شعر در مورد پاکیزگی شهر ، و بهداشت محیط و هوای پاک و زمین پاک

شعر در مورد پاکیزگی شهر

شعر در مورد پاکیزگی شهر ، و بهداشت محیط و هوای پاک و زمین پاک

شعر در مورد پاکیزگی شهر ، و بهداشت محیط و هوای پاک و زمین پاک همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد پاکیزگی شهر

هوای این شهر ما

همیشه آلوده است

به جای ابر سپید

در دل آن دوده است

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد پاکیزگی شهر

خوب مب دونم که میکروب —— آلوده و کثیفه

چاره ی آلودگی —– فقط صابون و لیفه

یکی یکی به نوبت ——- سر و بدن ، دست و رو

من خودمو می شورم —– با صابون و با شامپو

وقتی که میرم حموم —— قشنگ و زیبا میشم

خوش رنگ و خوش بو می شم —— شبیه گل ها می شم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ماه ، گرفتگی و شعر حافظ در مورد ماه آسمان و ستاره و دلتنگی عاشقانه

شعری درباره پاکیزگی شهر

چشمه جوشان آن

رفته به دیدار خواب

پر شده هر گوشه از

بوی بد فاضلاب

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره پاکیزگی شهر

توی کتاب قرآن
به افراد مسلمان

دستور داده خدا جون
که دور بشید زشیطون

وقتی باشی پاکیزه
شیطون نزدیک نمیشه

لباست رو تمیز کن
شیطونه رو مریض کن

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد پاکیزگی شهر

کاش هوا روز و شب

سالم و پاکیزه بود

قلب و نفس هایمان

خالی از انبوه دود

بیشتر بخوانید : شعر در مورد محبت ، و دوستی و مهربانی بیش از حد و زیادی به دوست و دیگران

شعری در مورد پاکیزگی شهر

هوای این شهر ما همیشه آلوده است

به جای ابر سپید در دل آن دوده است

چشمه جوشان آن رفته به دیدار خواب

پر شده هر گوشه از بوی بد فاضلاب

کاش هوا روز و شب سالم و پاکیزه بود

قلب و نفس هایمان خالی از انبوه دود

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره پاکیزگی شهر

یه روز یه گنجشک سیاه

اومد رو بوم خونه ام

اول نشست رو پنجره

بعدش نشست رو شونه ام

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره پاکیزگی شهر

یه روز یه گنجشک سیاه اومد رو بوم خونه ام

اول نشست رو پنجره بعدش نشست رو شونه ام

گفتم گنجشک کجا بودی؟ که انقدر سیاه شدی؟

تو رنگ مشکی اُفتادی یا که تو قیر سیاه شدی

به من نگاهی کرد و بعد به آسمون اشاره کرد

به دود زشت ماشینا به دور دورا اشاره کرد

کاشکی که آسمونمون تمیز باشه، آبی باشه

کاشکی شبهای شهرمون همیشه مهتابی باشه

بیشتر بخوانید : شعر در مورد معرفت ، دوست و مردانگی داشتن رفیق و مرام خدا و معرفت نفس

شعر در مورد پاکیزگی شهر

گفتم گنجشک کجا بودی؟

که انقدر سیاه شدی؟

تو رنگ مشکی اُفتادی

یا که تو قیر سیاه شدی

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد پاکیزگی شهر

ای آسمون این روزا چرا تو آبی نیستی؟

چرا رنگت پریده؟ دیگه آفتابی نیستی؟

چرا روی صورتت غبار غم نشسته

از اون بالا چی دیدی دلت اینجور شکسته؟

دیشب ستاره ها رو رو دامنت ندیدم

از لب خندون ماه گل خنده نچیدم

کاشکی دوباره ابرا جمع بشن و ببارن

بازم گل های شادی تو سینه ها بکارن

کاشکی بشی دوباره آبی آسمونی

با خورشید طلایی دوست و رفیق بمونی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره پاکیزگی شهر

به من نگاهی کرد و بعد

به آسمون اشاره کرد

به دود زشت ماشینا

به دور دورا اشاره کرد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد نماز ، جمعه و جماعت خواندن و نماز کودکانه و ریا از مولانا

شعری درباره پاکیزگی شهر

می بینی شهرمون پردود و دم شد

می بینی کله هامون باز خم شد

می بینی دم شبیه بازدم شد

هوای پاک می بینی چه کم شد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد پاکیزگی شهر

آهای همشهری جون حالت چطوره

حال میزون امسالت چطوره

پرنده تو قفس بالت چطوره

توی این وضع، اقبالت چطوره

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد پاکیزگی شهر

نگو آفتابمون بی مشتری شد

نگو خورشیدمون خاکستری شد

نگو بابای پیرم بستری شد

ببین تجریش مثل آذری شد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد نقاشی ، کشیدن خدا و چهره عشق من و طبیعت زیبا کودکانه

شعری درباره پاکیزگی شهر

بکن شکر خدا، خوش باش و راحت

هوا آلوده شد جونت سلا مت!

دهان پردود شده جونت سلامت!

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.