شعر در مورد ایران ، باستان و کوتاه من کودکانه برای کودکان وطن از سعدی

شعر در مورد ایران

شعر در مورد ایران

شعر در مورد ایران کوتاه ، شعر در مورد ایران من باستان ، شعر در مورد ایران از حافظ و سعدی , شعر در مورد ایران کودکانه برای کودکان .در این مطلب از سایت پارسی زی به زیباترین اشعار در مورد ایران را تقدیمتان می کنیم.

ایران

به کوروش به آرش به جمشید قسم

به نـقـش و نـگار تخت جمشید قسـم

ایــــران همی قلب و خون مـن اســــت

گـــرفــتـــه زجــان در وجـــود مــن اســت

بـــخــوانـیــم ایــن جـــمـلـه در گــوش بــــاد

چـــو ایــــــران مـــبــــاشــد تــن مـــن مــبــاد

⇔⇔⇔⇔

فیلم رویارویی اش با ما تماشایی بُوَد

پرده فال و تماشا را به آتش می کشیم

تنگه هرمز گلوگاه بلیات است و ما

قایق دزدان دریا را به آتش می کشیم

برد موشک های ایرانی کم از سجیل نیست

با همانها فوج اعدا را به آتش می کشیم

⇔⇔⇔⇔

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم
ترا، ای کهن پیر جاوید برنا
ترا دوست دارم، اگر دوست دارم
ترا، ای گرانمایه، دیرینه ایران
ترا ای گرامی گهر دوست دارم
ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان
بزرگ آفرین نامور دوست دارم
هنروار اندیشه ات رخشد و من
هم اندیشه ات، هم هنر دوست دارم

نوروز، نماد جاودانِ نو شدن است

تجدید جوانیِ جهان کهن است

زین ها همه خوب تر که هر نو شدنش

یادآور نام پاک ایرانِ من است

تبریک عید نوروز

⇔⇔⇔⇔

ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست ِ منست

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندادند شیر ژیان را بکس

همه یکدلانند یزدان شناس

به نیکی ندارند از بد هراس

چنین گفت موبد که مرد بنام

به از زنده دشمن بر او شاد کام

اگر کُشت خواهد تو را روزگار

چه نیکو تر از مرگ در کار زار

همه روی یکسر بجنگ آوریم

جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

⇔⇔⇔⇔

ای ایران، ای سرای امید

بر بامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون

خورشیدی خجسته رسید

⇔⇔⇔⇔

ایران …

فدای اشک و خنده تو

دل پر و تپنده تو

فدای حسرت و امیدت

رهایی رمنده تو

رهایی رمنده تو

⇔⇔⇔⇔

ایران …

اگر دل تو را شکستند

تو را به بند کینه بستند

چه عاشقان بی‌نشانی

که پای درد تو نشستند

کلام شد گلوله باران

به خون کشیده شد خیابان

ولی کلام آخر این شد

که جان من فدای ایران …

تو ماندی و زمانه نو شد

خیال عاشقانه نو شد

هزار دل شکست و اخر

⇔⇔⇔⇔

بیشعور بودن بهتره یا دیر رسیدن؟

+ بیشعور بودن.

_ آفرین. تبریک میگم شما میتونی گواهینامه داشته باشی

و تو خیابون های ایران رانندگی کنی 😐

شعر در مورد بیشعوری

⇔⇔⇔⇔

ایران به شوق زندگی در مرگ رویین‌تن شده

مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده

⇔⇔⇔⇔

عشق ایرانی

نرسیدن است

نبودن است

سر به بیابان زدن و

نی زدن است

یار را شمع محفل دیگران دیدن و

سر بر شانه ی ساقی سوختن است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خانواده ، خوب و شاد و سالم + خانواده شوهر و زن

امروز جهان بهار از ایران ملکست
میدان همه پر نگار از ایران ملکست
رامش چو گلی به بار از ایران ملکست
افروخته شه کنار از ایران ملکست
شعر در مورد وطن

ای وطن ای مادر تاریخ ساز

ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای کویر تو بهشت جان من

عشق جاویدان من ایران من

⇔⇔⇔⇔

گور من گهواره من

قلب پاره پاره من

بگو از اونا که رفتن

تو رو بی صدا شکستن

بگو از اونا که موندن

دلتو اینجا شکستن

با همه عذاب دیروز

دل به فردای تو بستن

توی این روزای خوب هم

می­بینی که با تو هستن

اما من نه اهل سودام

نه به فکر ترک اینجام

اهل تو از ریشه تو

خاک تو خون تو رگهام

⇔⇔⇔⇔

ای خطه ایران میهن، ای وطنم

ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

آبی قلب تو خلیج فارس و هرمز

سینه به سینه ات سلسله کوه البرز

وسعت نام تو، وسعت نام خورشید

جلوه ی خاک تو، قرمز و سبز و سپید

این نه منم من، نه من منم من

ذره خاک وطنم من

ایران خاک دلیران، ایران غرش شیران

ایران همیشه جاویدان

شبنمی از جنگل شمال، ایرانی

دیده به دریایی از کمال، ایرانی

محو جمیلی از آن جمال، ایرانی

ایرانی پهلوان، ایرانی مهربان، ایران وطن من

ایرانی قهرمان، ایرانی پهلوان

از ارس تا خلیج وطن من

خون سیاوش، کمان آرش

مهد شهیدان، غرور آتش

خانه ایمان به لطف یزدان

ایران خاک دلیران، ایران غرش شیران

ایران همیشه جاویدان

رستم و سهراب قصه ها، ایرانی

شیرین و فرهاد عاشقا، ایرانی

اهل وفا صلح و صفا، ایرانی

ایرانی مهربان، ایرانی قهرمان

ایران، وطن من

این نه منم من، نه من منم من

ذره خاک وطنم من

ایران خاک دلیران، ایران غرش شیران

ایران همیشه جاویدان

⇔⇔⇔⇔

ای ز تو هستی گرفته ریشه ام

نیست جز اندیشه ات اندیشه ام

آرشی داری به تیر انداختن

دست بهرامی به شیر انداختن

⇔⇔⇔⇔

دلم از تنهایی تو

حتی یک نفس جدا نیست

گله سر کن که می ­دونم

گله­ هات یکی دوتا نیست

ای وطن ای ریشه من

عشق من اندیشه من

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خواب ، و رویای شیرین دیدن معشوق و یار و خواب غفلت

مثل ماندن روی حرف‌هایی که نگفته باشم
مثل توبه‌های دروغین
مثل شکنجه ، مثل کابوس
مثل ترک وطن ، مثلِ آوارگی
مثل زندگی با کسی که تا ابد دوستش نخواهم داشت
دوستت دارم
⇔⇔⇔⇔
دوستت دارم
خاک حاصلخیز برای خوشه های عشق
تو را مژده می دهم
که به یکدیگر می رسیم
همان طور که کوه به کوه
و پس از ما
باید نشانه های راه که به سوی وطن می روند
دگرگون شوند
پس عشق ادامه دارد
⇔⇔⇔⇔
تو آخرین سرزمینی
باقی مانده در جغرافیای آزادی
تو آخرین وطنی هستی
که از ترس و گرسنگی ایمنم می کند
اقتدار ایران

