شعر در مورد خانواده ، خوب و شاد و سالم + خانواده شوهر و زن

شعر در مورد خانواده

شعر در مورد خانواده , شعر در مورد خانواده خوب , شعر در مورد خانواده کودکانه , شعر در مورد خانواده خوشبخت

با مجموعه شعر در مورد خانواده خوب و سالم ، اشعاری زیبا در مورد خانواده کودکانه ، زیباترین شعر در مورد خانواده خوشبخت در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار خانواده

مامان جون من چه مهربونه

دوسش دارم خیلی زیاد خودش می دونه

یه شاخه گل هدیه ی ماست برای مادر

اونکه به فکر بچه هاست از همه بیشتر

⇔⇔⇔⇔

بابای خوبم چراغ خونست

دستای گرم اون برام یه آشیونه است

یه شاخه گل هدیه ی ما برای بابا

اونکه همیشه سایه اش روی سر ماست

⇔⇔⇔⇔

داداش جون من لنگه نداره

وقتی میاد برای من شادی میاره

یه شاخه گل هدیه ی ماست برای داداش

خدای خوب و مهربون مواظبش باش

⇔⇔⇔⇔

خواهر خوبم چه نازنینه

برای من فرشته ی روی زمینه

یه شاخه گل هدیه ی ما برای خواهر

که خوب و مهربون اون ، مثل یه مادر

⇔⇔⇔⇔

ما همه هستیم یه خونواده

خونه داریم کوچیک و قشنگ و ساده

هر کسی تو خونه ی خود دلخوش و شاده

شکر خدا داده به ما یه خونواده

⇔⇔⇔⇔

دخـتــَــر کـه بــاشی

میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ

آغــوش گــَرم پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی

کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و

دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی

دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه

هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی

چه بـاشه چـه نبــاشه

قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته

⇔⇔⇔⇔

واژه واژه از فراقت گفتم  فکر کردم برایت شعر است

ور نه شاعر باشی

چقدر شعر برای تو سرودن سخت است

⇔⇔⇔⇔

گفــت : با پدر یه جمـــله بســـاز

گفتــم: من با پدر جمله نمیســازم ،

دنیــــــــامو می سازم

⇔⇔⇔⇔

پدر

کاش بودی و می دیدی حس پدر مردگی چقدر دردآور است

شعری مرا به اوج خاطرات برد شعری که جانم را بعد از پنج سال سوزاند :

من که با هر بند انگشت تو در دستان خود

ذکر میگویم پدر،تسبیح میخواهم چکار…؟؟؟

⇔⇔⇔⇔

خدایـــا !

به بزرگیـــــت قســـم …

توعکس های دست جمعی …

جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار …

آمیـــــن

شعر در مورد خانواده

چای مینوشم

ولی

از اشک

فنجان پر شده است

⇔⇔⇔⇔

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه …

اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف

یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا

با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه

گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد …

… تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی …

اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری …

⇔⇔⇔⇔

پدرم ﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟

ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺧﺪﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ؟

پدر ﺭﻭﺯﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ

⇔⇔⇔⇔

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺍﺩﺏ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ….

پدرم ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ

ﮐﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﺁﺭﺯﻭ ﺷﺪ.

تقدیم ب همه ی اونایی ک باباهاشون ب مهمونی خدا رفت….

⇔⇔⇔⇔

من نبودم و تو بودی ،

بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،

حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،

هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،

ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،

اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد

دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،

که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،

خاک پایت هستم تا هست و نیست هست

به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم

⇔⇔⇔⇔

ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﻗﻠﻤﻢ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺴﺖ !

ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ … ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻗﻠﻢ !

ﻫﻤﮕﯽ ﻧﻈﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ

ﻣﻮﺩﺏ ﺑﺎﺷﯿﺪ !

ﺻﺎﺣﺐ ﺷﻌﺮ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ “ﭘﺪﺭ “

ﺍﻣﺸﺐ ﺍﺯ ﺷﻌﺮ ﭘﺮﻡ،ﮐﻮ ﻗﻠﻢ ﻭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﻦ؟ !

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ …

ﺗﮏ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻭ ﻏﺮﯾﺒﻢ !

ﺗﻮ ﮐﺠﺎﯾﯽ ﭘﺪﺭﻡ … ؟ !

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ …

ﺑﺴﮑﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺗﻮ ﺍﻡ ،ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ …

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ …

ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ !

ﺍﻣﺮ ﺑﻔﺮﻣﺎ ﭘﺪﺭﻡ ..

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ …

ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺴﺖ

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻏﺮﯾﺒﻢ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ …

ﭘﺪﺭ ﺍﯼ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻦ !…

ﺍﻣﺸﺐ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽِ ﻣﻦ ﻣﯿﮕُﺬﺭﯼ؟ !

ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎ

ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻦ ﭘﺪﺭﻡ !…

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ …

ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ : ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ! ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺷﻌﺎﺭ ﺗﻮ ﺍﻡ

ﺍﯼ ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺗﻮ ﻓﺮﺯﻧﺪ .. ﺑﯿﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﺷﻌﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ …

ﭘﺪﺭﻡ … ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻢ

ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ !

ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﻢ ﺑِﻨِﺸﯿﻨﯽ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ

ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭ …

ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺎﺑﺎ !

ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﺒﺎﺯ ﺗﺮﯾﻦ ﺷﺎﻋﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﻡ

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﻭﺍﮊﻩ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ …

ﮔﺮﭼﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻭﻟﯽ،ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﻮﺳﻢ

ﻧﻪ ﺷﻌﺎﺭ ﺍﺳﺖ ،ﻧﻪ ﺣرف

⇔⇔⇔⇔

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند

زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ

زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز

زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز

زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست،

زندگی راز دل مادر من.

زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر …

⇔⇔⇔⇔

خوشا کانون گرم خانواده

که از آنجاست معراج السعاده

شعر در مورد خانواده خوب

شما خانواده خود را انتخاب نمی کنید.

آنها هدیه خدا به شما می باشند،

همان طور که  شما هدیه به آنها می باشید

⇔⇔⇔⇔

عشق به خانواده و تحسین از جانب دوستان

بسیار مهم تر از هر ثروت و امتیازی است.

⇔⇔⇔⇔

خانواده چیز مهمی نیست

بلکه همه چیز است

⇔⇔⇔⇔

پیوند میان شما و خانواده واقعی تان

تنها به خاطر یک پیوند خونی نیست،

بلکه به خاطر احترام و شادی و لذتی است

که بین یکایک شما در جریان است

⇔⇔⇔⇔

من هرگز دست از این روئیا بر نمی دارم

که ما هم روزی تبدیل به یک خانواده واقعی خواهیم شد؛

خانواده ای که در آن همه با هم می خندند،

حرف می زنند و عشق و درک متقابل دارند.

نه با نگاه کردن به گذشته بلکه تنها با امید به آینده

⇔⇔⇔⇔

اگر کشوری از فساد مبرا شده

و تبدیل به ملتی سرشار از تفکرات زیبا گشته است،

من عمیقا احساس می کنم

که سه نفر از اعضای کلیدی آن جامعه نقش داشته اند؛

کسانی همچون پدر، مادر و معلم

⇔⇔⇔⇔

خانواده

یکی از شاهکارهای طبیعت است

⇔⇔⇔⇔

خانواده من ،

قوت من و ضعف من است

⇔⇔⇔⇔

در هر شیوه ممکنی،

خانواده پیوندی است به گذشته

و پلی است به آینده

شعر در مورد خانواده خوشبخت

من فکر می کنم با هم بودن

یک مولفه ی مهم در زندگی خانوادگی است

⇔⇔⇔⇔

برای ما خانواده یعنی

دستانت را به دور یکدیگر حلقه کن و آنجا باش

⇔⇔⇔⇔

تنها چیزی که می دانم ثابت باقی می ماند سنگ است و

تنها نهادی که کار می کند خانواده است

⇔⇔⇔⇔

خانه ای با یک زن و شوهر وفادار و عاشق تنظیم عالی ایست

که در آن کودکان را می توان در عشق و عدالت پرورش داده شد

و نیازهای روحی و جسمی کودکان را می توان برآورده کرد

⇔⇔⇔⇔

کودکان

از کلید های بهشت هستند

⇔⇔⇔⇔

خانواده به این معنی است

که هیچ کس نادیده گرفته نشده با فراموش نگشته است

⇔⇔⇔⇔

خانواده

مهم ترین چیز در جهان است

⇔⇔⇔⇔

برای من، هیچ چیز تا به حال مقدم بر مادر بودن

و داشتن یک خانه و خانواده نبوده است

⇔⇔⇔⇔

آیا میدانید که اگر فردا بمیرید

شرکتی که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز

برای شما جانشینی می آورد؟

اما خانواده ای که به جا میگذارید

تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد.

و به این فکر کنید که ما خود را وقف کارمیکنیم و نه خانواده مان

چه سرمایه گذاری نا عاقلانه ای! اینطور فکر نمیکنید؟!

به راستی کلمه “خانواده” یعنی چه ؟

⇔⇔⇔⇔

من در دنیا تنها و بی کس نیستم

خانواده من …دسته ای از کلماتند

من شاعر عشقی در به درم

شاعری که همه مهتابی ها

و همه زیبارویان می شناسندش

مطالب مرتبط

شعر در مورد بارانشعر در مورد عشق اولشعر در مورد زندگیشعر در مورد دوستشعر در مورد پدر

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.