متن در مورد ساعت زندگی ، متن زیبا درباره سرعت گذر عمر و جوانی و تولد و زمان

متن در مورد ساعت زندگی

متن در مورد ساعت زندگی ، متن زیبا درباره سرعت گذر عمر و جوانی و تولد و زمان

متن در مورد ساعت زندگی ، متن زیبا درباره سرعت گذر عمر و جوانی و تولد و زمان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد ساعت زندگی

به این روزها بگو به احترام بودنت بایستند.

به این ساعت‌ها بگو آهسته‌تر بروند؛

می‌خواهم کنار دستهایت مقبره‌ای بسازم

و تمام ابرها را از تمام پاییزها،

تمام گنجشکها را از تمام درختها،

به صبح این خانه بیاورم،

ساعت را کوک کنم

و در انتظار «صبح ‌بخیر» تو دراز بکشم.

⇔⇔⇔⇔

متن درباره ساعت زندگی

حال من و تو

حال عقربه های ساعتی است

که مدام از پی هم می دوند

تا شاید

مگر معجزه ای شود و ساعتی یکبار

یکدگر را در آغوش کشند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جونقان ، شعر زیبا و کوتاه در مورد شهر جونقان استان چهارمحال و بختیاری

متنی در مورد ساعت زندگی

عشق

شدت و عمق خود را

نمی شناسد

تا هنگامی که

ساعت جدایی فرا رسد.

⇔⇔⇔⇔

متنی درباره ساعت زندگی

تن تو

چون یک فنجان شیر قهوه است

خوش رنگ و خوش عطر

و در آغوش گرفتن تو مطبوع است

چون نوشیدن شیر قهوه

در ساعت پنج عصر یک روز سرد زمستان

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد ساعت زندگی

با ساعت دلم ، وقتِ دقیق آمدن توست

من ایستاده ام ، مانند تک درخت سر کوچه 

با شاخه هایی از آغوش 

با برگ هایی از بوسه  

با ساعت غرورم _ اما 

من ایستاده ام ، با شاخه هایی از تابستان 

با برگ هایی از پاییز

هنگام شعله ور شدن من ،

هنگام شعله ور شدن توست

ها … چشم ها را می بندم

ها … گوش ها را می گیرم

با ساعت مشامم _ اینک _ وقت عبور تن توست 

بیشتر بخوانید : شعر در مورد فرزند پسر ، از سعدی و مولانا و شعر در وصف پدر و پسر و نصیحت پدر

متن درباره ساعت زندگی

داشتم کف دستهایم را

روی تخت می کشیدم

گفت چکار می کنی؟!

گفتم یک بوسه ی داغ

دیشب همین ساعتها

از رو لب هایمان سر خورد

و افتاد همین جاها!

دنبالش می گردم

⇔⇔⇔⇔

متنی در مورد ساعت زندگی

این روزها

ساعت شماطه داری در سرم

مدام زنگ می زند

و خاطره ها را بیدار می کند

⇔⇔⇔⇔

متنی درباره ساعت زندگی

دلتنگی یعنی

خیابانی شلوغ پر از همه آنها

که شبیه تو اند

مثل ساعتی که سازش کوک نیست

و هیچ منتظری نگاهش نمی کند

چیزی شبیه پیانو های بعد از ظهر

در کافه هایی که میزی در آن تنها نیست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شهر ماهان ، شعر کوتاه و زیبا در مورد ماهان استان کرمان

متن در مورد ساعت زندگی

بانوی من

اگر دست من بود

برایت پایتختی

در گوشه‌ی زمان می‌ساختم

که ساعت‌های شنی و خورشیدی

در آن کار نکنند

مگر آنگاه که

دست های کوچک تو

در دستان من آرمیده‌اند.

⇔⇔⇔⇔

متن درباره ساعت زندگی

در اینجا که منم 

هوا برای با تو پریدن خوب است

در آنجا که تویی

ساعت به وقت بوسه های نجیب

کوک است…؟

⇔⇔⇔⇔ 

متنی در مورد ساعت زندگی

اگر اینجا بودی

تقویم رومیزی‌ ام را دور می انداختم

و می گذاشتم ساعت دیواری به خواب رود

پس میزان می کردم زنده گی ام را با نفس های تو

و هیچ عزا و عید و جمعه ای تعطیل نمی کرد

علاقه ی مرا …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد منوجان ، شعر زیبا در مورد شهر منوجان و جیرفت استان کرمان

متنی درباره ساعت زندگی

به این سیاره تبعید شده ایم

کم کم

زمان را باور کردیم

ساعت ها

هر روز ما را به سر کار می برند

هر شب ما را می خوابانند

و هر سال ما را پیر می کنند

و ما

هنوز که هنوز است

در آسمان

سرگردان به دنبال ستاره ی خود می گردیم.

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد ساعت زندگی

قول دادم به کسی غیرِ تو عادت نکنم

از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم

من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم

عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم

⇔⇔⇔⇔

متن درباره ساعت زندگی

چقدر دوست داشتن تو خوب است.

دوست داشتن تو 

ماهی قرمز هیچ سفره هفت سینی نیست.

دوست داشتن تو

عین ساعت تحویل سال است.

ــ همیشه منتظرش مانده ایم.ــ

دوست داشتن تو 

عیدی اول فروردین است.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد گراش ، شعر زیبا و کوتاه در مورد شهر گراش استان فارس

متنی در مورد ساعت زندگی

وقتی که زندگی من

هیچ چیز نبود

هیچ چیز

به جز تیک تاک ساعت دیواری

دریافتم 

باید، باید، باید

دیوانه وار دوست بدارم

کسی را که مثل هیچکس نیست!

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.