شعر در مورد مشهد ، و امام رضا و سفر و زیارت مشهد و شعر طنز مشهدی

شعر در مورد مشهد

شعر در مورد مشهد ، و امام رضا و سفر و زیارت مشهد و شعر طنز مشهدی

شعر در مورد مشهد ، و امام رضا و سفر و زیارت مشهد و شعر طنز مشهدی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد مشهد

 چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند

 موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

 پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی

ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت

زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی

هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی

ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست

ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند

گرچه روی از همه خلق پوشیده داری

آی پیدای پنهان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد

چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم

کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

قیصر امین پور

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مشهد امام رضا

آسمان دلگیر بود اینجا، زمینش خسته بود

قرن‌ها بال کبوتر، پای آهو بسته بود

سرزمین عشق بود اما سلیمانی نداشت

ملک عاشق‌ها هزاران سال سلطانی نداشت

 باده نوشان شهرشان یک عمر بی‌میخانه بود

دست پیمان بسته‌ی این قوم بی‌پیمانه بود

تا سحرگاهی ورق برگشت و خوش شد سرنوشت

آمد و خاک خراسان تکه‌ای شد از بهشت

کعبه و حج فقیران بود، می‌دانی چه کرد؟

آمد و ذیقعده در تقویم ما ذیحجه کرد

سرزمین تشنه‌ی ما بعد از آن میخانه داشت

ساقی خوش ذوق در میخانه، سقاخانه داشت

 بعد از آن دستان ما در دست گوهرشاد بود

مثل عیسی قبله‌ی ما پنجره فولاد بود

تا که او را دیده، بند از پای آهو وا شده

از همان روز است چشمان آهوان زیبا شده

از همان روز است این دل‌ها کبوتر می شدند

از تماس چوب‌پرها صاحب پر می‌شوند

چشم واکن کور مادرزاد! گنبد را ببین

نور صحن عالم آل محمد (ص) را ببین

چشم وا کن پاره‌ای از پیکر پیغمبر است

یا علی گویان بیا! همنام جدش حیدر است

گوش کن اینجا دل هر سنگ می‌گوید رضا

سینه نقاره با آهنگ می گوید رضا

نور می‌گوید رضا انگور می‌گوید رضا

مشهد از نزدیک قم از دور می‌گوید رضا

مُهر می‌گوید رضا سجاده می‌گوید رضا

خضر اینجا بر درت افتاده می گوید رضا

السلام ای شمس! محتاج نگاهی مانده‌ایم

در شب تاریک و مرداب سیاهی مانده‌ایم

یک نظر کن تا که از دیوار ظلمت رد شویم

شاهد «نورٌ عَلی نورِ» تو در مشهد شویم

قاسم صرافان

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مشهدی

هر چند حال و روز زمین بد است

یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی فرشته ای که به پابوس آمده

این جا میان رفتن و ماندن مردد است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سفر مشهد

ای راهب کلیسا دیـگر مــزن به نـاقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کــم داده مرده را جان

جانی دوبــاره بردار با ما بیا بـه پابـوس

آنجــا که خــادمینش از روی زائرینش

گرد سفــر بگیــرند با بال نــاز طاووس

خورشید آســمان ­ها در پیش گنبــد او

رنگــی ندارد آری چیزی شبیــه فانوس

رویــای ناتمامم ساعــات در حــرم بود

باقـــی عمر اما افســوس بود و کابـوس

وقتــی رسیدی آنجــا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیــدار خفته در طوس…

سید حمید برقعی

بیشتر بخوانید : شعر غزل ؛ زیباترین غزلیات از بهترین غزل سرایان ایران

شعر در مورد مشهد

ای جا مدینه نیست نه این جا مدینه نیست

پس بوی عطر کیست که مثل محمد است؟

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

 این جا برای عشق شروعی مجدد است

⇔⇔⇔⇔

اى ستون هاى زمین، گلدسته هـاى سربلند!

اى رواق زرنـگـار، آیـینه هـاى بندبند!

اى مـقرنس هاى چوبى ، گنبد زرین کلاه!

بـر سـر آن آسـتـان پـرشکوه بى گزند

بـر سـر هفت آسمان آن مهربان افراشته

چـترى از بال کبوتر، از حریر و از پرند

دسـت او ایـنـک پـناه آهوان خسته است

بـال بـگـشـایید از شوق، آهوان درکمند!

کـفـتـران آسـمـانـى هـم اسیر دام او

مى کـشاند هر دلى را در رهایى ها به بند

اى حضـور هـشـتـمین! افتادگان غربتیم

دست ما را هم بگیر از لطف، اى بالا بلند!

یدا… گودرزی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مشهد و امام رضا

جایی که آسمان به زمین وصل می شود

جایی که بین عالم و آدم زبانزد است

هر جا دلی شکست به این جا بیاورید

این جا بهشت شهر خدا شهر مشهد است

⇔⇔⇔⇔

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو

سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم

آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام

یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد

هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم

من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام

من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین

جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام

اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو

علی انسانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مشهد اردهال

انگشت به لب کنار ایوان تو باشد آن زائر دلخسته که مهمان تو باشد

از روی ادب بوسه زند کنج ضریحت شاد است که چندی به خراسان تو باشد

⇔⇔⇔⇔

این بارگاه کیست کز عرش برتر است

وز نور گنبدش همه عالم منور است

وز شرم شمس پای زرش کعبتین شمس

در تخته نرد چرخ چهارم به شش در است

وز انعکاس صورت گل آتشین او

بر سنگ جای لغزش پای سمندر است

نعمان خجل ز طرح اساس خور نق‌اش

کسری شکسته دل بی‌طاق مکسر است

بهر نگهبانی کفش مسافران

بر درگهش هزار چو خاقان و قیصر است

این بارگاه قافله سالار اولیاست

این خوابگاه نور دو چشم پیمبر است

این جای حضرتی است که از شرق تا به غرب

وز قاف تا به قاف جهان سایه گستر است

این روضه رضاست که فرزند «کاظم» است

سیراب نوگلی ز گلستان «جعفر» است

سرو سهی ز گلشن سلطان انبیاست

نو باوه حدیقه «زهرا» و «حیدر» است

مرغ خرد به کاخ کمالش نمی‌پرد

بر کعبه کی مجال عبور کبوتر است

تا همچو جان زمین تن پاکش به بر گرفت

او را هزار فخر بر این چرخ اخضر است

بر اهل ظاهر آنچه ز اسرار باطن است

زگوشه ضمیر مصفاش مضمر است

خورشید کسب نور کند از جمال او

آری جزا موافق احسان مقرر است

برگرد حاجیا به سوی مشهدش روان

کاین جا توقفی نه چو صد حج اکبر است

بی طی ظلمت آب خضر نوش بر درش

کاین دولتی است رشک روان سکندر است

بتوان شنید بوی محمد(ص) زتربتش

مشتق بلی دلیل به معنی مصدر است

از موج فتنه خرد شدی کشتی زمین

گرنه او راز سلسله آل لنگر است

زوار بر حریم وی آهسته پا نهید

کز خیل قدسیان مفرشش ز شهپر است

غلمان خلد کاکل خود دسته بسته‌اند

پیوسته کارشان همه جاروب این در است

شاها ستایش تو به عقل و زبان من

کی می‌توان که وصف تو از عقل برتر است؟

اوصاف چون تو پادشهی از من گدا

صیقل زدن به آیینه مهر انور است

مولانا خالد نقشبندی

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد مشهد

مولا به در تو رو نهادم امشب من آمده ام برس بدادم امشب

ای رافت کل امام هشتم لطفی کز رنج و محن ز پا افتادم امشب

⇔⇔⇔⇔

هـر سـحر آفتاب من مولاست

همه شب ها شهاب من مولاست

به خراسان که جز کویرى نیست

عـلـت انـتـساب من مولاست

سـینه ام دست رد زعالم خورد

آن کـه داده جواب من مولاست

از هـر آن چه به عمر دل بستم

بـهـتـرین انتخاب من مولاست

ورشـکستم به دور از این درگاه

چـون تـمام حساب من مولاست

مصطفی محدثی خراسانی

بیشتر بخوانید : شعر حافظ ؛ گزیده زیباترین اشعار عاشقانه و کوتاه حافظ شیراری

شعر در مورد سفر به مشهد

ای دوست بیا اشک روانم بنگر اندوه دل و آه و فغانم بنگر

در سوگ رضا امام هشتم امروز این نوحه و این شور بیانم بنگر

⇔⇔⇔⇔

در دامن نجمه آیت نور آمد

نور متجلای شب طور آمد

تا زنده کند سنت احمد، طفلی

با منطق و علم و حکم و منشور آمد

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره مشهد و امام رضا

از کوثر معرفت تو آبم دادی وز گوهر اشک در نابم دادی

در کنج دلم گنج و لا بخشیدی هر لحظه که خواندمت جوابم دادی

⇔⇔⇔⇔

با یاد رضا رضای دلدار بجوی

با راه رضا طریق دلدار بپوی

ای دل بجز از ضامن آهو درمان

از کس مطلب دوا ز دیار مجوی

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد مشهد

خورشید زمین گنبد زیبای تو باشد خلدم به جهان منزل و ماوای تو باشد

هرگز نرم جای دیگر بهر گدایی تا کوی تو و درگه والای تو باشد

⇔⇔⇔⇔

مقدم ثامن الائمه رضا

نور باشد به چشم ملت ما

با ارادت به نجمه و موسی

به امید شفاعت فردا

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد زیارت مشهد

تمام زندگی را از تو دارم

مقام بندگی را از تو دارم

رضا جان خادم کوی تو هستم

من این بالندگی را از تو دارم

⇔⇔⇔⇔

دلم مجنون روی ماه تو گشت

مرا سویت بخوان ای ساقی هشت

ضمانم کن ،به این وصل و نه هجران

بسان آهوی بیچاره ی دشت

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سفر مشهد

مائیم و عنایت امام هشتم

الطاف و کرامت امام هشتم

یک بار دگر خدا تفضل فرمود

توفیق زیارت امام هشتم

⇔⇔⇔⇔

یا علی موسی الرضا دردم دوا کن

امشب از روی کرم حاجت روا کن

جان معصومه عزیز شهر قم

تو نظر بر شیعیان مصطفی کن

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شله مشهدی

ای دوست زیارت رضا خوش باشد

لطفش به دل خسته ی ما خوش باشد

ما زائر خسته آمده از راهیم

گر یک نظری کند به ما خوش باشد

⇔⇔⇔⇔

با نام رضا دلت مصفا گردد

درد و غم سینه ات مداوا گردد

گر روی نهی به درگهش با اخلاص

هر عقده ز کار بسته ات واگردد

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره مشهد

عمریست نقش جان و تنم مشهد الرضاست،

اوج تمام پر زدنم مشهد الرضاست،

هر جا سوال شود که دلت در کجا خوش است،

بی اختیار بر دهنم مشهد الرضاست،

بیشتر بخوانید : شعر در مورد صبح بخیر ، گفتن عشقم + صبح زیبا جمعه پاییزی و بهاری عاشقانه

قربون کفتراش برم که با وفاتر از منن

چون که فقط کبوتراش امام رضا رو میشناسن

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهد درباره امام رضا

مبعث، غدیر،ماه صفر باز زائرم،

یعنی تمام پنج تنم مشهد الرضاست،

اینجا مدینه، دل ما کربلای ماست،

یعنی حسینو و هم حسنم مشهد الرضاست،

⇔⇔⇔⇔

جذابیت تمام ایران،مشهد

سرسبزترازخطه ی گیلان،مشهد

قالی سلیمان به گمانم میگفت:

من عبدتوام،قطارتهران-مشهد..!

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه درباره مشهد

من مانده ام نماز شکسته برای چیست؟!

