شعر کوتاه از شاعر یزدی و گلچینی از اشعار کوتاه و زیبا از شاعر یزدی
شعر درباره دوستی پایدار ، شعر مولانا و شاملو در مورد دوست خوب
شعر درباره دوستی پایدار شعر درباره دوستی پایدار ، شعر مولانا و شاملو در مورد دوست خوب همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …
بهترین شعر پرسپولیس ؛ گلچینی از زیباترین اشعار درباره تیم محبوب پرسپولیس
بهترین شعر پرسپولیس بهترین شعر پرسپولیس ؛ گلچینی از زیباترین اشعار درباره تیم محبوب پرسپولیس همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش …
متن تشکر بابت تسلیت پدر ، تقدیر وتشکر پیام تشکر بابت تسلیت گفتن
متن تشکر بابت تسلیت پدر متن تشکر بابت تسلیت پدر ، تقدیر وتشکر پیام تشکر بابت تسلیت گفتن همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …
شعر کوتاه از شاعر یزدی
شعر کوتاه از شاعر یزدی ؛ گلچینی از اشعار کوتاه و زیبا از شاعر یزدی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
شعر کوتاه از شاعر یزدی
تاریخ باشکوه تو دوم در عالم است
بر مردم جهان، تو شکوهت مسلم است
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر از شاعر یزدی
زاده ی یزدم و
مهمان کویر
در دل خشکی
و بی آبی اسیر
بیشتر بخوانید : اس ام اس های کوتاه تسلیت ، یک پیام کوتاه برای تسلیت رسمی
شعر کوتاه یزدی
به به ز یزد
و مردم خوش نام پرورش
وان خاک پاک
و زر و گوهر برابرش
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر درباره یزد
شهر یز،گر چه یخُده گرم
وخُشک و ناخَشَه
عَوَضِـش اخلاق مَردُِمش،
صمیمی و خَشَه
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر کوتاه از شاعر یزدی
من عاشقم به تو ای شهر یزد من
زیباتر از تو چه باشد به نزد من
بیشتر بخوانید : اس ام اس کوتاه تسلیت پدر ، یک پیام کوتاه برای تسلیت رسمی
شعر از شاعر یزدی
همواره شهر امن و امان و صداقتی
چون زادگاه مردم بس بالیاقتی
اول دیار خشت خام ز آثار عالمی
از هرچه برتر است تو اکنون مقدمی
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر کوتاه یزدی
ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
گر چه دوریم از بساط قرب، همت دور نیست
بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما
حافظ
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر درباره یزد
آباد و بی زوال و کهنسال و با شکوه
این شهر پیر، وه که چه زیباست منظرش
بیشتر بخوانید : اس ام اس کوتاه تسلیت ، جملات مناسب برای تسلیت گفتن
شعر کوتاه از شاعر یزدی
شهر من شهر قنوت است و قنات
بی گل و سبزه، که بی مایه فطیر
ابرها گِردِ سرم می گردند
کاش می شد که بگردند اجیر؛
قطره ای آب شوند و بارند
بر تن تشنه ی من سهل و یسیر
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر از شاعر یزدی
اوّل از دیدنیای یز بگَم من به شما
بعداً از سوغاتیاش مِگَم براتون رُفَقا
«مسجدِ جامع» وُ «برجِ ساعت» و «بازارِ خان»
«زِندون سکندر» و «دولت آباد» و «باغِ خان»
«دروازه قرآن» و«سِدجعفر» و هم«مسجد ریک»
«مسجد حظیره» و «مصلّا» را بیوین تو نیک
«میدونِ میرچخماق» و «آب انبارِ ششباد گیری»
«دَخمَه» و «آتیشکده»، «پیرِ هِریشت» و «نارکی»
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر کوتاه یزدی
«قلعه گرمسیر تفت»، با «کوه مرتضیعلی»
«قلعه پهله َوون» و «باغ نَمیر» و «شاه ولی»
هم چنین «عقابکوه» و «قلعه زیرِ فراشا»
«چنارِ» کهنسال و «قدمگاهِ امام رضا»
«چشمه تامر» که تا مِهرِ همه سال جاریه
آبِش از هر لَحاظی سُبُک و خیلی عالیه
«چنار» و «مسجدِ نصرآباد» و «غارِ صدرآباد»
«مزار شیخ داوود» و »امامزاده نصرآباد»
بیشتر بخوانید : اس ام اس تسلیت مادر به همکار ، متن دلداری برای فوت مادر دوست
شعر درباره یزد
«دِه بالا»،«طِزِرجون» و«سونیج» هوای خوب داره
«نصرآباد» هوا و توت و گیلاسای خوب داره
راسی یادِتون باشه، حتماً «ابرغو» هم بِرِد
«گُنبد عالی» و «سروُ» »مسجد» اون بیوینِ
«قلعه خورمیز» و «شاه صفی» و هم «کشته خونه»
«قاضی میرجعفر» و «پیر مُراد» بافقم، جالبه
«چَکچَک» و «غَربال بیز» و «دَرَّه گاوون»
جای خیلی خَشیه، حتماً بیوینِد همه شون
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر کوتاه از شاعر یزدی
اینکه من زود رَد مشَم، مُخوام پُری خَسَّه نَشِد
چونکه خیلی دُوی دِم، بیید دَهن شیرین کنِد
حالا یَلُّک، بِچِشد شیرینیجاتِ شهرِ ما
«قُطّاب» و «پشمک» و «کیک یزّی» و «باقلو»
«حلواتَقتَقُک»، «فالوده»، «ماقوتُک»، «قند» و «نبات»
«حاجی بادوم»، «حلوا اَرده»، «لوزِ چار» و «آب نبات»
راسُی یادِتون نَرَه، هر وَخ به یَز رسید پاتون
بِبرِد شیرینیجاتِ شهرِ ما را، همراتون
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر از شاعر یزدی
گُفتَنِش لُطفی نَدارَه، باسی حتماً بُخُورِد
بعدشَم بِخَرِد و برای سوغات ببَرِد!
«اردکان» اَرده و «میبد»، سُفال و زیلوی خوب
«تفت» و «عقدا»، انار شیرین و آب لمبوی خوب
عرخِ «نَعنا» و «بیدمشک» و عرخِ «شاتره»
وَختی با یَخ قاطی شَه، خوب جِگَرا حال میارَه
دیه از سوغاتیای یَز، بِگَم من به شما
«دَسمال اَبریشم» و «طَلا» و «پارچه» و «حَنا»
بیشتر بخوانید : پیام تسلیت پدر به جاریم ، عکس و متن تسلیت پدر برای استوری
شعر کوتاه یزدی
پتو و پارچه مبافن، راسّی راسّی خَش و خوب…
سرِتون دَرد نیارَم، عجب روزای خشی بود
زندگی ساده، ولی دِلا، دلای خشی بود
اّمّا حالا همگی گرفتار و سر دَر گمم
همه بیخَور زِ هَم، دنبالِ کارِ خُدونِم…
باقّی حرفا بِمونَه برای وَختای دِیه
چرا که وَخ کمه وَ سرِ شُمام درد میگیره
منِ«یزدی»آرزو دارم که این جَم همه تون
خوشِ تون بیاد از این شعری که گفتم براتون
کاظم دهقانیان نصرآبادی

