شعر در مورد وفای به عهد ، و پیمان کودکانه کلاس دوم طرح کرامت از حافظ

شعر در مورد وفای به عهد

شعر در مورد وفای به عهد ، و پیمان کودکانه کلاس دوم طرح کرامت از حافظ

شعر در مورد وفای به عهد ، و پیمان کودکانه کلاس دوم طرح کرامت از حافظ همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد وفای به عهد

چو رویاهای خوش در باورخود

بدیدم دختری چون یاور خود

چو او از ترم هفت خود رها شد

در آن لحظه که بامن آشنا شد

در آن لحظه که قلب من گرفت درد

برفت در قلب من جایی درست کرد

اگر خواهی که نامش را بدانی

تو از وهم و خیالش ناتوانی

بود نام خودش حور بهشتی

که از طوفان پناه برده به کشتی

اگرخواهد کنم جانم فدایش

تمام زندگیم خاک پایش

برای او شوم مانند داداش

بدون اینکه خواهم اجر وپاداش

اگرکه او رود در زیر بارون

خودم چتری شوم از جنس #هارون

سپر من میکنم قلبم برایش

حفاظت میکنم از چشمهایش

من هم تا زمانی که زنده باشم

به این عهد خودم پاینده باشم

همیشه میروم اندر خیالش

بلکه باشم حافظی از جان و مالش

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد وفای به عهد کودکانه

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

بیشتر بخوانید : شعر در مورد دریاچه ارومیه ، شعر کودکانه و ترکی و کوتاه احیای دریاچه ارومیه

شعر در مورد وفای به عهد

اتل متل توتوله       حسن خانِ کوچوله،

یک عهد محکمی بست       گرفت کتابی به دست

به عهد خود وفا کرد        فوراً شُکر خدا کرد

زرنگی رو خبر کرد       از تنبلی حذر کرد

بخون، بخون شد آغاز      شد اخم‌های او باز

کتاب‌هارو قطار کرد        از تنبلی فرار کرد

از حرف‌های معلم        شد از گذشته نادم

از تنبلی فرار کرد       جداً که خیلی کار کرد

با نمره‌های عالی      با دست پُر نهایی

قبول شد آخر سال        شد از قبولی خوشحال!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد وفای به عهد و پیمان

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم

شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم

ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم

ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد وفای به عهد کلاس دوم

وفا در عهد و در پیمان نکردیم

خدا را یاد با ایمان نکردیم

چگونه از خدا خواهیم درمان

که دردی از کسی درمان نکردیم؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد دیابت ، شعر کودکانه کوتاه و طنز و متن زیبا درباره بیماری دیابت

شعر در مورد وفای به عهد طرح کرامت

هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر

که من از دست تو فردا بروم جای دگر

بامدادان که برون می‌نهم از منزل پای

حسن عهدم نگذارد که نهم پای دگر

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد وفای به عهد برای کودکان

جز نقش تو در نظر نیامد ما را

جز کوی تو رهگذر نیامد ما را

خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت

حقا که به چشم در نیامد ما را

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد وفای به عهد دوم دبستان

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ریاضی ، راهنمایی و ابتدایی و هفتم هشتم نهم پنجم ششم دبیرستان

شعر در مورد وفای به عهد برای کلاس دوم

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دار  ِ وصل نیست

یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد وفای به عهد

وفای به عهد

بر عهد خود وفا نکنی ؛ بی وفا هنوز

آهوی بسته پای زدامش ؛ رها هنوز

گفتی مرا ز عشق خودت میکشی؛ بکش

بیمار، تـابـکی؛ و بـه تب ، مبتلا هـنوز

هستند کشته گان تو ؛ مشهور عالمی

محشورمان نمیکنی، ای جان ؛ چرا هنوز

نیکوتر است ؛ این که رهائی مرا زغم

امید وار من نشده ؛ ا زغم جدا هنوز

چون یوسفم که تهمت ناحق شنیده ام

این گونه مـانـدگـار بر ایـن افترا هنوز

باصد امید دل به تو بستم مسوز امید

حاجت روا نه ای ؛ که نکردی روا هنوز

نـورت به تـابشی زصـداقت نتابـدم

آن را که بهتر است ؛ زاب بقاء ، هنوز

گمنام ، صادقانه ، دعا گوی جان تو است

هر لحظه دست هاست ؛ به سو ی خدا هنوز

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره وفای به عهد کودکانه

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست

عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد

کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خال ، لب و گردن و صورت و گوشه لب یار و گونه و چشم و ابرو

شعری کودکانه در مورد وفای به عهد

با هرکه توانسته کنار آمده دنیا

با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!

بد خلقم و بد عهد زبانبازم و مغرور

پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه کودکانه در مورد وفای به عهد

عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم

شاکر نعمت و پرورده احسان بودم

چه کند بنده که بر جور تحمل نکند

بار بر گردن و سر بر خط فرمان بودم

⇔⇔⇔⇔

شعر کودکانه در مورد وفای به عهد

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم میرود از عهد تو سر بازنپیچم تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را

سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان چون تامل کند این صورت انگشت نما را

آرزو میکندم شمع صفت پیش وجودت که سراپای بسوزند من بی سر و پا را

چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان خط همیبیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حضرت قاسم ، شعر ترکی و کوتاه شجاعت و عروسی حضرت قاسم

شعر درباره وفای به عهد

شعر زیبای اتل متل توتوله تقدیم به کودکان

اتل متل توتوله      یه روز حسن کوچیکه

توی کلاس بود خسته      چون مرغ پَر شکسته

کِسل بود و پریشون      لب و لُچه آویزون

معلم حسن خان      گفت به او حسن جان!

امسال شدی رفوزه      رفتی یه راست تو کوزه

خودت می‌دونی پارسال      همیشه بودی بی‌حال

اون دیکته و حسابت      روخونیِ کتابت

با درس‌های دیگر      چه جوری بودی پنچر

با مشق و رونویسی       نبودی خوب صمیمی

اتل متل روفوزه!      بله حسن کوچوله

امان از اون بی‌میلی      تنبلی کردی خیلی

امسال بیا همت کن،       همت کن و غیرت کن

با شادی و با خنده       عهد ببند با بنده

درسهاتو خوب بخونی،       خوب بخونی بدونی

صبح‌های زود با خنده        بپَر مثل پرنده

خواب صبح رو رها کن       رو به سوی خدا کن

اتل متل توتوله       حسن خانِ کوچوله،

یک عهد محکمی بست       گرفت کتابی به دست

به عهد خود وفا کرد        فوراً شُکر خدا کرد

زرنگی رو خبر کرد       از تنبلی حذر کرد

بخون، بخون شد آغاز      شد اخم‌های او باز

کتاب‌هارو قطار کرد        از تنبلی فرار کرد

از حرف‌های معلم        شد از گذشته نادم

از تنبلی فرار کرد       جداً که خیلی کار کرد

با نمره‌های عالی      با دست پُر نهایی

قبول شد آخر سال        شد از قبولی خوشحال!

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد وفای به عهد

لبریز از وفا شده ام

وفای به “عهد” ..

عهدی که هرگز نبسته ای

و من وفا کرده ام ! …

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.