وقتی حقیقتاً وطنم مشهد الرضاست.

⇔⇔⇔⇔

به هوای حرمش میگذرد ایامم

کوه دردم که کند نام رضا آرامم

⇔⇔⇔⇔

شعری کوتاه در مورد مشهد

از درد کهنه ای که مداوا نمیشود

یا میشود گلایه کنم یا نمیشود

اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح

لطفت نگو که شامل ماها نمیشود

⇔⇔⇔⇔

از شش جهت، جهان به قصد رکوع عشق

هر اصل، پیش اصل علی در فروع عشق

دارم دخیل پنجره فولاد میشوم

آقا سلام … سلام و یعنی شروع عشق

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره زیارت مشهد

ای من فدای پنجره فولاد چشمهات

از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟

یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان

هرچند این غریبه زلیخا نمیشود

⇔⇔⇔⇔

آقامون آهو رو ضامن شده باز

آقامون مهمون دلها شده باز

آقامون اومده به شهر غریب

آقامون سرور دلها شده باز

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی

امضا:کسی که با همه ی ریزنقشی اش

در بیکران چشم شما جا نمیشود

⇔⇔⇔⇔

یاد او در عمق دلها می شکوفد همچو نور

نام او در کام جانها می تراود همچو قند

ای حضور هشتمین، افتادگان غربتیم

دست ما را هم بگیر از لطف، ای بالابلند

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی طنز

گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد

گفتم حسین ، امام رضا نیز داده شد

میخواستم به مشهد تو راهی ام کنند

دیدم برات کرببلا نیز داده شد

⇔⇔⇔⇔

می شود دل به امید تو تمنا نکند

روح برگشته به ایوان تو غوغا نکند

بعد چندی که میسر نشده دیدارت

چشم در صحن تو و سیر تماشا نکند

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی خنده دار

بر آستان تو روی نیاز آوردم

نیاز خویش بر چاره ساز آوردم

بی نثار حریمت به دست کوته خود

دل شکسته ز راهی دراز اوردم

⇔⇔⇔⇔

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد

جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید

که گل روی معین الضعفا پیدا شد

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی عباد

در سایه سار تو آهویی

خطوط زلالی ات را

تا پلک پنجره ها

جاده می کشد آهوانه

⇔⇔⇔⇔

مگذار مرا دراین هیاهو، آقا

تنها و غریب و سربه زانو آقا

 ای کاش ضمانت دلم را بکنی

تکرار قشنگ بچه آهو آقا

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی بهار

تا با حرم سبز تو خو میگیرم

در محضر چشمت آبرو می گیرم

روشن دلم و و زلال وقتی با اشک

در صحن مطهرت وضو می گیرم

بیشتر بخوانید : اشعار شاملو ؛ زیباترین اشعار عاشقانه احمد شاملو

خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم

تبریک من پذیــری باشد همین دوایم

 از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم

لطفی نما رضا جان تا من به کعبه آیم

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی عاشقانه

پیچید بوی پیرهن اش در یاد

باران گرفت خاک مطهر شد

باران گرفت پلک زمین خندید

لبخند بین اشک شناور شد

⇔⇔⇔⇔

مجبور شدم به هر کسی رو بزنم

در محضر هر غریبه زانو بزنم

 تحقیر شدم ، چون که فراموشم شد

یک سر به ضامن آهو بزنم

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی حسن

یله کن حجم پریشانی مار ا بر دوش

آسمان چشم من ای شرقی یلدا بر دوش

جز تماشای تو کفر است چرانیدن چشم

جز به تیغ تو حرام است سرها برد وش

⇔⇔⇔⇔

