شعر در مورد آزادی پرنده ؛ گلچینی از زیباترین اشعار درباره آزادی پرنده - پارسی زی
شعر در مورد فوت برادر ، متن و شعر غمگین کوتاه در سوگ برادر و برادر فوت شده

شعر در مورد فوت برادر ، متن و شعر غمگین کوتاه در سوگ برادر و برادر فوت شده

شعر در مورد فوت برادر شعر در مورد فوت برادر ، متن و شعر غمگین کوتاه در سوگ برادر و برادر فوت شده همگی در …

جواب شعر دلتنگی ؛ دانلود شعر دلتنگی شهریار و شاملو و شعر کلاسیک دلتنگی

جواب شعر دلتنگی ؛ دانلود شعر دلتنگی شهریار و شاملو و شعر کلاسیک دلتنگی

جواب شعر دلتنگی جواب شعر دلتنگی ؛ دانلود شعر دلتنگی شهریار و شاملو و شعر کلاسیک دلتنگی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …

شعر در مورد طوفان ، دریا و عشق و زندگی شاملو و شعر با کلمه طوفان

شعر در مورد طوفان ، دریا و عشق و زندگی شاملو و شعر با کلمه طوفان

شعر در مورد طوفان شعر در مورد طوفان ، دریا و عشق و زندگی شاملو و شعر با کلمه طوفان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …

شعر در مورد آزادی پرنده

شعر در مورد آزادی پرنده ؛ گلچینی از زیباترین اشعار درباره آزادی پرنده

شعر در مورد آزادی پرنده ؛ گلچینی از زیباترین اشعار درباره آزادی پرنده همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد آزادی پرنده

پرنده گفت: کوچ

درخت گفت: آه

پرنده کوچ کرد و رفت تا بهار

درخت ماند و انتظار»

⇔⇔⇔⇔

شعر پرنده ابتهاج

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند

کوچک؛ همچون گلوگاه پرنده‌ای

هیچ کجا دیواری فروریخته بر جای نمی‌ماند

سالیان بسیاری نمی‌بایست

دریافتی را که

هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است

همچون زخمی همه عمر، خونابه چکنده

همچون زخمی همه عمر به دردی خشک تپنده

به نعره‌ای

چشم بر جهان گشوده

به نفرتی

از خود شونده،

غیاب بزرگ چنین بود

سرگذشت ویرانه چنین بود.

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند

کوچک

کوچک‌تر حتی

از گلوگاه یکی پرنده

حتما بخوانید: شعر در مورد بلبل ، شعر و دوبیتی بلبل و گل سرخ و مرغ از حافظ و پروین اعتصامی

شعر در مورد آزادی پرنده

کجا پناه گرفته ای

پرنده ی پرهیاهوی گرمسیر

کجا آشیان ساخته ای

وقتی از تمام مرزها

و برجک ها

و جاده ها

گذشته ات به سمت تو شلیک می کند

و هیچ سرزمینی

درخت هایش چنان افرا نیستند

که باد و یادها را تاب بیاورند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد پرنده از مولانا

آزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکن

اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن

حرف از هیاهو کم بزن از آشتی‌ها دم بزن

از دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکن

خود را ضعیف و کم ندان تنها در این عالم ندان

تو شاهکار خالقی تحقیر را باور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز می‌خواهی بکش

زیبا و زشتش پای توست تحقیر را باور نکن

تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی

از نو دوباره رسم کن تصویر را باور نکن

خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید

پرواز کن تا آرزو زنجیر را باور نکن

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آزادی پرنده

نام تو پرنده‌ای‌ست در دست من

تکه‌ای یخ بر روی زبانم

نام تو باز شدن سریع لب‌هاست

نام تو چهار حرف

توپی گرفته شده در هوا

ناقوسی نقره‌ای‌ست در دهانم

حتما بخوانید: شعر در مورد آزادی ، آزادگی و اختیار و پرنده + آزادی بیان و زندان

متن کوتاه در مورد پرنده

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود‌، بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری است

روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند

قفل

افسانه‌ایی ست

و قلب

برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی

روزی که آهنگ هر حرف

زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم

روزی که هر لب ترانه‌ایی ست

تا کمترین سرود، بوسه باشد

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم

و من آن روز را انتظار می‌کشم

حتی روزی که دیگر نباشم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آزادی پرنده

به خانه خواهم آمد

اگر جاده‌های طولانی صد پاره شوند

اگر این تاریکی‌ مرموز امان دهد

اگر سکوت، از سرِ زبان‌های بی‌ مهرِ ما بیفتد

اگر باران ببارد

و این کدورتِ هزار ساله را از دلهایمان بشوید

آه … اگر باران ببارد

اگر باز دوستم داشته باشی‌.

پرنده ای که از بام شما پرید

حتما بخوانید: شعر در مورد آواز ، شعر و متن عاشقانه در مورد آواز پرندگان و صدای خوش و زیبا 

شعر در مورد پرنده و پرواز

من از اتاق تنگ وتار

از هوای خسته از نفس

که مانده در اتاق در قفس

حرف می زنم

من از سکوت وتنهایی

شب و خیال آزادی.

از پس پنجره های میله دار

حرف می زنم

ببین که چه خسته می تپد دلم

ببین که چه خسته می چکد اشکم

من از دل شکسته

از دستان بسته

حرف می زنم

من از انزوا

من از نشتن و گریستن

حرف می زنم

ببین چگونه میجوید تور ا

چگونه می کاود آزادی را

ببین در ثانیه ها مرگ مرا

در لحظه ها

در انتظار آزادی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آزادی پرنده

پرنده های خیالم

سر به بالش وصل تو می سایند…

این زن

به معراج نمی رسد

مگر از سینه ی تو…

آغوش که می گشایی

پریان قصه

غبطه می خورند

به بوسه هایی که

به ابریشم تنم می نشانی.

حتما بخوانید: شعر در مورد اختیار و آزادی ؛ گلچینی از زیباترین اشعار در مورد آزادی 

شعر آزادی از قفس

آزادی ، داشتن توست،
آزادی، یعنی نقش چشمانت.

آزادی، معنی امنیت تو و دستانم است،
آزادی ,بوسیدن دستانت به موقع نازت ،
آزادی,هم آغوشی توست رو به ماه .

آزادی، پرواز روح پرفروغ تو تا ابدیت است.

آزادی، رقص پرنده های آواز خوان به صبح گاهان،
آزادی، یعنی اسم مرا لحظه ای فریاد کنی،

آزادی، سکوت بره هاست،

آزادی، کشیدن طرح اندامت با مداد مشکیت،
آزادی، بسان آینه ای شکسته در برابر غرورت است،

آزادی، آزادی، آزادی ،
دوست داشتن توست،
در اوج ناامیدی.

آزادی, من باشم و تو و یک عالمه حس های زیبا

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آزادی پرنده

مثل پرنده‌ای لالم

که می‌خواهد آواز بخواند و نمی‌تواند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اختیار و آزادی

آزادی به بال‌ها می‌ماند

به نسیمی که در میان برگ‌ها می‌وزد

و بر گلی ساده آرام می‌گیرد

به خوابی می‌ماند که در آن

ما خود

رویای خویشتنیم

به دندان فرو بردن در میوه‌ی ممنوع می‌ماند آزادی

به گشودن دروازه‌ قدیمی متروک و

دست‌های زندانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آزادی پرنده

ای بیکسی بنال بدردی که خون شوی

عمریست رنگ باخته ایم و پرنده نیست

حتما بخوانید: شعر در مورد پرنده و پرندگان.با مجموعه شعر در مورد پرنده شاهین و مهاجر ، اشعاری زیبا در مورد پرنده و قفس ، زیباترین شعر در مورد پرنده برای کودکان

شعر مولانا در مورد آزادی

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک

جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آزادی از زندان

بر بست هر پرنده در آشیان خویش

بگریخت هر خزنده و در گوشه ای خزید

آخرین بروز رسانی در : دوشنبه 24 آبان 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.