شعر در مورد پاییز مولانا ، شعر دوبیتی و معروف درباره پاییز از سعدی و شهریار

شعر در مورد پاییز مولانا

شعر در مورد پاییز مولانا ، شعر دوبیتی و معروف درباره پاییز از سعدی و شهریار

شعر در مورد پاییز مولانا ، شعر دوبیتی و معروف درباره پاییز از سعدی و شهریار همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد پاییز مولانا

برو ای راه ره پیما بدان خورشید جان افزا

از این مجنون پرسودا ببر آن جا سلامی را

بگو ای شمس تبریزی از آن می‌های پاییزی

به خود در ساغرم ریزی نفرمایی غلامی را

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد پاییز از مولانا

زان روشنی بزاید یک روشنی نو

از هر حسن بزاید هر لحظه احسنی

بر میوها نوشته که زینها فطام نیست

بر برگها نبشته، ز پاییز، ایمنی

ای چشم کن کرشمه، که در شهره مسکنی

وی دل مرو ز جا، که نکو جای ساکنی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد فدک ، خداحافظ ای ماجرای فدک و غصب باغ فدک

یک بیت شعر در مورد پاییز از مولانا

بدر ما راست اگر چه چو هلالیم نزار

صدر ما راست اگر چه که در این دهلیزیم

گلرخان روی نمایند چو رو بنماییم

که بهاریم در آن باغ نه ما پاییزیم

وز سر ناز بگوییم چه چیزید شما

سجده آرند که ما پیش شما ناچیزیم

گلعذاریم ولی پیش رخ خوب شما

روی ناشسته و آلوده و بی‌تمییزیم

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه مولانا در مورد پاییز

گفت صدیقه که ای زبدهٔ وجود

حکمت باران امروزین چه بود

این ز بارانهای رحمت بود یا

بهر تهدیدست و عدل کبریا

این از آن لطف بهاریات بود

یا ز پاییزی پر آفات بود

گفت این از بهر تسکین غمست

کز مصیبت بر نژاد آدمست

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد پاییز از سعدی

به هر سوزی چو پروانه مشو قانع بسوزان سر

به پیش شمع چون لافی این سودای دهلیزی

اگر داری سر مستان کله بگذار و سر بستان

کله دارند و سرها نی کلهداران پالیزی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سردرد ، مجموعه شعر های کوتاه و نو و عشقانه در مورد سردرد

شعر در مورد پاییز مولانا

سینه بگشا چو درختان به سوی باد بهار

ز آنک زهر است تو را باد روی پاییزی

به شکرخنده معنی تو شکر شو همگی

در صفات ترشی خواجه چرا بستیزی

زیر دیوار وجود تو تویی گنج گهر

گنج ظاهر شود ار تو ز میان برخیزی

آن قراضه ازلی ریخته در خاک تن است

کو قراضه تک غلبیر تو گر می‌بیزی

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد پاییز از مولانا

نفع باران بهاران بوالعجب

باغ را باران پاییزی چو تب

آن بهاری نازپروردش کند

وین خزانی ناخوش و زردش کند

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد پاییز از مولانا

پاییز زیباست

قدم بر برگهای خاطرات کهنه

چه پررنگ؛چه کم رنگ زیباست

چه پر هیاهوست

صدای غرش برگها

ولی نالانُ رنجور

به زیرِ پا می کنند گریه

که روزی جوان بودندُ شاداب

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شتر ، و شتر دیدی ندیدی و شتر مرغ و شعر هر مرد شتر دار

شعر کوتاه مولانا در مورد پاییز

دست‌های تو

صبحی روشن‌اند

صبح جمعه‌ی پاییز

که زیر ملافه‌ی سردی

به موسیقی دوری گوش می‌کنم.

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد پاییز از سعدی

کاش من پاییز بودم

کاش من پاییز بودم

چون درختی خشک

من زرد و ملال انگیز بودم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد پاییز مولانا

شروع می‌شود بهاران

با نگاه تو

در پاییز خیال من

و من

می سُرایم ترانه‌ای

برای رقص

برگ‌های زرد و خسته

در پیشواز قدم‌هایت

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شتاب ، و عجله کردن و متن زیبا در مورد تعجیل در کارها

شعر زیبا در مورد پاییز از مولانا

پیچک های سبز دلم

ناباورانه پاییز نیامدنت را

باور کرده اند

و در نارنجی پیراهنش

رنگ باخته اند

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد پاییز از مولانا

آدم ها گاهی خاکستری اند

نه بودنشان آرامت می کند و نه رفتنشان!

گاهی چنان با عشق می آیند

که هُرم نگاهشان

و عطر حرف هایشان

روحت را می نوازد

و گاهی چنان بی مِهرند

که تو می مانی

پنجره ای رو به پاییز،

بغضی تلخ،

و سکوت و سکوت و سکوت….

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه مولانا در مورد پاییز

پاییز شعر من دیگر گذشته است

آن برگ زردعشق رازش نهفته است

در فصل تازه ای من سبز میشوم

در خاطر بهار پاییز خفته است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد قبر ، و قیامت و قبر مخفی حضرت زهرا و سنگ قبر

یک بیت شعر در مورد پاییز از سعدی

درخت عُمر مرا باد نـامرادی کُشت

کُجاست شاخه‌ی سبزی که سایه افشانم

هوای برگ وبَری نیست رسم پاییز است

ِبمان که فصل بهارت به سبزه پوشانم

شعر در مورد پاییز مولانا ، شعر دوبیتی و معروف درباره پاییز از سعدی و شهریار

شعر در مورد پاییز مولانا

ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان

بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان

ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن

نوحه کنان از هر طرف صد بی‌زبان صد بی‌زبان

هرگز نباشد بی‌سبب گریان دو چشم و خشک لب

نبود کسی بی‌ درد دل رخ زعفران رخ زعفران

حاصل درآمد زاغ غم در باغ و می‌کوبد قدم

پرسان به افسوس و ستم کو گلستان کو گلستان

کو سوسن و کو نسترن کو سرو و لاله و یاسمن

کو سبزپوشان چمن کو ارغوان کو ارغوان

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد پاییز از مولانا

در خزان آن صدهزاران شاخ و برگ

در هزیمت رفته در دریای مرگ

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد پاییز از مولانا

پاییز هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد

با این‌همه ی

از منبر بلند باد

بالا که می رود

درخت‌ها چه زود به گریه می‌افتند

حافظ موسوی

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه مولانا در مورد پاییز

مانده از شب های دورادور،

بر مسیر خامُش جنگل،

سنگچینی، از اجاقی خُرد،

اندرو خاکسترِ سَردی.

همچنان کاندر غبار اندودۀ اندیشه‌های من ملال‌انگیز،

طرح تصویری، در آن هر چیز،

داستانی حاصلش دردی.

روز شیرینم که با من آتشی داشت،

نقش ناهمرنگ گردیده،

سرد گشته، سنگ گردیده،

با دم پاییز عمر من، کنایت از بهار روی زردی.

همچنان که مانده از شب‌های دورادور،

بر مسیر خامُش جنگل،

سنگچینی از اجاقی خُرد،

اندرو خاکستر سردی.

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد پاییز از سعدی

درختان پر شکوفه بادام را دیگر فراموش کن

اهمیتی ندارد

دراین روزگار

انچه راکه نمیتوانی بازیابی به خاطر نیاور

موهایت را در آفتاب خشک کن

عطر دیرپای میوه‌ها را بر ان بزن

عشق من، عشق من

فصل پاییز است

ناظم حکمت

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.