شعر در مورد آسمان حافظ ؛ اشعاری زیبا از سعدی درباره آسمان - پارسی زی
کامنت تبریک تولد همسر ، متن تبریک تولد همسر برای پروفایل در اینستاگرام

کامنت تبریک تولد همسر ، متن تبریک تولد همسر برای پروفایل در اینستاگرام

کامنت تبریک تولد همسر کامنت تبریک تولد همسر ، متن تبریک تولد همسر برای پروفایل در اینستاگرام همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …

متن فوت رفیق جوان و مجموعه جملات غمگین درباره مرگ رفیق جوان

متن فوت رفیق جوان و مجموعه جملات غمگین درباره مرگ رفیق جوان

متن فوت رفیق جوان متن فوت رفیق جوان ؛ مجموعه جملات غمگین درباره مرگ رفیق جوان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …

متن تسلیت به همکار ، برای فوت پدر و مادر و عمو + متن تسلیت به دوست

متن تسلیت به همکار ، برای فوت پدر و مادر و عمو + متن تسلیت به دوست

متن تسلیت به همکار متن تسلیت به همکار ، برای فوت پدر و مادر و عمو + متن تسلیت به دوست همگی در سایت پارسی …

شعر در مورد آسمان حافظ

شعر در مورد آسمان حافظ ؛ اشعاری زیبا از سعدی درباره آسمان

شعر در مورد آسمان حافظ ؛ اشعاری زیبا از سعدی درباره آسمان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد آسمان حافظ

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا

تفقدی نکند طوطی شکرخا را

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار محبان بادپیما را

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

⇔⇔⇔⇔

شعر آسمان من

میر ما هست و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی

حتما بخوانید: متن درباره ماه شب ، متن ادبی و زیبا در مورد قرص ماه آسمان و ستاره و شب مهتابی

شعر در مورد آسمان حافظ

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت

افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع

شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت

زین آتش نهفته که در سینه من است

خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت

می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست

از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت

آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم

دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت

کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت

خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان

زین فتنه‌ها که دامن آخرزمان گرفت

می خور که هر که آخر کار جهان بدید

از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت

بر برگ گل به خون شقایق نوشته‌اند

کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت

حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد

حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آسمان پر ستاره

چون آسمان از گوشمال آهنگ می سازد ترا

بی گوشمال آسمان آهنگ شو آهنگ شو

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آسمان حافظ

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

شعری بخوان که با او رطل گران توان زد

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

قد خمیده ما سهلت نماید اما

بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد

در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی

جام می مغانه هم با مغان توان زد

درویش را نباشد برگ سرای سلطان

ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد

اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند

عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد

گر دولت وصالت خواهد دری گشودن

سرها بدین تخیل بر آستان توان زد

عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است

چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد

شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست

گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد

حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی

باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

حتما بخوانید: متن ادبی در مورد ماه آسمان ، شعر و متن کوتاه درباره ماه شب و مهتاب از حافظ

ابر در شعر حافظ

زمین و آسمان دلو و سبویند
برون ست از زمین و آسمان آب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آسمان حافظ

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش

که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ

که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

⇔⇔⇔⇔

شعر نو آسمان چشمانت

به سوی آسمان رفتم چو دیوان
از این درد آسمان من زمین شد

حتما بخوانید: متن درباره اوج آسمان ، اوج گرفتن و پرواز در آسمان و پروزا هواپیما و ماه آسمان

شعر در مورد آسمان حافظ

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد

خاک وجود ما را از آب دیده گل کن

ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد

این شرح بی‌نهایت کز زلف یار گفتند

حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد

عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود

کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد

امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان

کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد

بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است

همت نگر که موری با آن حقارت آمد

از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار

کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد

آلوده‌ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه

کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد

دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب

هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آسمان و درخت

آسمان با دیگران صاف است و با ما ابر دارد
می‌شود روزی صفا با ما هم اما صبر دارد

حتما بخوانید: دلنوشته آسمان آبی ، متن ادبی و زیبا درباره نگاه به آسمان ابری + آسمان زیباست

شعر در مورد آسمان حافظ

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت

با من راه نشین باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعهٔ کار به نام من دیوانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد

صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع

آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ستارگان

خداوند هفت آسمان و زمین
زمین گستر و آسمان آفرین
ز خورشید مه را جدائی دهد
شب و روزشان روشنائی دهد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آسمان حافظ

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند

گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند

گفتم خراج مصر طلب می‌کند لبت

گفتا در این معامله کمتر زیان کنند

گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه

گفت این حکایتیست که با نکته دان کنند

گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین

گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند

گفتم هوای میکده غم می‌برد ز دل

گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهب است

گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنند

گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود

گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند

گفتم که خواجه کی به سر حجله می‌رود

گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند

گفتم دعای دولت او ورد حافظ است

گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد آسمان

ستاره ای که از آسمان
می افتد
تسلیم سیاهی ِ
شب میشود…

حتما بخوانید: شعر در مورد آسمان ابری و آبی ، اشعر زیبا در مورد آسمان  و زمین و کویر و عشق ، گزیده اشعار در وصف آسمان شب پرستاره ، بهترین اشعار در مورد آسمان و زمین و عشق و پرواز.

شعر در وصف آسمان آبی

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم

سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد

التفاتش به می صاف مروق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان

فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند

تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

آخرین بروز رسانی در : دوشنبه 24 آبان 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.