چهارشنبه , 12 می 2021

اشعار بهار از مولانا

اشعار بهار از مولانا ، شعر در مورد بهار از سعدی + بهار از نگاه مولانا

اشعار بهار از مولانا ، شعر در مورد بهار از سعدی + بهار از نگاه مولانا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

اشعار بهار از مولانا

قرارمان همین بهار

زیر شکوفه های شعر !

آنجا که واژه ها

برای تو گل می کنند

آنجا که حرف های زمین افتاده ام

دوباره سبز می شوند

وَ دست های عاشقمان

گره در کارِ سبزه ها می اندازند ؛

قرارمان زیرِ چشم های تو !

آنجا که شعر نم نم شروع می شود

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار مولانا

مثل باران بهاری

که نمی گوید

کی بی خبر در بزن

و سرزده از راه برس…

بیشتر بخوانید : متن در مورد غروب جمعه پاییزی ، غروب جمعه دلم گرفته + متن درباره روز جمعه

اشعار بهار

مرا بوسیدی

من

شعر شدم ..

تو شکوفه…..

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار از مولانا

دوستت دارم

با همه هستی خود

ای همه هستی من

و هزاران بار خواهم گفت :

دوستت دارم را

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار مولانا

به بهار می‌مانی

که چون می‌آید،

درخت خشکیده

شکوفه می‌کند .

بیشتر بخوانید : متن در مورد جاده شمال ، متن زیبا و عاشقانه درباره سفر و شب و جاده عشق

اشعار بهار

تو درخت تنومندی هستی

که شاخه‌هایت

در هر بهار

چلچله‌ها را به مهمانی فرا می‌خواند

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار از مولانا

در آوردن خرگوش یا کبوتر

از کلاه یک شعبده باز

وقتی تو از لای موهایت

بهار را بیرون می آوری !

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار مولانا

این روزها سخت درگیرِ عشقم!

بگذار شکوفه دهد دست هایم روی تنِ خیالت!

بگذار بگویند معجزه ی این پاییز همین شکوفه هاست!

تا از فردا شعر هایم با عطرِ شکوفه های پاییزی…

همه را عاشق‌ کند!

بیشتر بخوانید : متن کوتاه جدایی ، متن غمگین کوتاه و جدید تنهایی برای بیو + جملات کوتاه غمگین

اشعار بهار

حوالیِ #اردیبهشت ، بویِ بهشت می آید..

عطرِ شکوفه ها و خاکِ باران خورده ،

هوش از سرِ رهگذرانِ شهر پرانده..!

فصل بهار ، شوخی بردار نیست ،

همه را عاشق می کند..!

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار از مولانا

در من بوی‌ دارچین

در تو عطر بهار نارنج

بیا دست در دست هم

قدم بزنیم

کوچه‌ های‌ عاشقی را …

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار مولانا

وقتی که تو رفتی

شکوفه ها و برگها هم رفتند

و من تنها توانستم، به نقطه ای خیره شوم

و اندوهم را به شکل کلمات کوچک در آورم

نمی توانم به عشق التماس کنم

یا آرزو کنم

که اندوه تلخ مرا در خود غرق کند

بیشتر بخوانید : متن در مورد جنگجو ، متن زیبا درباره شجاعت و دلیری و ایستادگی و مقاومت

اشعار بهار

با هم به تماشای رقص گیسوان رها

در بادِ بید مجنون نشستیم،

دل های مان بی قرار بود،

بهار بود،

کنار تو همیشه بهار بود محبوب من

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار از مولانا

آمدن مگر چطور می‌تواند باشد؟

غیر از این است که عطرت بپیچد

و من هزار بهار را شاخه به شاخه

به پای آمدنت شکوفه دهم…

⇔⇔⇔⇔

اشعار بهار مولانا

بهار که شد به دیدنت خواهم آمد

آنوقت مرا دوست خواهی داشت

با تن پوشی از جوانه ها، گلبرگها و برگهای سبز

گلی خواهم شد و به دیدنت خواهم آمد

بیشتر بخوانید : متن در مورد عصر جمعه ، متن قشنگ درباره جمعه پاییزی دلم گرفته و غروب جمعه

اشعار بهار

شادی هایت را بر صورت من بریز

فروردین من !

و اضافه هایش را پست کن

برای کسی که بهاری ندارد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *