شعر در مورد اسم تبسم ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم تبسم

شعر در مورد اسم تبسم

شعر در مورد اسم تبسم ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم تبسم

شعر در مورد اسم تبسم ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم تبسم همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد اسم تبسم

وعده ی دیدار ما از یاد خوبان رفته است
صاحب این خانه خود گویا که مهمان رفته است

شیشه ی صبرم به سنگ خاره آهی بر نگفت
وین عجب!در سنگِ سخت ار نرم باران رفته است

حرمت دست تو در شعرم تبسم می زند
ریشه ی مهر تو تا عمق دل و جان رفته است

حس من پشتِ در ِ شهر ِ نگاهت سبز شد
جلگه ای انگار در خواب بیابان رفته است

من گریبان جدایی را درم کو یار من؟
آشکار آمد به بالین از چه پنهان رفته است

اضطرابِ لحظه می سازد به شعرم لانه ای
آشیانم با هجوم باد و طوفان رفته است

غم طلوع خواهد نمودن از غروب خنده ای
دیده را تا وا نمایی عاکف امکان رفته است

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد اسم تبسم

تو ای تبسم کشمیری ات ملال آور

به کور رنگی چشم حسود خواهم رفت

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ماه محرم ، شعر سوزناک واقعه عاشورا و امام حسین و کربلا

شعر قشنگ در مورد اسم تبسم

نبودنت، تبری شد به دست مَردم پوچ
که می زند به لبم زخمی از تبسّم پوچ

چه قدر خوب، غزلها به چشمت عادت کرد
بدون «تو»، غزلم گشته یک تکلّم پوچ

«تو» رفتی و دهنم از ترانه خالی شد
هوای گریه ی من هم پُر از ترنّم پوچ

خیال می کنم اینجا «تو» را، ولی افسوس!
طلوع « فاجعه» از پشت این تجسّم پوچ …

شبیه خاطره هایی که زندگی سوزند
شراره می کشد – اینبار این توهّم پوچ

#

ببین که امشب من هم شهاب باران ست،
به صخره می خورد امواج پُرتلاطم پوچ

دوباره چرخه ی تقویم من نمی چرخد
تسلسلی شده امسال، فصل پنجم «پوچ»

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه در مورد اسم تبسم

همه شعر و غزل های پراحساس مرا با شوق

تو می خوانی و زیر لب تبسم میکنی گاهی

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد اسم تبسم

ای که درمان نکنی درد و فزون غم بکنی
زخم، محصول تو پنهان ز چه مرحم بکنی

ذره را میل عدوات به عناصر نبود
حاصلی نیست کم ار” اُنس” ز “آدم” بکنی

خاک اگر فخر فروشد به طلا، حرفی هست
بر حذر باش که خود را تو مقدم بکنی!

قطره ای در دل دریا و جز این چیزی نیست
قَدرت افزون شود ار لطف چو شبنم بکنی

کی دهد سایه درختی که ز بن خشک شود
سبز باش همچو چمن، خستگی ام کم بکنی

دل به اعجاز تبسم بسپار و خوش باش
که به «لبخند» تو درمان غم عالم بکنی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد قطار ، ریل قطار و قطار عمر و زندگی از شاملو و سهراب سپهری

بهترین شعر در مورد اسم تبسم

همینکه حلقه ی پیوند بینمان گم شد

شکوفه بر لبمان خالی از تبسم شد

⇔⇔⇔⇔

زیباترین شعر در مورد اسم تبسم

یک تبسم کافی است

غنچه بوته خاری

به گلی بازآید

یه تبسم کافی است

دست سرد سرما

برتن دخترک فال فروش ننشیند

پسری از غم دوری پدر

حسرت کودکی اش را نخورد

یه تبسم کافی است

سایه سنگین فراق

از دل پیرزنی افسرده

دست بکند

یخ قلب پدری معتاد را

ذوب کند

و به جای فریاد

گرمی دست نوازش

کودکش حس بکند

یک تبسم کافی است

تنگ تنهایی من، ترک بردارد

ماهی قرمز اعماق وجودم ، برود

و به دریای خیالم برسد

یک تبسم کافی است

یک تبسم کافی است

⇔⇔⇔⇔

جدیدترین شعر در مورد اسم تبسم

نه تبسم ، نه اشاره ، نه سوالی ، هیچ چیز

عاشقی چون من فقط او را تماشا میکند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد لبخند ، عاشقانه و تلخ و خنده کودک و لبخند میزنم سهراب سپهری

