شعر در مورد غوغا ، متن و جملات زیبا و شعر در مورد غوغای عشق

شعر در مورد غوغا

شعر در مورد غوغا ، متن و جملات زیبا و شعر در مورد غوغای عشق

شعر در مورد غوغا ، متن و جملات زیبا و شعر در مورد غوغای عشق همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد غوغا

از دل من بود هر غوغا که بود

پیش او رفت آن دل و غوغا ببرد

راه فردا بر گرفت از امشبم

کامشبم بگرفت و تا فردا ببرد

⇔⇔⇔⇔

شعر غوغای ستارگان

شیر گیران جمله غوغا کرده اند

خویش را در پیش سر غوغا فکن

عمر امشب رفت اگر دستیت هست

عمر مستان را پی فردا فکن

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آدم نمک نشناس ، شعر در وصف آدم نمک نشناس

شعر غوغای ستارگان

شور و غوغایی برآمد از جهان

حسن او چون دست در یغما نهاد

چون در آن غوغا عراقی را بدید

نام او سر دفتر غوغا نهاد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد غوغا عشق

جای خالی یافت از غوغا و شور

شور و غوغا کرد و رخت آنجا نهاد

نام و ننگ ما همه بر باد داد

نام ما دیوانه و رسوا نهاد

⇔⇔⇔⇔

شعر غوغای ستارگان از کیست

پیغمبری ولیک نمی بینم

چیزیت معجزات مگر غوغا

نظمی است هر نظام پذیری را

گر خوانده ای در اول موسیقا

بیشتر بخوانید : شعر در مورد امام حسین عاشقانه و کوتاه از شهریار و حافظ

آهنگ غوغای ستارگان با ویولن

این همه غوغا که خصمت را ز سودا در سرست

آخر این برگشته طالع کشته غوغا شود

دشمنت خود را به دست خود به دستت می دهد

تا مگر دستی بگردد پایه اش بالا شود

⇔⇔⇔⇔

آهنگ غوغای ستارگان

در حلقه شوریدگان آشوب و غوغا می رود

گویا مگر هندوی من کاکل پریشان کرده است

زاهد که دامن می کشد از رندی تو، خسروا

باری ندانم یک نفس سر در گریبان کرده است

⇔⇔⇔⇔

آهنگ غوغای ستارگان با پیانو

بس کن دمی ز غوغا، ور سوز فتنه خواهی

از آفت و بلایی چشمت فرو نماند

چون می کشی، رها کن تا پای تو ببوسم

باری به سینه من این آرزو نماند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ازدواج ، آسان و برادر و کودکانه و عشق و رفیق

شعر در مورد غوغای عاشقان

از طره تو جز ره سودا نیافتم

وز غمزه تو جز در غوغا نیافتم

در زلف تو شدم که بجویم نشان دل

خود را ز دست دادم و دل را نیافتم

⇔⇔⇔⇔

آهنگ غوغای ستارگان با سنتور

از روی تو در عید عجم خاسته غوغا

از زلف تو در دین عرب فتنه فتاده

در ملک عجم اوحدی از وصف رخ تو

بر نطق فصیحان عرب بند نهاده

⇔⇔⇔⇔

آهنگ غوغای ستارگان اصفهانی

زان ساغر نهانی بر باده ای که دانی

چون گرم گشت منزل غوغا پدید کردی

از جستن نهانت چون اوحدی زبون شد

در عین بی نشانی خود را پدید کردی

⇔⇔⇔⇔

متن شعر غوغای ستارگان محمد اصفهانی

کاکل ز ماه آویختی، غوغا چشم انگیختی

خونم بگزلک ریختی، بی کاهلی یللی بلی

با دیگران سر غامشی، کردی بصدا سرامشی

ما را چنین نارامشی، چون می هلی؟ یللی بلی

⇔⇔⇔⇔

آهنگ پیشواز غوغای ستارگان محمد اصفهانی

سر چو به این جبه برآورد دوست

خواست درین قبه که غوغا شود

باز صدای سخن اوحدی

بر همه کس روشن و پیدا شود

بیشتر بخوانید : شعر در مورد اسب ، سفید و سیاه و وحشی و اسب سواری

آهنگ غوغای ستارگان محمد اصفهانی آپارات

مشق همواری درین مکتب دلیل خامشیست

تا درشتی است سنگ سرمه جز غوغا نداشت

حرص هر سوره برد برسیم و زر دارد نظر

زاهد از فردوس هم مطلوب جز دنیا نداشت

⇔⇔⇔⇔

شعر غوغای ستارگان از محمد اصفهانی

وحشتی کوتا وداع اینهمه غوغا کنم

نغمه سازد و عالم را صدای پا کنم

هیچ موجی از کنار این محیط آگاه نیست

من زخود بیرون روم تا ساحلی پیدا کنم

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.