شعر در مورد ادب از حافظ ؛ گلچین اشعار زیبا از حافظ در مورد ادب - پارسی زی
برای پسرم مینویسم ؛ متن و جملاتی بسیار زیبا و احساسی برای پسرم

برای پسرم مینویسم ؛ متن و جملاتی بسیار زیبا و احساسی برای پسرم

برای پسرم مینویسم برای پسرم مینویسم ؛ متن و جملاتی بسیار زیبا و احساسی برای پسرم همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …

متن تسلیت پدر دوستم ، عکس و متن تسلیت پدر شوهر + متن فوت پدر

متن تسلیت پدر دوستم ، عکس و متن تسلیت پدر شوهر + متن فوت پدر

متن تسلیت پدر دوستم متن تسلیت پدر دوستم ، عکس و متن تسلیت پدر شوهر + متن فوت پدر همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …

شعر در مورد شخصیت ، انسان و زن و شخصیت بخشی انسان های بزرگ و خوب

شعر در مورد شخصیت ، انسان و زن و شخصیت بخشی انسان های بزرگ و خوب

شعر در مورد شخصیت شعر در مورد شخصیت ، انسان و زن و شخصیت بخشی انسان های بزرگ و خوب همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …

شعر در مورد ادب از حافظ

شعر در مورد ادب از حافظ ؛ گلچین اشعار زیبا از حافظ در مورد ادب

شعر در مورد ادب از حافظ ؛ گلچین اشعار زیبا از حافظ در مورد ادب همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد ادب از حافظ

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش

گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور

دور باد آفت دور فلک از جان و تنش

گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا

چشم دارم که سلامی برسانی ز منش

به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه

جای دل‌های عزیز است به هم برمزنش

گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد

محترم دار در آن طره عنبرشکنش

در مقامی که به یاد لب او می نوشند

سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش

عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت

هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش

هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال

سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش

شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است

آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اخلاق و ادب

از خدا خواهیم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف ادب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد

بلکه آتش در همه آفاق زد

  حتما بخوانید: شعر در مورد ادب و تواضع و احترام ، اشعاری زیبا در مورد ادب و مهرورزی و اخلاق ، زیباترین شعر در مورد ادب و معرفت و تربیت

شعر در مورد ادب از حافظ

آن یار کز او خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

تا بود فلک شیوه او پرده دری بود

منظور خردمند من آن ماه که او را

با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود

از چنگ منش اختر بدمهر به در برد

آری چه کنم دولت دور قمری بود

عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را

در مملکت حسن سر تاجوری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین

افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را

با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ادب برای کودکان

از ادب پر نور گشته است این ملک

واز ادب معصوم و پاک آمد ملک

بد زگستاخی کسوف آفتاب

شد عزازیلی ز جرات رد باب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ادب از حافظ

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود

ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی

آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود

خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق

تیره آن دل که در او شمع محبت نبود

دولت از مرغ همایون طلب و سایه او

زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود

گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن

شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود

چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست

نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه

هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

 حتما بخوانید: شعر در مورد تواضع و ادب ، اشعاری زیبا در مورد تواضع و فروتنی ، زیباترین شعر در مورد تواضع برای کودکان

شعر در مورد احترام به دیگران

آیه آیه همه جا سوره قران ادب است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ادب از حافظ

یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود

رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود

یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت

معجز عیسویت در لب شکرخا بود

یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس

جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود

یاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروخت

وین دل سوخته پروانه ناپروا بود

یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب

آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود

یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی

در میان من و لعل تو حکایت‌ها بود

یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی

در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود

یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست

وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود

یاد باد آن که به اصلاح شما می‌شد راست

نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود

حتما بخوانید: متن در مورد شعور ، شخصیت و ادب و معرفت + متن درباره ی بیشعوری

شعر در مورد ادب از سعدی

گر تو خواهی که دلت در دوجهان شاد شود

همه کس از سخنت خرم و دلشاد شود

خاطرت یکسره از رنج و غم آزاد شود

باادب باش که سرمشق جوانان ادب است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ادب از حافظ

شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند

که زیرکان جهان از کمندشان نرهند

من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه

هزار شکر که یاران شهر بی‌گنهند

جفا نه پیشه درویشیست و راهروی

بیار باده که این سالکان نه مرد رهند

مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم

شهان بی کمر و خسروان بی کلهند

به هوش باش که هنگام باد استغنا

هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند

مکن که کوکبه دلبری شکسته شود

چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند

غلام همت دردی کشان یک رنگم

نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند

قدم منه به خرابات جز به شرط ادب

که سالکان درش محرمان پادشهند

جناب عشق بلند است همتی حافظ

که عاشقان ره بی‌همتان به خود ندهند

حتما بخوانید: متن در مورد بی احترامی ، به دیگران و بی لیاقتی آدمها و نمک نشناسی 

شعر کوتاه در مورد ادب از سعدی

از ادب پرنور گشته‌ست این فلک

وز ادب معصوم و پاک آمد ملک

بد ز گستاخی کسوف آفتاب

شد عزازیلی ز جرات رد باب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ادب از حافظ

روشنی طلعت تو ماه ندارد

پیش تو گل رونق گیاه ندارد

گوشه ابروی توست منزل جانم

خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد

تا چه کند با رخ تو دود دل من

آینه دانی که تاب آه ندارد

شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت

چشم دریده ادب نگاه ندارد

دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری

جانب هیچ آشنا نگاه ندارد

رطل گرانم ده ای مرید خرابات

شادی شیخی که خانقاه ندارد

خون خور و خامش نشین که آن دل نازک

طاقت فریاد دادخواه ندارد

گو برو و آستین به خون جگر شوی

هر که در این آستانه راه ندارد

نی من تنها کشم تطاول زلفت

کیست که او داغ آن سیاه ندارد

حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب

کافر عشق ای صنم گناه ندارد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ادب از فردوسی

با ادب باش که تکلیف جوانان ادب است

فرق مابین بنی آدم وحیوان ادب است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ادب از حافظ

دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

صد نامه فرستادم و آن شاه سواران

پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد

سوی من وحشی صفت عقل رمیده

آهوروشی کبک خرامی نفرستاد

دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست

وز آن خط چون سلسله دامی نفرستاد

فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست

دانست که مخمورم و جامی نفرستاد

چندان که زدم لاف کرامات و مقامات

هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد

حافظ به ادب باش که واخواست نباشد

گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اخلاق از حافظ

راحتِ روح زنان،زینت مردان ادب است

باادب باش که سرمایه ی خوبان ادب است

حتما بخوانید: متن در مورد شعور و ادب ، سخنان بزرگان در مورد فهم و شعور و شخصیت انسان 

شعر در مورد بی اخلاقی

شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد

زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد

گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن

که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ

از این فسانه هزاران هزار دارد یاد

قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش

ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد

که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند

که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد

ز حسرت لب شیرین هنوز می‌بینم

که لاله می‌دمد از خون دیده فرهاد

مگر که لاله بدانست بی‌وفایی دهر

که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد

بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم

مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد

نمی‌دهند اجازت مرا به سیر سفر

نسیم باد مصلا و آب رکن آباد

قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله چنگ

که بسته‌اند بر ابریشم طرب دل شاد

آخرین بروز رسانی در : شنبه 6 آذر 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.