یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی ؛ اشعاری زیبا از سعدی در مورد بهار - پارسی زی
متن درباره تسلیت عمو ، متن بنر تسلیت برای عمو + در سوگ عمو

متن درباره تسلیت عمو ، متن بنر تسلیت برای عمو + در سوگ عمو

متن درباره تسلیت عمو متن درباره تسلیت عمو ، متن بنر تسلیت برای عمو + در سوگ عمو همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

شعر در مورد چتر و باران ؛ جمله در مورد چتر بازی و شعر چتر بسته باران

شعر در مورد چتر و باران ؛ جمله در مورد چتر بازی و شعر چتر بسته باران

شعر در مورد چتر و باران شعر در مورد چتر و باران ؛ جمله در مورد چتر بازی و شعر چتر بسته باران همگی در سایت …

جمله برای رفیق فاب ، متن برای رفیق بامرام + متن دوستی و رفاقت

جمله برای رفیق فاب ، متن برای رفیق بامرام + متن دوستی و رفاقت

جمله برای رفیق فاب جمله برای رفیق فاب ، متن برای رفیق بامرام + متن دوستی و رفاقت همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی ؛ اشعاری زیبا از سعدی در مورد بهار

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی ؛ اشعاری زیبا از سعدی در مورد بهار همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار کوتاه

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم

به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی

چرا نظر نکنی یار سروبالا را

شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش

مجال نطق نماند زبان گویا را

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد

خطا بود که نبینند روی زیبا را

به دوستی که اگر زهر باشد از دستت

چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را

کسی ملامت وامق کند به نادانی

حبیب من که ندیدست روی عذرا را

گرفتم آتش پنهان خبر نمی‌داری

نگاه می‌نکنی آب چشم پیدا را

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی

چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

هنوز با همه دردم امید درمانست

که آخری بود آخر شبان یلدا را

حتما بخوانید: متن درباره بهار و باران ، متن ادبی کوتاه در مورد بهار + متن فصل بهار 

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار از پروین اعتصامی

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست

چارهٔ عشق احتمال شرط محبت وفاست

مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست

گر بزند حاکم است ور بنوازد رواست

گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست

ور چه براند هنوز روی امید از قفاست

برق یمانی بجست باد بهاری بخاست

طاقت مجنون برفت خیمهٔ لیلی کجاست

غفلت از ایام عشق پیش محقق خطاست

اول صبح است خیز کآخر دنیا فناست

صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست

یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست

درد دل دوستان گر تو پسندی رواست

هر چه مراد شماست غایت مقصود ماست

بنده چه دعوی کند حکم خداوند راست

گر تو قدم می‌نهی تا بنهم چشم راست

از در خویشم مران کاین نه طریق وفاست

در همه شهری غریب در همه ملکی گداست

با همه جرمم امید با همه خوفم رجاست

گر درم ما مس است لطف شما کیمیاست

سعدی اگر عاشقی میل وصالت چراست

هر که دل دوست جست مصلحت خود نخواست

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی

بهار آمد ، بهار من نیام

گل آمد گُلعذار من نیامد

برآوردند سر از شاخ ، گل ‏ها

گلی بر شاخسار من نیامد

چراغ لاله روشن شد به صحرا

چراغ شام تار من نیامد

جهان در انتظار آمد به پایان

به پایان انتظار من نیامد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بهار و باران

آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است

وان نه بالای صنوبر که درخت رطب است

نه دهانیست که در وهم سخندان آید

مگر اندر سخن آیی و بداند که لب است

آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت

عجب از سوختگی نیست که خامی عجب است

آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار

هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است

جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست

نه که از نالهٔ مرغان چمن در طرب است

هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا

کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب است

خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد

گر چه راهم نه به اندازهٔ پای طلب است

هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست

اجلم می‌کشد و درد فراقش سبب است

سخن خویش به بیگانه نمی‌یارم گفت

گله از دوست به دشمن نه طریق ادب است

لیکن این حال محال است که پنهان ماند

تو زره می‌دری و پرده سعدی قصب است

حتما بخوانید: شعر در مورد آمدن فصل بهار ، شعرهای دوبیتی درباره زیبایی بهار از سعدی و شاملو 

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی

مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است

خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است

به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی

این پیامی است که از دوست به یار آمده است

شاد باشید در این عید و در این سال جدید

آرزویی است که از دوست به یار آمده است

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف بهار از هوشنگ ابتهاج

یارا بهشت صحبت یاران همدمست

دیدار یار نامتناسب جهنمست

هر دم که در حضور عزیزی برآوری

دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست

نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست

بس دیو را که صورت فرزند آدمست

آنست آدمی که در او حسن سیرتی

یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست

هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام

جز بر دو روی یار موافق که در همست

آنان که در بهار به صحرا نمی‌روند

بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست

وان سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب

پندش مده که جهل در او نیک محکمست

آرام نیست در همه عالم به اتفاق

ور هست در مجاورت یار محرمست

گر خون تازه می‌رود از ریش اهل دل

دیدار دوستان که ببینند مرهمست

دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف

لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست

ممسک برای مال همه ساله تنگ دل

سعدی به روی دوست همه روزه خرمست

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی

باغ در ایام بهاران خوش است

موسم گل با رخ یاران خوشست

چون گل نوروز کند نافه باز

نرگس سرمست در آید به ناز

حتما بخوانید: متن درباره فصل بهار و شکوفه ، جملات کوتاه در مورد فصل بهار و شکوفه درختان

دو بیت شعر د رمورد فصل بهار برای کلاس ششم

این باد بهار بوستان است

یا بوی وصال دوستان است

دل می‌برد این خط نگارین

گویی خط روی دلستان است

ای مرغ به دام دل گرفتار

بازآی که وقت آشیان است

شب‌ها من و شمع می‌گدازیم

این است که سوز من نهان است

گوشم همه روز از انتظارت

بر راه و نظر بر آستان است

ور بانگ مؤذنی میاید

گویم که درای کاروان است

با آن همه دشمنی که کردی

بازآی که دوستی همان است

با قوت بازوان عشقت

سرپنجهٔ صبر ناتوان است

بیزاری دوستان دمساز

تفریق میان جسم و جان است

نالیدن دردناک سعدی

بر دعوی دوستی بیان است

آتش به نی قلم درانداخت

وین حبر که می‌رود دخان است

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی

بهاری داری ازوی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو را نبوید آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد باد

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد فصل بهار

گر کسی سرو شنیده‌ست که رفته‌ست این است

یا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است

نه بلندیست به صورت که تو معلوم کنی

که بلند از نظر مردم کوته‌بین است

خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات

عاشقی کار سری نیست که بر بالین است

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت

وآنچه در خواب نشد چشم من و پروین است

خود گرفتم که نظر بر رخ خوبان کفر است

من از این بازنگردم که مرا این دین است

وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند

خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است

چمن امروز بهشت است و تو در می‌بایی

تا خلایق همه گویند که حورالعین است

هر چه گفتیم در اوصاف کمالیت او

همچنان هیچ نگفتیم که صد چندین است

آنچه سرپنجهٔ سیمین تو با سعدی کرد

با کبوتر نکند پنجه که با شاهین است

من دگر شعر نخواهم که نویسم که مگس

زحمتم می‌دهد از بس که سخن شیرین است

حتما بخوانید: شعر در مورد شکوفه های بهار ، متن کوتاه و زیبا درباره شکوفه درختان حافظ و شاملو

یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی

بهاری داری ازوی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو را نبوید آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد باد

⇔⇔⇔⇔

دو بیت شعر در مورد فصل بهار از سعدی

خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست

طوبی غلام قد صنوبرخرام اوست

آن قامتست نی به حقیقت قیامتست

زیرا که رستخیز من اندر قیام اوست

بر مرگ دل خوشست در این واقعه مرا

کآب حیات در لب یاقوت فام اوست

بوی بهار می‌دمدم یا نسیم صبح

باد بهشت می‌گذرد یا پیام اوست

دل عشوه می‌فروخت که من مرغ زیرکم

اینک فتاده در سر زلف چو دام اوست

بیچاره مانده‌ام همه روزی به دام او

و اینک فتاده‌ام به غریبی که کام اوست

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود

تا خود غلام کیست که سعدی غلام اوست

حتما بخوانید: پیامک زیبا برای فصل بهار ، اس ام اس بهاری عاشقانه + تبریک بهار عاشقانه

دو بیت شعر در مورد فصل بهار از حافظ

خمر من و خمار من…
باغ من و بهار من…
خواب من و قرار من…
بى تو به سر نمى شود…

آخرین بروز رسانی در : چهارشنبه 26 آبان 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.