شعر مولانا در مورد انگشتر ، متن و شعر حافظ در مورد انگشتر
پیام تسلیت برای برادر زاده ، پیام تسلیت فوت برادر شوهر
پیام تسلیت برای برادر زاده پیام تسلیت برای برادر زاده ، پیام تسلیت فوت برادر شوهر همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …
متن ادبی در مورد صداقت و مجموعه ای از بهترین جملات درباره صداقت
متن ادبی در مورد صداقت متن ادبی در مورد صداقت ؛ مجموعه ای از بهترین جملات درباره صداقت همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …
جمله برای تولدت مبارک دختر خاله ، متن تولد به انگلیسی برای دوست
جمله برای تولدت مبارک دختر خاله جمله برای تولدت مبارک دختر خاله ، متن تولد به انگلیسی برای دوست همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …
شعر مولانا در مورد انگشتر
شعر مولانا در مورد انگشتر ، متن و شعر حافظ در مورد انگشتر همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
شعر مولانا در مورد انگشتر
سلیمانا بیار انگشتری را
مطیع و بنده کن دیو و پری را
برآر آواز ردوها علی
منور کن سرای شش دری را
مولانا
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد انگشتر
انگشتری حاجت مهریست سلیمانی
رهنست به پیش تو از دست مده صحبت
بگذشت مه توبه آمد به جهان ماهی
کو بشکند و سوزد صد توبه به یک ساعت
مولانا
بیشتر بخوانید : شعر در مورد بهار ، شیراز برای کودکان و نوروز و عشق و طبیعت و دوبیتی کوتاه
شعر مولانا انگشتر
ز شمس تبریز انگشتری چو بستانیم
هزار خسرو تمغاج را غلام کنیم
مولانا
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر مولانا در مورد انگشتر
گر بشد انگشتری انگشت او انگشتری است
پرده بود انگشتری کای چشم بد بر وی مزن
چشم بد خود را خورد خود ماه ما زان فارغ است
شمع کی بدنام شد گر نور او بستد لگن
مولانا
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد انگشتر
فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
گویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتری
رومیرخان ماهوش زاییده از خاک حبش
چون نومسلمانان خوش بیرون شده از کافری
مولانا
بیشتر بخوانید : شعر در مورد آسمان ، ابری و آبی و پرستاره شب و کویر و عشق و زمین و پرواز
شعر مولانا انگشتر
در خانه خود یافتم از شاه نشانی
انگشتری لعل و کمر خاصه کانی
دوش آمده بودهست و مرا خواب ببرده
آن شاه دلارامم و آن محرم جانی
مولانا
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر مولانا در مورد انگشتر
انگشتری لعلت بر نقد عرضه فرما
تا نعرهها برآید از لعلهای کانی
یک جام مان بدادی تا رختها گرو شد
جامی دگر از آن می هم چاره کن تو دانی
مولانا
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد انگشتر
دام فکندم که تا صید کنم ماهیی
صید سلیمان وقت جان من انگشتری
این چه بهانست خود زود بگو بحر کیست
از حسد کس مترس در طلب مهتری
مولانا
بیشتر بخوانید : شعر در مورد آزادی ، آزادگی و اختیار و پرنده + آزادی بیان و زندان
شعر مولانا انگشتر
مهر مومش حاکی انگشتریست
باز آن نقش نگین حاکی کیست
حاکی اندیشهٔ آن زرگرست
سلسلهٔ هر حلقه اندر دیگرست
مولانا
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر مولانا در مورد انگشتر
دلم میخواست چون پروانه ای دورو برت بودم
و یا شاید نگینِ ساده ی انگشترت بودم
نگاهم میکنے دنیا شبیهِ چشم های توست
چه میشد صاحبِ آن چشمهای محشرت بودم؟
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد انگشتر
گوهر دُردانه و نقش نگین خویش باش
دست انگشترفروز آستین خویش باش
بیشتر بخوانید : شعر در مورد خدا ، کودکانه از حافظ و سعدی و مولانا و قیصر امین پور
شعر مولانا انگشتر
پاییز دوباره چادرش را سر کرد
با شبنم گل گونه ی خود را تر کرد
یک دامن گل گلی نارنجی را
پوشید و انار را هم انگشتر کرد
#الهه_رضایی
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر مولانا در مورد انگشتر
در سیاره ای که
از آسمانش الماس می بارید،
در جستجوی قطره بارانی بودم،
تا نگین انگشترم باشد…
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد انگشتر
عقیق عارفی را پرسیدند
بر نگین انگشترم چه حک کنم
که هم وقت شادی
هم وقت غم آن را بنگرم گفت؛
«این نیز بگذرد»
بیشتر بخوانید : شعر در مورد خواهر ، برادر و خواهر زن و خواهر زاده و خواهر شوهر
شعر مولانا انگشتر
یک عمر بی تردید در مستی بمانی
از شهد لبهایم اگر ساغر بگیری
همچون نگینی بین دستان تو باشم
تا دور من را مثل انگشتر بگیری…