شعر درباره اسم تبسم

بدنبال “لبخند”
“ارزانترین بهانه برای زیستن ”
تمام تاریکیهای
فصل زندگی را طی می کنیم
کویر بی اعتمادی
محصول دستان ناپاکی ست
که گیسوان زیستن را
به چنگال همیشه گریستن سپرده اند
آیه تر از لبخند
کجا میتوان یافت
سوره تر از اعجاز تبسم
کجا دیده اید
اشک های بیرنگ
در شیارهای خوش باوری
براه افتاده اند
تا شادمانی دریغ شده را
در پای هیچستان
قربانی کند

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره اسم تبسم

با این چنین تبسم کمرنگی ، برگشتنت قشنگ نخواهد بود

سیب آن زمان که سرخ شود سیب است ، من هدیه های کال نمی خواهم

⇔⇔⇔⇔

شعر قشنگ درباره اسم تبسم

بیا عشق پریشانم که سامانم دهی امشب
فروغ دیده میجویم به چشمانم دهی امشب

تب آیینه سنگین از تبسم های شیرین ات
گران گردم ز لبخندت چو ارزانم دهی امشب

ز سوز سرد تنهایی شود قالب تهی از جان
به لطف گرم آغوشت بیا جانم دهی امشب

رفاقت می کنم من با غم نا دیدنت اما
بیا آهنگ پایان را به هجرانم دهی امشب

هزاران آرزو در سر ، مرادم سبز می گردد
کلید گنج دستت را به دستانم دهی امشب

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ذرت و شیر بلال + شعر کودکانه در مورد ذرت

شعر عاشقانه درباره اسم تبسم

می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است

اما تو لااقل ،حتا هر وهله،گاهی، هراز گاهی

ببین انعکاس تبسم رویا

شبیه شمایل شقایق نیست!

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره اسم تبسم

آسمان، آه سپردست به باران یاران
ما دل خویش سپاریم به یاران یاران

سخت رو تافته از ما ز چه رو واژهء مهر
ما چه«دشوار گزینیم» چه آسان یاران

نک بهار ا ست بکوشیم که لذت ببریم
پیش از آنکه فکند رخت،زمستان یاران

ما به مقصد نرسیدیم و تاسف بخوریم
گر چه مرکب گذرد از خط پایان یاران

چه گرانست تبسم و چه ارزان اندوه
این گذارید و قدم در جهت آن یاران

غم شبیخون زند ایدوست چو زانو بزنیم
در گشاییم به شادیِ گریزان یاران…

⇔⇔⇔⇔

بهترین شعر درباره اسم تبسم

آورده‌اند که شِبْلی

خود را به بهایی فروخت،

و من در پیِ میزانِ آن بهاء

خود را به تبسمِ یک فرشته فروختم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد صبح ، از مولانا و سهراب سپهری + صبح بخیر دوستانه و عاشقانه

زیباترین شعر درباره اسم تبسم

من روزه ی دلتنگی ام را با تبسم های تو وا می کنم

پس ” رَبَنّایَت ” رابخوان، هنگام افطاری است، می فهمی؟

شعر در مورد اسم تبسم ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم تبسم

 ببالد خرمی

بر نوبهار او چه کم دارد

تبسم ارغوان زارش،

تماشا نرگس ستانش

.

 غنچه در مهد زمرد

در تبسم بود و باز

بلبل شب خیز کارش

ناله شبگیر بود

.

 صبح برآمد

ببام مرغ درآمد بزیر

صبح تبسم نمای

مرغ ترنم نواز

.

 ترنم می کند

بر شاخ بلبل

تبسم می کند

در بوستان گل

.

 زنهار از آن تبسم

شیرین که می کنی

کز خنده شکوفه

سیراب خوشترست

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.