متن تسلیت رسمی مادر ، متن پیام تسلیت مادر به همکار و دوست

متن تسلیت رسمی مادر ، متن پیام تسلیت مادر به همکار و دوست

متن تسلیت رسمی مادر متن تسلیت رسمی مادر ، متن پیام تسلیت مادر به همکار و دوست همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …

تکست تولدت مبارک انگلیسی ، عکس تولدت مبارک رفیق به انگلیسی

تکست تولدت مبارک انگلیسی ، عکس تولدت مبارک رفیق به انگلیسی

تکست تولدت مبارک انگلیسی تکست تولدت مبارک انگلیسی ، عکس تولدت مبارک رفیق به انگلیسی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش …

شعر در مورد قلیان ، متن و جمله ای در مورد قلیون + شعر قلیان شهریار و قلیون کشا

شعر در مورد قلیان ، متن و جمله ای در مورد قلیون + شعر قلیان شهریار و قلیون کشا

شعر در مورد قلیان شعر در مورد قلیان ، متن و جمله ای در مورد قلیون + شعر قلیان شهریار و قلیون کشا همگی در …

شعر در مورد شهر و شب

شعر در مورد شهر و شب ؛ اشعاری زیبا درباره شهر و شب

شعر در مورد شهر و شب ؛ اشعاری زیبا درباره شهر و شب همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد شهر و شب

بنشین ٬ مرو ٬ که در دل شب ٬ در پناه ماه
خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست

بنشین و جاودانه به آزار من مکوش
یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست

بنشین ٬ مرو ٬ صفای تمنای من ببین
امشب چراغ عشق در این خانه روشن است

جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز
بنشین ٬ مرو ٬ مرو که نه هنگام رفتن است …

⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد شب

بخیر بر تو دعا کرده‌ام همی شب و روز
بطبع بر تو ثنا گفته‌ام همی مه و سال

 حتما بخوانید: شعر در مورد شهر ، متن و شعر کوتاه درباره شهر تهران و شهر من و چراغ های شهر 

شعر در مورد شهر و شب

شب سردیست، هوا منتظر باران است
وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است
شب بخیر ای نفست شرح پریشانی من
ماه‌‎ پیشانی من، دلبر بارانی من

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شب تنهایی

در این شب سیه که فرو مرده شمع ماه
ای مه! چراغ کلبه من باش ساعتی

 حتما بخوانید: متن در مورد سکوت شب ، متن زیبا و فلسفی درباره سکوت زن و تنهایی تلخ

شعر در مورد شهر و شب

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر
نرم نرمک دستی افشان پای کوبان شب بخیر

وسعت غم‌های ما را نیست مرزی آشکار
زین سبب لختی قلم بر ما بگریان شب بخیر

از نگاهت شور و مستی می‌تراود چون شراب
شور و مستی را از این مستان تو مستان شب بخیر

لحظه‌ای دیگر بمان ای بانوی شعر و غزل
میزبان اکنون تویی ما نیز مهمان شب بخیر

برف می‌بارد هوا سرد است بیرون می‌روی
یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شب از حافظ

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شهر و شب

امشب

آمده و نیامده

رفته ای

آسوده و سبک

به خواب رفته ای

این شب ها

مرا راحت نمی فهمند

یک مرد تنها را

نمیشود به راحتی فهمید

فقط می شود

فراموشش کرد

در کنج بی پایان شب

تا صبح

حتما بخوانید: متن در مورد چراغ های شهر ، متن زیبا و شعر نو درباره چراغ نفتی و روشنایی 

شعر شب تاریک است و دل من روشن

من از این خانه پرنور به در می نروم

من از این شهر مبارک به سفر می نروم

منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر

من از او گر بکشی جای دگر می نروم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شهر و شب

شب سردیست، هوا منتظر باران اسـت
وقت خواب اسـت و دلم پیش تو سرگردان اسـت

شب بخیر ای نفست شرح پریشانی من
ماه‌‎پیشانی من، دلبر بارانی من …

 حتما بخوانید: شعر نو چراغ های شهر ، متن درباره چراغ های شهر در شب و نور چراغ خانه

شعر در مورد تاریکی و نور

‏تا کی ز خُم هوس شوی رنگارنگ

روزت شب اسلام و شبت شهر فرنگ

زین مذهب تردید به جایی نرسی

یا رومی روم باش یا زنگی زنگ !

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شهر و شب

مثل ماه می مانی

دقیقا همان طور که بعضی شب ها

باید تا صبح منتظر بمانم

شاید جبران ندیدن رویش را

در نابهنگامی اش با خورشید

از دست ندهم

عشق چقدر ساده می تواند

فیلسوف بسازد

و ستاره شناس تحویل دهد

فقط به جرم یک شب بخیر نگفتن.

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد شهر و شب

بیم است که سودایت دیوانه کند ما را

در شهر به بدنامی افسانه کند ما را

بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری

ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را

 حتما بخوانید: شعر در مورد تاریکی شب ، شعر تاریکی و روشنایی و آرامش شب + شب و تنهایی

شعر در مورد شهر و شب

من ز تاریکی شب می دیدم

دست حسرت زده ی باران را

تو ز تنهایی شب میگفتی

من ز باران غم خود را دیدم

من ز چشمان غم آلوده ی تو

اشک باران دلم را دیدم

تو مرا در ته شب می دیدی

من تو را روز خوش خوشبختی

من تو را سایه ی عشقی دیدم

از درختی که خودش دنیا بود

من ز تاریکی شب می دیدم

من و تو بی کس و تنها بودیم

تو مرا دیدی و من با حسرت

از دل شب خیس و بی کس بودم

از دل این شب باران رفتی

من ز تاریکی شب می دیدم

دست امید مرا می بردی

چشم رویای مرا می بردی

تو ز تاریکی شبها رفتی

من ز تاریکی شب می دیدم

رفتنت آتش دنیایم بود…

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شب از مولانا

من شوق قدم های رسیدن به تو هستم

یک شهر دلش رفت که من دل به تو بستم!

آرامش لبخند تو اعجاز تو این است …

زیبایی تو خانه براندازترین است

⇔⇔⇔⇔

زیباترین شعر در مورد شب

صبح رحمت نگشاید همه تاریکی

یوسف مصر نگردد همه زندانی

راه پر خار مغیلان وتو بی موزه

سفره بی توشه و شب تیره و بارانی

آخرین بروز رسانی در : یکشنبه 7 آذر 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.