سه‌شنبه , 13 آوریل 2021

متن در مورد آزادگی

متن در مورد آزادگی ، شعر و حدیث و متن زیبا در مورد جوانمردی و عزت و آزادی

متن در مورد آزادگی ، شعر و حدیث و متن زیبا در مورد جوانمردی و عزت و آزادی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد آزادگی

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم

تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو

گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد آزادگی امام حسین

ای دوست بیا پروانه شو ،پروانه شو

با شادمانی و سرور برهر گلی روانه شو

تاکی نشینی باسکوت آزادگی از آن توست

بنگر به عکس خود در آب این چهره جوان توست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد طاقت ، شعر در مورد صبر و چشم پوشی + پایان و تحمل سختی

متن در مورد آزادگی طرح کرامت

به تیر عشق تو تا سینه ها سپر نشود

چه عمرها که به بیهوده می شود سپری

پناه سایه آزادگی است بر سر سرو

که جور اره نبیند به جرم بی ثمری

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد آزادگی

بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن

به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن

رسید باد صبا غنچه در هواداری

ز خود برون شد و بر خود درید پیراهن

طریق صدق بیاموز از آب صافی دل

به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن

⇔⇔⇔⇔

متن کوتاه در مورد آزادگی

ای که انکار کنی عالم درویشان را

تو ندانی که چه سودا و سرست ایشان را

گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست

که به شمشیر میسر نشود سلطان را

طلب منصب فانی نکند صاحب عقل

متن در مورد آزادی و آزادگی

یاری آنست که زهر از قبلش نوش کنی

نه چو رنجی رسدت یار فراموش کنی

هاون از یار جفا بیند و تسلیم شود

تو چه یاری که چو دیگ از غم دل جوش کنی

علم از دوش بنه ور عسلی فرماید

شرط آزادگی آنست که بر دوش کنی

⇔⇔⇔⇔

متن درباره آزادگی

ای عزیزان مرغ سحر کجا پر شکسته تر شده

نغمه آزادگی در قفس به زنجیر بسته تر شده

ناله عشق وطن ز نو تازه گشته گوییا

بلبل پر شکسته به کنج قفس، نفس تازه تر شده

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا درباره آزادگی

باور مکن که طعنه طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تسلیت برادر ، متن شعر غم مرگ برادر را برادر مرده میداند

متن کوتاه درباره آزادگی

ناخن نزد کسی به دل سر به مهر ما

این غنچه ناشکفته برین شاخسار ماند

دست من از رعونت آزادگی چو سرو

با صد هزار عقدهٔ مشکل ز کار ماند

⇔⇔⇔⇔

متن درباره ی آزادگی

روزی فرزند گردد هر چه می‌کارد پدر

ما چو گندم سینه چاک از انفعال آدمیم

عقده‌ها داریم صائب در دل از بی‌حاصلی

گر چه از آزادگی سرو ریاض عالمیم

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی درباره آزادگی

سرو جوان با همه آزادگی

پیر غلام قد دل جوی توست

غنچه که گوئی دهنش گشته گوش

متن کوتاه درباره ی آزادگی

بر سرو سوسن از چه زبان می‌کند دراز

آزاده راز طعن زبان آوران چه غم

خواجو چو سرو تا نکنی پیشه راستی

نتوان نهاد در ره آزادگی قدم

⇔⇔⇔⇔

یک متن درباره ی آزادگی

چیست بلای دل صاحب‌دلان

جلوهٔ بالای دل آرای تو

سرو کند با همه آزادگی

بندگی قامت رعنای تو

باخته‌ام از پی یک بوسه جان

یافته‌ام قیمت کالای تو

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد آزادگی

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

متن در مورد آزادگی امام حسین

آنجاکه دم زند ز تجلی جمال یار

فرصت به آبگینه غماز می دهند

سازش به هر سری نکند تاج افتخار

آزادگی به سرو سرافراز می دهند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *