شعر در مورد خداحافظی ، دوبیتی و شعر خداحافظی غمگین کوتاه و رسمی از شاملو

شعر در مورد خداحافظی

شعر در مورد خداحافظی ، دوبیتی و شعر خداحافظی غمگین کوتاه و رسمی از شاملو

شعر در مورد خداحافظی ، دوبیتی و شعر خداحافظی غمگین کوتاه و رسمی از شاملو همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد خداحافظی

ای که از اول جاده

به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن ٬

تا ابد خدا نگهدار

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خداحافظی از دوست

مثل گنجشک

میان تودۀ سیم خاردار، تقلا می کنم

و هرچه بیشتر… فقط به مرگ نزدیک تر می شوم

و تو بی هوا

به آبیِ آزادی بال می کشی…

 خداحافظی نمی کنم!

حتی دست تکان نمی دهم

فقط همین ، “سکوت غلــــیـــظ”

برای آخرین سِکانس…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بافق ، شعر کوتاه و زیبا در مورد شهرستان بافق استان کرمان

شعر در مورد خداحافظی تلخ

راز ِ دل ِ شاهپرکُ، فقط خود ِ من میدونم!

با دنیای رنگ و ریاء، میخوام که دشمن بمونم!

تنها منم که با همه شب های تو سَر کردم!

رسم ِ خداحافظیُ، امشب من از بَر کردم!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خداحافظی با دوستان

خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ !

که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ !

سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم

شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خداحافظی از عشق

آدم های کمی هستند که می دانند،

تنهایی ِ یک نفر حرمت دارد .

همین طور بی هوا سرشان را پایین نمی اندازند

و بپرند وسط تنهایی آن فرد..!

چون خوب می دانند که اگر آمدند،

باید بمانند؛

تا آخرش باید بمانند؛

آنقدر که دیگر تنهایی وجود نداشته باشد .

وگرنه مسافرها همیشه موقع خداحافظی،

تنهایی را هزار برابر می کنند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بوکان ، شعر کوتاه و زیبای بوکانی و دانلود اشعار سواره ایلخانی زاده

شعر در مورد خداحافظی از مدرسه

به یاد تو هستم

کاش

خداحافظی نمی‌کردی و می‌رفتی

من عمری خداحافظی تو را

به یاد داشتم

پاییز پشت پنجره

استوار ایستاده است

مرا نظاره می‌کند

که چرا من

هنوز جهان را ترک نکرده‌ام

من که قلب فرسوده دارم

من که باید با قلب فرسوده

کم کم تو را فراموش کنم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خداحافظی از حرم امام رضا

میشه مثل یه قطره اشک

بعضیا رو از چشمت بندازی

ولی هیچوقت نمی تونی

جلوی اشکی رو بگیری

که با خداحافظی بعضی ها

از چشمت جاری میشه

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خداحافظی حافظ

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بندر ریگ ، شعر های محلی و زیبای بندری بندر ریگ

شعر در مورد خداحافظی از دوستان

هرگز نگو خداحافظ!

خداحافظی با تو

سلام گفتن به در به دری هاست

و در آغوش کشیدن

تمام تنهایی ها،

ترس ها،

سرگشتگی ها…

هرگز نگو خداحافظ!

خداحافظی با تو،

منجمد شدن قلب هجده ساله ای ست

که نام تو را آواز می داد

به تپیدن های خود…

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خداحافظی با دوست

واپسین لحظه دیدار ،

منو دست گریه نسپار ،

توی تردید شب خدا نگهدار ،

اگه خوابم اگه بیدار ،

تو ی این فرصت تکرار ،

بگو عاشقی برای آخرین بار

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره خداحافظی از دوستان

مثل بوسه ی پیش از خداحافظی

تکلیفت روشن نیست

من چقدر ساده ام

که هنوز فکر می کنم

روزهای آخر پاییز

تمام طلسم ها باطل می شود

و تو مرا فتح خواهی کرد.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بندر گناوه ، شعر ایرج شمسی زاده در مورد گناوه و شعر طنز گناوه ای

شعر درباره خداحافظی از دوست

خداحافظ ای شادی لحظه هایم

خداحافظ ای مهربان خیالم

خدا حافظ ای راز پنهان قلبم

خداحافظ ای شادمانی هر دم

خداحافظ ای اشک جاری ز چشمم

خداحافظ ای عشق پاک سرشتم

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد خداحافظی از دوست

خدانگهدار عزیزم

اما نمیشه باورم

توی چشام نگاه نکنی

این لحظه های آخرم

آخه چطور دلم بیاد

چشاتو گریون ببینم ؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خداحافظی دوست

بیخودی متاسف نباش

تو آمده بودی که بروی اصلا!

تو چه می دانی چه ترسی ست

ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ ؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بندر امام ، و شعر محلی ماهشهری و بندری زیبا و طنز

شعری در مورد خداحافظی دوست

بوی باران می دهد باز ، لحظه های خداحافظی

سلام بده به شب ، به خواب ، دم دمای خداحافظی

چقدر معصومانه واژه ها را طی می کردی

حالا رسیدی به آخرین هجا های خداحافظی

شعر در مورد خداحافظی ، دوبیتی و شعر خداحافظی غمگین کوتاه و رسمی از شاملو

یار وداع می‌کند،

تاب وداع یار کو؟

وعده وصل می‌دهد،

طاقت انتظار کو؟

***

از دیده دلم

روز وداعش نگران شد

با قافله اشک

در افتاد و روان شد

***

وداع کردی

و چشمم روان شد از بر تو

کنون وداع

دو چشم روان خویش کنم

***

سنگ را در ناله

می‌آرد وداع دوستان

بیستون فریاد‌ها

در ماتم فرهاد کرد

***

از آن به روز

وداعت نهان شدم ز نظر

کز آب چشم روان

فاش میشد اسرارم

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.