دلم می خواد آقا جون، مشهدتُ ببینم

با زائرات ‌کنار سقاخونت بشینم

سقاخونت آقاجون، به یاد مشک سقاست

اونجا فقط برای شادی قلب زهراست

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی صابر خراسانی

من طبیبی سراغ دارم که

پول دارو و دوا نمی خواهد

در ازای شفا از این مردم

جز دلی مبتلا نمی خواهد

⇔⇔⇔⇔

اون کسی که منو اینجا کشیده، امام رضاست

منو با عشق حسینش خریده، امام رضاست

 اون کسی که زائرا، تا که می رن به پابوسش

می خره تمومشون رو ندیده، امام رضاست

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی

زدیده اشک سرت فشانده ام آقا

که تا ضریح خودم را رسانده ام آقا

به شرک ان که به پابوس اجازه فرمودی

هزار مربته الحمد خوانده ام آقا

⇔⇔⇔⇔

ما در ره ثامن الحجج می میریم

از طوس سراغ کربلا می گیریم

 امروز چو چشمه های سرخ اشکیم

فردا به رکاب منقم تکبیریم

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهدی عباد

چه غلیظ است و پر از شعبده ی شیاد است

به گمان هر چه که اهو تله صیا است

چنبشی جز شبح تیره ی طراران نیست

پلکزاری برکت یافته ی باران است

⇔⇔⇔⇔

سلطانی و ما رعیت ملک تو رضاییم

همواره در این سلطنتت جمله گداییم

 کی تحفه ی شاهانه به پابوس تو گیریم

ما منتظر تذکره ی کرب و بلاییم

⇔⇔⇔⇔

شعر طنز مشهدی در حضور رهبر

دلم به مهر تو و استان نو بند است

چو اهویی که پناه از تو ارزو مند است

بر استن تو عمری سر ارادت ماست

دلم به زلف تو ای دوست سخت پایبند است

⇔⇔⇔⇔

کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد

بدون واسطه دم از احد نخواهد زد

گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف

به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد

⇔⇔⇔⇔

شعر طنز مشهدی مقابل رهبر

از برکت دعای تو باران گرفته است

پلک شهر مرده با نفست جان گرفته است

بوی بهشت گمشده در توس می وزد

یا نه ! هوای توست که جریان گرفته است

⇔⇔⇔⇔

تو را با نام آهو می شناسند

رضای حضرت هو می شناسند

تمام رعیت ملک عظیمت

به نام شاه خوشرو می شناسند

⇔⇔⇔⇔

شعر های طنز مشهدی

هر چنـد که نـــــوبرانه ها در شهــر است

جز نان و رطب ،با همه دندان قــهر است

تلـــــــخ است تعـــــــارف طعام حــــــکّام…

این قوم انار ساوه شان هم زهـــــــــر است

⇔⇔⇔⇔

این زمزمه در عرش برین است امشب

پیدایش نور شمس دین است امشب

مژده به محمد و علی و زهرا

میلاد امام هشتمین است امشب

⇔⇔⇔⇔

دانلود شعر طنز مشهدی

می‌گریم آنقدر که کمی وا شود دلم

در بین زائران شما جا شود دلم

بر بال کفتری دل خود را نوشته‌ام

باید کدام صحن تو انشا شود دلم؟

بیشتر بخوانید : شعر نو ؛ مجموعه زیباترین اشعار نو معاصر

زخاک توس می جهد, ستارگان به آسمان

شمس همیشه در طلوع, مهر کران خاوران

 سجده گه اهل فلک, بوسگه حور و ملک

بارگه قدس رضا, منشا فیض عرشیان

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهد

بی کلاف آمدم سربازار

قیمتِ عشق رایگان شده است

!بد قیافه ترین کلاغ جهان

عاشق چشم هایتان شده است

⇔⇔⇔⇔

بر در دوست به امید پناه آمده ایم

همره خیل غم و حسرت و آه آمده ایم

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ایم

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهد ملک الشعرای بهار

نیست گاهی، هیچ راهی، جز به شاهی رو زدنبا غمی سنگین رسیدن پیش او زانو زدن

ظهرِ گرما، صحن سقاخانه می چسبد چقدر

