شعر در مورد ضریح ، امام رضا و حضرت علی + شش گوشه امام حسین

شعر در مورد ضریح

شعر در مورد ضریح ، امام رضا و حضرت علی + شش گوشه امام حسین

شعر در مورد ضریح ، امام رضا و حضرت علی + شش گوشه امام حسین همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد ضریح

دلم امشب گرفته مهربونم

ببین سر باز کرده بی تو زخمام

می خوای مرهم بذاری روی قلبم

فقط پیشم بشین گوش کن به حرفام

میون واژه ها غرقم اسیرم

هجاها نقطه ها بوی تو دارن

مسیر شعرو رد میشم شبونه

دل و چشمم غزل دارن می بارن

تمام کوچه های شعر بن بست

ولی من راهی ام پای پیاده

رو کاغذ دستاتو امشب می گیرم

تویی تو ختم این خط های جاده

توی چشمات نمازم رو می خونم

واسه من لمس دست تو ثوابه

تو رو باید زیارت کرد ای خوب

ضریح جسم خسته ت روح آبه

دخیل چشمامو بستم به چشمات

رسول چشم تو اعجاز می کرد

دل بی روح من با دست چشمات

دوباره زندگی آغاز می کرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ضریح امام حسین

ضریح تو نزدیکه ,راهش کمه

غریبی که ازراه دور اومده

نوشتن:(به خورشید هشتم سلام)

به پابوسیِ ماه دور اومده

مگه دست من میرسه دست تو؟

صف عاشقاتو ببین پرشده

خودآسمونم نشسته زمین

نگا کن نگا کن زمین پرشده

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تابستان ، برای کودکان و زمستان از حافظ و شاملو و فروغ فرخزاد

شعر در مورد ضریح امام رضا

به حرم خاک ضریح من به سرم می بینم

با تو من بوی خدا را به حرم می بینم

تا بگیرم همه ی گرد و غبار از دل خود

تا سحر گریه کنان بال و پَرم می بینم

با غباری که گرفتم من از آن پا دری ات

نازِ درمانِ من است اشکِ تَرم می بینم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد انگور ضریح حضرت علی

خلیل‌وار ببینید عید قربان را

برای رونمایی شش گوشه می‌دهم جان را

چگونه است که دل، کربلایی است امروز

فرا گرفته چرا عطر سیب ایران را

بهشت پنجره دیگری به قم گشوده کنون

که مست کرده هوایش دل خراسان را

خدا کند خبری اینچنین بیاید که

بنا شدست بسازیم قبر پنهان را

برای حضرت زهرا (س) ضریح می‌سازیم

و دست فرشچیان طرح می‌زند آن را

شعر سید حمید برقعی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ضریح امام رضا

دلم را

به ضریح عشقت

دخیل بسته ام

تا شاید بر آورده شود

آرزوی عاشقی با تو …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تشکر از استاد ؛ شعر در وصف و درباره استاد و معلم

شعر درباره ضریح

به به! چه می‌آید به هم ترکیب ما، آخر بر آن

صحن سفید مرمرت، خالی سیاهم یا رضا !

وقت نظر بر گنبد و گلدسته‌های عرشیت

افتاده با عمامه‌ها از سر کلاهم یا رضا !

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ضریح امام حسین

باز آمـدم ! شـــاید خــوشـآمـدگـوی مــن باشی

بیــمار عشــقم می شـــود داروی مـــن بـاشی؟

آلــوده نفْســم ! دسـت و پـا گــــم کرده ام ، آقا

ســامان نمی گیرم !… مـگر الگوی من باشی

وقتی ضــریح مـهربـــانــت را بــغل کــردم…

می خواستم یک لحظه هم دلجــوی من باشی

گـــویی گـرفــتم رد شــالــت را و مـی گِریم

چون سائلی تا… عشق، پاسخ گوی من باشی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ضریح

به رونمایی شش گوشه می‌دهم جان را

چگونه است که دل کربلایی است امروز

فرا گرفته چرا عطر سیب ایران را

بهشت پنجره دیگری به قم گشوده کنون

که مست کرده هوایش دل خراسان را

خدا کند خبری این چنین بیاید که

بنا شده است بسازیم قبر پنهان را

برای حضرت زهرا ضریح می‌سازیم

و دست فرشچیان طرح می‌زند آنرا

شعر سید حمید برقعی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد گرگ ، درون و گرگ صفتان و گرگ و میش و انسان

