شعر کوتاه در مورد ساعت ؛ مجموعه بهترین اشعار درباره ساعت
متن ادبی تبریک ولادت حضرت علی اکبر ، پیام تبریک و متن ادبی روز جوان
متن ادبی تبریک ولادت حضرت علی اکبر متن ادبی تبریک ولادت حضرت علی اکبر ، پیام تبریک و متن ادبی روز جوان همگی در سایت …
شعر در مورد لار ، شعر در مورد شهرستان لار استان فارس و خروس لاری
شعر در مورد لار شعر در مورد لار ، شعر در مورد شهرستان لار استان فارس و خروس لاری همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …
شعر محلی روستایی ، شعر و متن کوتاه در مورد روستای من
شعر محلی روستایی شعر محلی روستایی ، شعر و متن کوتاه در مورد روستای من همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش …
شعر کوتاه در مورد ساعت
شعر کوتاه در مورد ساعت ؛ مجموعه بهترین اشعار درباره ساعت همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
شعر کوتاه در مورد ساعت
سایه دراز لنگر ساعت
روی بیابان بیپایان در نوسان بود:
میآمد، میرفت.
میآمد، میرفت.
و من روی شنهای روشن بیابان
تصویر خواب کوتاهم را میکشیدم،
خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود
و در هوایش زندگیام آب شد.
خوابی که چون پایان یافت
من به پایان خودم رسیدم.
من تصویر خوابم را میکشیدم
و چشمانم نوسان لنگر ساعت را در بهت خودش گم کرده بود.
چهگونه میشد در رگهای بیفضای این تصویر
همه گرمی خواب دوشین را ریخت؟
تصویرم را کشیدم
چیزی گم شده بود.
روی خودم خم شد:
حفرهٔی در هستی من دهان گشود.
سایه دراز لنگر ساعت
روی بیابان بیپایان در نوسان بود
و من کنار تصویر زنده خوابم بودم.
تصویری که رگهایش در ابدیت میتپید
و ریشه نگاهم در تار و پودش میسوخت.
اینبار
هنگامی که سایه لنگر ساعت
از روی تصویر جان گرفته من گذشت
بر شنهای روشن بیابان چیزی نبود.
فریاد زدم:
تصویر را باز ده!
و صدایم چون مشتی غبار فرو نشست.
سایه دراز لنگر ساعت
روی بیابان بیپایان در نوسان بود:
میآمد، میرفت.
میآمد، میرفت.
و نگاه انسانی به دنبالش میدوید
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد ساعت دیواری
حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم
حتما بخوانید: متن در مورد ساعت و انتظار ، پایان انتظار عاشق برای معشوق + دلتنگی و منتظر بودن
شعر کوتاه در مورد ساعت
از آن زمان که آرزو ، چو نقشی از سراب شد
تمام جستجوی دل ، سوال بی جواب شد
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
متن در مورد ساعت مچی
می شود حال بدِ ثانیه ها خوب شود
شهر هم غرقِ هماغوشی باران باشد
حتما بخوانید: متن در مورد ساعت زندگی ، متن زیبا درباره سرعت گذر عمر و جوانی و تولد و زمان
شعر کوتاه در مورد ساعت
کجا به من رسیده ای کجای این زمان؟
که شور عشق مرده در من ای عزیز جان!
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد ساعت مچی
حس دستان تو عالی است ، حقیقت دارد
با تو هر ثانیه ، سالی است ، حقیقت دارد
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر کوتاه در مورد ساعت
می آید از دست زمان بر آشیانم سنگ
می بارد امشب از زمین و آسمانم سنگ
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر کودکانه در مورد عقربه های ساعت
بلخ تا قونیه از چلچله پر خواهد شد
قدر یک ثانیه آغوشت اگر وا بشود
حتما بخوانید: متن در مورد ساعت مچی ، شعر و جملات زیبا درباره لحظه ها و ساعت عاشقی
شعر کوتاه در مورد ساعت
آرزویم فقط این است زمان برگردد
تیرهایی که رهاشد به کمان برگردد
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
متن در مورد تیکتاک ساعت
عمریست در دلم هوای همان چند ثانیه
آشفته گشته از تو زمین و زمان من
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر کوتاه در مورد ساعت
نان رسم زمان از یادها برده است نامم را
که دیگر کوه هم پاسخ نمی گوید سلامم را
حتما بخوانید: متن در مورد ثانیه ها ، ساعت زندگی و انتظار و ساعت مچی + سن و سال
متن در مورد ساعت
بهتر است
سه ساعت
زود باشی
تا یک دقیقه
دیر.
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر کوتاه در مورد ساعت
کجاست جای تو در جمله زمان؟ که هنوز …
که پیش از این؟ که هماکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد زندگی در زمان حال
هر ساعتم اندرون بجوشد خون را
و آگاهی نیست مردم بیرون را
الا مگر آنکه روی لیلی دیدست
داند که چه درد میکشد مجنون را؟
حتما بخوانید: متن در مورد زمان ، از دست رفته کودکی و زمان قدیم و گذشته + زمان و ساعت زندگی
شعر در مورد ساعت برای کودکان
هرکس که این ستاره ی دنباله دار را
یک قرن پیش دیده زمان دمیدنت

