شعر در مورد راست و دروغ و مجموعه ای ازاشعار زیبا درباره راست و دروغ

شعر در مورد راست و دروغ و مجموعه ای ازاشعار زیبا درباره راست و دروغ

شعر در مورد راست و دروغ شعر در مورد راست و دروغ ؛ مجموعه ای ازاشعار زیبا درباره راست و دروغ همگی در سایت پارسی …

شعر سه شنبه پیش دبستانی ، شعر روز سه شنبه کودکانه

شعر سه شنبه پیش دبستانی ، شعر روز سه شنبه کودکانه

شعر سه شنبه پیش دبستانی شعر سه شنبه پیش دبستانی ، شعر روز سه شنبه کودکانه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …

شعر در مورد سایه درخت ؛ زیباترین و احساسی ترین اشعار درباره سایه درخت

شعر در مورد سایه درخت ؛ زیباترین و احساسی ترین اشعار درباره سایه درخت

شعر در مورد سایه درخت شعر در مورد سایه درخت ؛ زیباترین و احساسی ترین اشعار درباره سایه درخت همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …

شعر در مورد خانواده زن

شعر در مورد خانواده زن ؛ اشعاری زیبا در مورد خانواده زن

شعر در مورد خانواده زن ؛ اشعاری زیبا در مورد خانواده زن همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد خانواده زن

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خانواده کودکانه

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشه‌اش، جز تیره‌روزی و پریشانی نبود

زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می‌گذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود

کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود

در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود

دادخواهیهای زن می‌ماند عمری بی‌جواب
آشکارا بود این بیداد؛ پنهانی نبود

بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهاد جمله گرگی بود؛ چوپانی نبود

از برای زن به میدان فراخ زندگی

سرنوشت و قسمتی جز تنگ‌میدانی نبود

نور دانش را ز چشم زن نهان می‌داشتند
این ندانستن، ز پستی و گرانجانی نبود

زن کجا بافنده میشد، بی نخ و دوک هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود

میوه‌های دکهٔ دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود

در قفس می‌آرمید و در قفس می‌داد جان
در گلستان نام ازین مرغ گلستانی نبود

بهر زن تقلید تیه فتنه و چاه بلاست

زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود

آب و رنگ از علم می‌بایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود

جلوهٔ صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود از هوسرانی نبود

ارزش پوشانده کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود

سادگی و پاکی و پرهیز یک یک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود

از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن
زیور و زر، پرده‌پوش عیب نادانی نبود

عیبها را جامهٔ پرهیز پوشانده‌ست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود

زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس
پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود

زن چون گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد
وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود

اهرمن بر سفرهٔ تقوی نمیشد میهمان
زآن که می‌دانست کآنجا جای مهمانی نبود

پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
توشه‌ای و رهنوردی، جز پشیمانی نبود

چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود

خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود

شه نمی‌شد گر‌در این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود

باید این انوار را پروین به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود

 حتما بخوانید: شعر در مورد زن و مقام زن و ارزش زن ، شعر در مورد زن خوب و بد و از دست رفته و زیباترین اشعار در مورد زن

شعر در مورد خانواده زن

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور

پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خوشی

زن کیست شاهکاری دلبند
از شاهکارهای خداوند

در کارگاه صنع بسی بست
این چیره دست چهره دلبند

روزی که نقش زن به در آمد
بر کارگاه خود نظر افکند

دید اندر آن میان نتوان یافت
با زن یکی به جلوه همانند

شد در شگفت کاینهمه خوبی
بر تار و پودش از چه پراکند

وین آفریده را به چه علت
این گونه خوب کرد و خوشایند

گلگونه رخ چو غنچه به اُردی
پاکیزه تن چو برق به اسفند

با گیسویی چو سنبل پیچان
با قامتی چو سرو برومند

از چشم او عیان هوس و عشق
در لعل او نهان شکر و قند

الهام بخش خاطر شاعر
نقش آفرین دست هنرمند

نیروفزای جان به تکلم
روشن کن جهان به شکرخند

از تازگی چو صبح نشابور
وز خرمی چو دامن الوند …

چون نیک بنگریست به زن دید
خلقت ز نقش اوست کرامند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خانواده زن

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ دل

یاد پدر نمی کنند این پسران ناخلف

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خویشاوندان

او را پسند کرد و بر او بست
دل را و مهر از دگران کند

ای زن تو چون پسند خدایی
خود را به دام شیطان مپسند

سرمایه ساز صدق و صفا را
یکسو گذار جادو و ترفند

تو آبروی خلقت اویی
مگذار کآبروت بریزند

در دست مرد ملعبه بودن
باللّه که از تو نیست خوشایند

 حتما بخوانید: متن در مورد زن ، متن زیبا درباره زن بودن و زن قوی و تنها + زن شاد شاغل و مطلقه

شعر در مورد خانواده زن

چون از پدر جدا شد یوسف نه مبتلا شد

تو یوسفی هلا تا جز با پدر نخسپی

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد خانواده خوشبخت

زنی هم زیر لب گوید

گریزانم از این خانه

ولی از خود چنین پرسد

چه کس موهای طفلم را

پس از من می زند شانه؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خانواده زن

پدر و مادر و خویشان چو به خاکش

بنهند شود او ماهی و دریا پدر و مادر او

 حتما بخوانید: متن خانواده یعنی ، متن خانواده دوست داشتنی من + متن عاشقانه برای خانواده

شعر در مورد زن قوی

توان و توش ره مرد چیست، یاری زن

حطام و ثروت زن چیست، مهر فرزندان

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خانواده زن

مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر

پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت زن

زنی را می شناسم من

که در یک گوشه ی خانه

میان شستن و پختن

درون آشپزخانه

سرود عشق می خواند

نگاهش ساده و تنهاست

صدایش خسته و محزون

امیدش در ته فرداست

حتما بخوانید: شعر در مورد خانواده خوب و سالم ، اشعاری زیبا در مورد خانواده کودکانه ، زیباترین شعر در مورد خانواده خوشبخت

شعر در مورد خانواده زن

تو را چو عقل پدر بوده ست و تن مادر

جمال روی پدر درنگر اگر پسری

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد زن غمگین

زنی خو کرده با زنجیر

زنی مانوس با زندان

تمام سهم او اینست:

نگاه سرد زندانبان!

 حتما بخوانید: بهترین جملات در مورد خانواده ، متن زیبا در مورد خانواده خوشبخت و خوب 

شعر در مورد زنان روستایی

چون پدر و مادر عاشق هم عشق اوست

بیش مگو از پدر بیش ز مادر مپرس

آخرین بروز رسانی در : شنبه 20 آذر 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.