شعر در مورد قهر ، متن و شعر در مورد قهر با خدا + شعر آشتی کنان از حافظ

شعر در مورد قهر ، متن و شعر در مورد قهر با خدا + شعر آشتی کنان از حافظ

شعر در مورد قهر شعر در مورد قهر ، متن و شعر در مورد قهر با خدا + شعر آشتی کنان از حافظ همگی در …

جملات زیبا برای رفیق خوب ، متن زیبا برای بهترین دوست و دوست داشتن

جملات زیبا برای رفیق خوب ، متن زیبا برای بهترین دوست و دوست داشتن

جملات زیبا برای رفیق خوب جملات زیبا برای رفیق خوب ، متن زیبا برای بهترین دوست و دوست داشتن همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …

متن دوست داشتن واقعی ، بلند و کوتاه همسر + دوست داشتن واقعی تموم نمیشه

متن دوست داشتن واقعی ، بلند و کوتاه همسر + دوست داشتن واقعی تموم نمیشه

متن دوست داشتن واقعی متن دوست داشتن واقعی ، بلند و کوتاه همسر + دوست داشتن واقعی تموم نمیشه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …

شعر در مورد چشم از شاملو

شعر در مورد چشم از شاملو ؛ گلچینی از اشعار شاملو در مورد چشم

شعر در مورد چشم از شاملو ؛ گلچینی از اشعار شاملو در مورد چشم همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد چشم از شاملو

گویی دو چشم جادوی عابدفریب او

بر چشم من به سحر ببستند خواب را

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره چشم و ابرو

احساس‌می‌کنم
در هر کنار و گوشه‌یِ این شوره‌زارِ یاس
چندین هزار جنگلِ شاداب ناگهان
می‌روید از زمین
آه ای یقینِ گم‌شده ، ای ماهی‌یِ گریز
در برکه‌هایِ آینه لغزیده تو به تو
من آب‌گیرِ صافی‌ام
اینک ! به سِحرِ عشق
از برکه‌هایِ آینه راهی به من بجو

حتما بخوانید: شعر در مورد چشمان یار ، زیبا + چشمان سبز و سیاه و قهوه ای 

شعر در مورد چشم از شاملو

توبه کنند مردم از گناه به شعبان

در رمضان نیز چشم‌های تو مست است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از سعدی

غیرتم هست و اقتدارم نیست

که بپوشم ز چشم اغیارت

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از شاملو

بیچاره ام خسته ام چشم انتظارم

توی این پس کوچه ها تنها نذارم

نیستی از تاریکی شبها میترسم

بی وفا دارم توی سرما میلرزم

حتما بخوانید: شعر در مورد چشم زخم ، شعر در مورد چشم بد ، شعر در مورد چشم زخم از حافظ و سعدی و مولانا و شهریار

شعر در مورد چشم سیاه از حافظ

به چشم های تو کان چشم کز تو برگیرند

دریغ باشد بر ماه آسمان انداخت

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از شاملو

بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد؟

با منِ تنهاتر از ستار خانِ بی سپاه!

⇔⇔⇔⇔

شعر مولانا در مورد چشم و کهکشان

اشک سیمینم بدامن بود، بی سیمین تنی

چشم بیخوابی، ز چشم نیم خوابی داشتم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از شاملو

آه باشد به ز زلف عنبرین عشاق را

اشک باشد بهتر از در ثمین عشاق را

آب حیوان است خوی آتشین عشاق را

آیه رحمت بود چین جبین عشاق را

می کند ز آتش سمندر سیر گلزار خلیل

درد و داغ عشق باشد دلنشین عشاق را

آنچنان کز چشمه سنبل شسته رو آید برون

پاک سازد دیده های پاک بین عشاق را

از تهی چشمی بود عرض گهر دادن به خلق

ور نه دریاها بود در آستین عشاق را

غافلان گر در بقای نام کوشش می کنند

ساده از نام و نشان باشد نگین عشاق را

کوته اندیشان قیامت را اگر دانند دور

نقد باشد پیش چشم دوربین عشاق را

گر چه از نقش قدم در ظاهرند افتاده تر

توسن افلاک باشد زیر زین عشاق را

آسان سیران نمی بینند صائب زیر پا

نیست پروای غم روی زمین عشاق را

حتما بخوانید: شعر در مورد زیبایی چشم ، زیبا یار و چشمان زیبای یار من از شاملو 

شعر در مورد چشم از حافظ

چشم جهانیان، بتماشای رنگ و پوست

جز چشم دل که محو تماشای دیگر است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از شاملو

حسودم،

به چشم‌هایت

وقتی تو را در آینه می‌بینند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از شهریار

عشق ما دهکده یی ست که هرگز به خواب نمی رود
نه به شبان و
نه به روز
و جنبش و شور حیات
یک دم در آن فرو نمی نشیند
هنگام آن است که دندان های تو را
در بوسه یی طولانی
چون شیری گرم
بنوشم

حتما بخوانید: شعر در مورد چشم یار و آبی ، اشعار چشم بد دور ، شعر هایی در مورد چشم سبز و قهوه ای

شعر در مورد چشم از شاملو

دستم را

به زیبایی تو نزدیک می کنم

و خواب از سرم می پرد

حتما که نباید

فنجان را سر کشید

گاهی قهوه از چشم ها

در جان می چکد.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد ، قلبی که دوستش بدارند
قلبی که هدیه کند
قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید
قلبی که جواب بگوید
قلبی برای من ، قلبی برای انسانی که من می‌ خواهم
تا انسان را در کنار خود حس کنم
دریاهای چشم تو خشکیدنی است
من چشمه یی زاینده می خواهم
پستان هایت ستاره های کوچک است
آن سوی ستاره من انسانی می خواهم
انسانی که مرا برگزیند
انسانی که من او را برگزینم
انسانی که به دست های من نگاه کند
انسانی که به دست هایش نگاه کنم
انسانی در کنار من
تا به دست های انسان نگاه کنیم
انسانی در کنارم، آینه یی در کنارم
تا در او بخندم ، تا در او بگریم

حتما بخوانید: متن در مورد چشم آبی ، متن ادبی و کوتاه درباره چشم رنگیا و چشم آبی

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

وقتی تو

دست من و

ثانیه ها را می گیری

چشم هایم را می بندم؛

یک نوک پا

به دیدن خدا می روم

ناغافل صورتش را می بوسم

و آرام به گوشش می گویم :

چه خوب

که حواست نبود و

این فرشته را روی زمین

برای من

جا گذاشتی…!

آخرین بروز رسانی در : سه شنبه 2 آذر 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.