شعر در مورد ضریح امام حسین

در این هوای بی کسی که هر نفس چو مردن است

چه جای سودن ِ نمک به زخم ِجان سپردن است

به صحن ِ باور ِ دلم ، شفاعتی ز گریه کن

که در ضریح ِاشک ِ من طنین ِغم ستُردن است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ضریح امام رضا

نیست گاهی، هیچ راهی، جز به شاهی رو زدن

با غمی سنگین رسیدن پیش او زانو زدن

ظهرِ گرما، صحن سقاخانه می چسبد چقدر

ضامن آهو شنیدن، بعد از آن یا هو زدن

در شلوغیها دو تا آرنج خوردن بیهوا

مست چون جامی، به دیگر جامها پهلو زدن

آری آداب خودش را دارد اینجا عاشقی

جز بزرگان کس ندارد منصب جارو زدن

امتحانی کن؛ ببین اینجا چه حظّی می دهد

یا علی گفتن به وقتِ دست بر زانو زدن

شمعها! نجوای با خورشید می دانید چیست؟

اشکهای بیصدا باریدن و سوسو زدن

هفت دوری نیست حجّ ما فقیران، این طواف

دور هشتم دارد و چرخی به دور او زدن

بد کشیدم طرح خود را چیز دیگر شد، ببخش

دست و دل لرزیده وقت طرح این آهو زدن

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد انگور ضریح حضرت علی

امسال شهر مشهد دل را دخیل بستم

گفتم امام هشتم آقا بگیر,دستم

توفیق شد نصیبم در جمع زائرانت

من هم سلام دادم ,دیدی غریب هستم

دستم رسید یک آن برآن ضریح روشن

یادش به خیر قلبم آسوده بود وایمن

دادم به دست آقا چندین عریضه را هم

از روزن ضریحش او بود ونامه ومن

جامانده جای دستم آنجا دلم گواه است

آن گوشه از ضریحش که غرق شعر ماه است

من را به خاطرش هست چون آهویی رمیده

قلبم عجیب ترسان جانم که بی پناه است

بیشتر بخوانید : متن زیبا و جمله و شعر در مورد تولد دوست قدیمی و بهترین دوست

شعر درباره ضریح امام رضا

من در بهشتم پس قسم ساقی! به سقاخانه‌ات

حتما کشیده دست تو خط بر گناهم یا رضا !

پیش ضریحت پیشتر خیر دو عالم خواستم

عمریست من شرمنده‌ی آن اشتباهم یا رضا !

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ضریح

چشمهایت ضریح آفتاب

خشم تو صد آسمان شهاب سنگ

والله که هر چه می بینمت

درک تو

مسآله ی بی جوابست مرا….

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ضریح امام حسین

الگوی معرفت! سند مهربانی اَم

خسته شدم دگر به کجا می کشانی اَم

شاید نباید از تو طلبکار می شدم

شاید که چوب می خورم از بد زبانی ام

شاید نباید از درِ تو حاجتی گرفت

یک خانه ی دگر بده، آقا! نشانی ام

شاید که مستحق عنایت نمی شوم

شاید که در عقوبتِ بد امتحانی ام

شاید که از صدای گدا شاد می شوی

با این دلیل در پی خود می دوانی ام

فنِّ گداییِ ز تو در بین سینه نیست

می ترسم از نهایتِ این ناتوانی ام

من در به در میان حرم راه می روم

من را ببخش با همه ی بد گمانی ام

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثنا ، شعر و متن و عکس نوشته عاشقانه در مورد اسم ثنا

شعر در مورد ضریح

دل واسه عاشق شدن

فقط یه راهی داره

زندگیشو به پای

عشق خودش بذاره

دل واسه عاشق شدن

یه روز باید بشکنه

وگرنه اون که دل نیست

یه سنگه که نشکنه

دل واسه عاشق شدن

باید بشه مسافر

دور ضریح عشقش

باید بشه یه زائر

دل واسه عاشق شدن

باید بشه آسمون

واسه زمین بشه اون

یه دایه ء مهربون

دل واسه عاشق شدن

باید بشه یه دریا

پر باشه اون همیشه

از ماهی های زیبا

دل واسه عاشق شدن

باید یه روز بمیره

تا بدونه که عاشق

از همه دنیا سیره .

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.