ضامن آهو شنیدن، بعد از آن «یا هو» زدن

⇔⇔⇔⇔

ما دولت تسلیم و رضا می طلبیم

راهی سوی اقلیم بقا می طلبیم

اندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجات

از فیض ولایت رضا می طلبیم

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهد امام رضا

حالا که نیامدم دمت را بفرست

من نیستم آن جا کرمت را بفرست

گفتم که مریضم و دوا می خواهم

پس گرد و غبار حرمت را بفرست

⇔⇔⇔⇔

خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم

تبریک من پذری باشد همین دوایم

از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم

لطفی نما رضا جان تا من به کعبه آیم

⇔⇔⇔⇔

شعر با لهجه مشهدی

دوباره دل زکمند گناه می گیرم

در آسمان خراسان پناه می گیرم

⇔⇔⇔⇔

شمع جمع شاپرکهایی رضا

ای کلید ساده مشکل گشا

آن گل زیبا گل خوشبو تویی

ای رضا جان، ضامن آهو تویی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره مشهد و امام رضا

آمدم کنج این حرم تا که

یک گدا یا که خاک پا بشوم

بعد گردش به دور مرقد تو

عازم کوی کربلا بشوم

⇔⇔⇔⇔

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا

تا بگیرم اوج، خوشحال و رها . . .

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهد و امام رضا

آهو برو کناری و جای مرا بده

ته مانده ی غذای سرای مرا بده

سهمیه ی امام رضای مرا بده

مشهد، بیا و کرب و بلای مرا بده

⇔⇔⇔⇔

لحظه‌های شادی دلهای ما آغاز شد

باز ذکرِ حمد حقِ با سینه‌ها دمساز شد

امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا

غنچه‌‌ای از گلشن آل محمد باز شد

⇔⇔⇔⇔

شعر مشهد درباره امام رضا

دلم جز به مهر تو سامان ندارد

دمی زندگی بی تو امکان ندارد

نباشد فقیر آن که بی مال و پول است

فقیر آن که مثل تو سلطان ندارد

⇔⇔⇔⇔

انگشت به لب کنار ایوان تو باشد آن زائر دلخسته که مهمان تو باشد

از روی ادب بوسه زند کنج ضریحت شاد است که چندی به خراسان تو باشد

⇔⇔⇔⇔

شعر های عاشقانه مشهدی

مژده ای اهل رضا، روی رضا پیدا شد

جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید

که گل روی معین الضعفا پیدا شد

⇔⇔⇔⇔

مولا به در تو رو نهادم امشب من آمده ام برس بدادم امشب

ای رافت کل امام هشتم لطفی کز رنج و محن ز پا افتادم امشب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مشهد

موسی به در خانه موسی امشب

آید به حضورش ز پی عرض ادب

تا بوسه زند هر دو چشمان رضا

تا تازه کند قصه ی سینا بارب

⇔⇔⇔⇔

ای دوست بیا اشک روانم بنگر اندوه دل و آه و فغانم بنگر

در سوگ رضا امام هشتم امروز این نوحه و این شور بیانم بنگر

⇔⇔⇔⇔

خراسان در خراسان نور در جان تو می ‌چرخد

مگر خورشید در چاک گریبان تو می‌ چرخد؟

خراسان مُهر دریا می‌ شـــود با گام‌ های تــو

به دست ابرها تسبیح بـــاران تــو می ‌چرخد

اگر شوق وصالت نیست در آیینـــه ‌ها، درها

چرا آیینه در آیینه، ایــوان تــو می ‌چــرخد

طواف عاشقان هم بر مـدار چشم ‌های توست

سماع صوفیان هم گــرد عرفان تو می ‌چرخد

به سقّاخانه‌ ات زیباست رقص کاسه‌ های نــور

در این پیمانه، آن پیمانه، پیمان تو می‌ چرخد

بیابان در بیابان گرگ شد، هـــر کوه، صیّادی

چقدر آهوی زخمی در شبستان تو می‌ چرخد

در ایـــن آدینه لبریز از آغاز گل، شاعـــــر!

شروع تازه ‌ای در بیت پایان تـــو می ‌چرخــد

علیرضا قزوه

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.