دوشنبه , 12 آوریل 2021

شعر در مورد کمک به دیگران

شعر در مورد کمک به دیگران ، جملات زیبا در مورد کمک به نیازمندان و نیکوکاری

شعر در مورد کمک به دیگران ، جملات زیبا در مورد کمک به نیازمندان و نیکوکاری همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد کمک به دیگران

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را

در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد کمک به دیگران

برای رسیدن

به بلندای بخشندگی

باید از آز وجود خویش

بگذری.

بیشتر بخوانید : تبریک تولد , متن و پیام تبریک تولد دوست و دوستانه و رسمی عاشقانه خواهر و همسر

شعر در مورد کمک به دیگران

گاهی خدا می خواهد با دست تو

دست دیگر بندگانش را بگیرد

وقتی دستی را به یاری می گیری،

بدان که دست دیگرت در دست خداست…

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره کمک به دیگران

بگذار کمی دیگر هم تحمل کنیم

همانطور که صدها سال تحمل کرده ایم

غذای نیم پخته از خام بدتر است

زیرا خام فریب نمی دهد

اما نیم پخته می فریبد

پس کمکم کن تا پخته بازگردم

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد کمک به دیگران

امروز صبرم تمام شد

توانستم دو گل را

از بوته های شمعدانی جدا کنم

دو گل را از بوته های شمعدانی جدا کردم

در لابلای صفحات کتاب گذاشتم

تا برای پیری ام اندوخته باشد

این صفحات کتاب با عقاید کهنه و پوسیده

در پیری به من کمکی نخواهد کرد

در پیری فقط امیدم

به این دو گل شمعدانی است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ایران ، باستان و کوتاه من کودکانه برای کودکان وطن از سعدی

شعر زیبا در مورد کمک به دیگران

اگر بد کنی، چشم نیکی مدار

که هرگز نیارد گز، انگور بار

نپندارم ای در خزانِ، کِشته جو

که گندم ستانی به وقت درو

⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد کمک به دیگران

چه می شد اگر نبود دل بستگی ما آدم ها به هم؟

شاید «با هم بودن» را بر صفحه های فطرت مان نوشته اند

که «بی هم بودن» تلخ است و تحمل ناپذیر.

از من تا تو فاصله ای نیست،

جز برداشتن یک قدم به عشق.

زمستان سرد و سوزان تنهایی را فقط به هم پیوستن

دست های من و توست که گرم خواهد کرد.

⇔⇔⇔⇔

یک بیت شعر در مورد کمک به دیگران

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عابد و عالِم چه فرق بود؟

تا اختیار نمودی از آن، این فریق را

گفت آن گلیم خویش بدر می برد ز موج

وین سعی می کند که بگیرد غریق را

بیشتر بخوانید : شعر در مورد امام زمان(عج) ، حضرت مهدی کودکانه و امام حسین از حافظ و سعدی

شعر در مورد کمک کردن به دیگران

رد پای خاطرات مرا

ببر با خود تا اولین دوستت دارم

کمک کن بی تو نمانم

من در تک تک غروب ها

من در

تک تک باران ها

من در

غرور درد

بارها تو را تجربه کرده ام

کمک کن ثانیه ها را بی تو رج نکنم

⇔⇔⇔⇔

شعر کودکانه درباره کمک به دیگران

گیرم نشاط و شادی دنیا را

یک سر به دامن دل من ریزند

آیا در آن زمان که بخندم شاد

لرزان لبی ز ناله نخواهد سوخت؟

طفلی درون کلبه تنگی سرد

با مادری گرسنه نمی لرزد؟

آخر کنار حسرت و رنج ای دوست

فارغ کجا توان شد و خوش خندید؟

آن اشک را چگونه نباید دید؟

وان ناله را چگونه توان نشنید؟

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره کمک به دیگران

مرا اندوه بشناس

و کمک کن تا بیامیزم

مثال سرنوشتم

با سرشت چشم زیبایت

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بهار ، شیراز برای کودکان و نوروز و عشق و طبیعت و دوبیتی کوتاه

شعر درباره کمک به دیگران

بخشندگی ،

انتشار بوی خوش بنفشه

بر ته کفشی است

که لگدمالش کرده است .

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی کمک به دیگران

اگر تو دوست منی کمک ام کن

تا از تو هجرت کنم اگر تو عشق منی

کمک ام کن تا از تو شفا یابم

اگر می ‌دانستم که دوست داشتن خطر ناک است ،

به تو دل نمی ‌بستم اگر می ‌دانستم که دریا عمیق است ،

به دریا نمی زدم اگر پایان ام را می ‌دانستم

هرگز شروع نمی ‌کردم

⇔⇔⇔⇔

اشعار در مورد کمک به دیگران

کود حیوانی اونقدر بی ارزش و ضد ارزشه

که میتونه بعنوان یک ناسزا بکار بره،

ولی وقتی بخواد بعنوان

و برای پرورش محصولات کشاورزی

استفاده بشه؛

با ارزش و خواستنی میشه …

کمک کردن و مفید بودن کیمیاست …

فراموش نکنیم .

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آسمان ، ابری و آبی و پرستاره شب و کویر و عشق و زمین و پرواز

شعر زیبا درباره کمک به دیگران

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

شعر در مورد کمک به دیگران ، جملات زیبا در مورد کمک به نیازمندان و نیکوکاری

مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت

مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش‌هایت

مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم

مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت
.

اگر تو دوست منی

کمک ام کن تا از تو هجرت کنم

اگر تو عشق منی

کمک ام کن تا از تو شفا یابم

.

اگر می ‌دانستم

که دوست داشتن خطر ناک است ،

به تو دل نمی ‌بستم

اگر می ‌دانستم

که دریا عمیق است ، به دریا نمی زدم

اگر پایان ام را می ‌دانستم

هرگز شروع نمی ‌کردم

.

چو موج گوهرم یکسر

نفس شد حرف خاموشی

صف رنگ ادب تا نشکند

شوخی کمک کردم

.

ای دهانت تنگ

شکر لعل لب کان نمک

نیستم گر قابل بسیار

از آن باری کمک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *