بر گاهواره‌ی من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه‌ی راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه‌ی گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست، دارمش دوست

ایرج میرزا

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مادر از حسین پناهی

چو باده در من آتش زد بدیدم

که از هر آب آذر می‌توان کرد

بیا ای مادر عشرت به خانه

که جان را فرش مادر می‌توان کرد

وگر در راه تو نامحرمانند

تو را از جام چادر می‌توان کرد

شعر در مورد مادر از مولانا

به خانه‌ای که نه در وی زن است، زندان است

چه دخمه‌ای که صدش رخنه هست و روزن نیست

چراغ خانه مرد خدا، زن و بچه است

تو را که نیست زن و بچه خانه روشن نیست

به خانه داری خود هرگز انتخاب مکن

زنی که خانه نگهدار و پاکدامن نیست

اغلب کسان که پرده حرمت دریده‌اند

در کودکی محبت مادر ندیده‌اند

شهریار

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مادر کوتاه

مادر عشق طفل عاشق را

پیش سلطان بی‌امان نبرد

تا نشد بالغ و ز جان فارغ

پیش آن جان جان جان نبرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مادر از مولانا

مادر بیا که بوسه زنم دست و پای تو

دور سرت بگردم و گیرم بلای تو

تو تربیت دهنده روح و تن منی

قربان آن محبت و آن لطف‌های تو

چون هستی و وجود حیاتم ز تو بود

در چشم خویش سرمه کنم خاک پای تو

مرحون لطف بی حد و اندازه‌ات منم

جانم دهم اگر تو بخواهی برای تو

بهر خوشی تو بدهم جان خویش را

خواهم خوشی هر دو جهان از برای تو

پند و نصیحت تو مرا رهنما بود

چون آب زندگیست بمن حرف‌های تو

تا مرگ پندهای تو یادم نمیرود

دایم بود بگوش دلم گفته‌های تو

در زندگی مرا چقدر ناز داده‌ای

قربان آن محبت و آن نازهای تو

پرورده‌ای مرا تو به آغوش گرم خویش

قربان قلب پاک و دل پر صفای تو

یا رب ز جمع ما نشوی دور لحظه‌ای

خالی زمان ما نبود هیچ ز جای تو

بهر خوشی ما چقدر رنج دیده‌ای

گردم فدای رنج و غم بی ریای تو

در خاطرم همیشه بود زنده تا ابد

آن لطف‌های بی حد و بی انتهای تو

” کوهی” ، مباد خاطر پاکت بود ملول

زیرا رضای حق بود اندر رضای تو

شعر مادر از شاملو

ای شمس و ای قمر تو ای شهد و ای شکر تو

ای مادر و پدر تو جز تو نسب ندیدم

ای عشق بی‌تناهی وی مظهر الهی

هم پشت و هم پناهی کفوت لقب ندیدم

آخرین بروز رسانی در : دوشنبه 17 آبان 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.