مانند شهاب و رعد غرش کردند

خون بر دل حامیان داعش کردند

موشک لرزاند قلب آنها را که …

با اسم مذاکرات سازش کردند

⇔⇔⇔⇔

ما بنای کفر اعدا را به آتش می کشیم

خیمه طغیان و بلوا را به آتش میکشیم

ما نبودیم آن زمان کردند تخریب بقیع

ما سعودیّون ادنا را به آتش می کشیم

این زمان با آن زمان بسیار دارد فرقها

ما زبان یاوه گوها را به آتش می کشیم

⇔⇔⇔⇔

ای که هستی با سکوت آتش بیار معرکه

ما تو را هم زشت کردارا به آتش می کشیم

آن زمان بگذشت قشری حکم بر دنیا کند

ما غرور حکمفرما را به آتش می کشیم

ای که با افسانه بر جام بستی دست ما

ما بساط فتنه افزا را به آتش می کشیم

⇔⇔⇔⇔

گو گر آمریکا توافق نامه را پاره کند

ما خود برجام برجا را به آتش می کشیم

دشمن بد قول و بد عهد و بد آئین را بگو

ناقض پیمان اجرا را به آتش می کشیم

گر گزینه روی میز و زیر میز و پشت میز

هست، باشد میز امضا را به آتش می کشیم

⇔⇔⇔⇔

کعبه را از دست قوم ابرهه کرده رها

در حرم ما لات و عزا را به آتش می کشیم

ما مدافع از حرم هستیم در شام و عراق

داعشی بی سرو پا را به آتش می کشیم

مرگ اسرائیل باشد قبل بیست و پنج سال

هر کجا ظلم است آنجا را به آتش می کشیم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حسادت ، زنانه و آدم و انسان حسود از مولانا

گر زیادی دشمن غاصب رجز خوانی کند

شهر تل آویو و حیفا را به آتش می کشیم

ای فلسطین خواهد آمد موسم آزادی ات

ما به آهی خصم رسوا را به آتش می کشیم

گوید احرار زمان لبیک یا صاحب زمان

ما به عشقش قصر خضرا را به آتش می کشیم

پرچم ایران

سبز و سفید و سرخ است ، نشان  سرفرازی

سرخش به رنگ  خونِ ، شهید  جاودانی

 باشد  نشان  الفت  ، رنگ   سپید  و  روشن

مُهر  ولایت  ما ،  در رنگ  سبز  و گلشن

 این سه نشان فخر است ، تا کوردل  بداند

گر  چشم  حق  نباشد ، انصاف مرده  باشد

 راحت  بخواب  کورش ،  ای  فخر  آریائی

بیرق  به  اهتزاز  است ، بالا  به  شادمانی

 بانام و  با  نشانی  ،  ایران   سرای   جانم

اللهِ   پرچم   ما  ،  نام    و   نشانِ    ما مم

 کورش  کبیر  باشد  ،  آرش   رشید  ایران

هم   راه  با  سیاوش ، باشد   نماد   شیران

 مردم  به کار و جوشند ، خرسند ودر تکاپو

سبز وسفید وشاداب ،ایران در این  هیاهو

 “صفا“خدا ی سبحان ، هم پاسدار و حامی

⇔⇔⇔⇔

ضربْ آهنگ ِ زندگی تند است، توی رگهای کشورم ایران

زندگی پرچم سه رنگ ِ توست، رنگ ِ جان، رنگِ پاکی و وجدان

سبز یعنی سر ِ بلندی که سبز شد توی ِ خاک ِ هر میدان

سرخ یعنی خدای ِ فهمیده زیر ِ خمپاره­های سرگردان

نقطه­ی اوج ِ رنگ­های تو، پوشش قلّه­ی دماوند است

پیش تو سر فرود می­آرد، کوه وقتی، که سخت پابند است

رنگ ِ خون، رنگ ِ صلح و آزادی، پرچم ِ تو خلاصه­ی دنیاست

زیر ِ چتر ِ تو می­نشینم امن، آخر ِ خوبی ِ خدا اینجاست

مرکز ِ پرچمت خدایی هست، مرکز ِ قلب ِ ملّت ِ ایران

خاک ِ تو خاک ِ تختی و بهداد، خاک  توِ خطّه­ی جوانمردان

کشور ِ شعر و عشق و افسانه، کشورم ای بهانه­ی شاعر

شعر عریان­ترین صدا در توست، روی لب­های زخمی ِ طاهر

کاش می­شد به خاک ِ شیرازت، بوسه زد/روی مقبر ِ حافظ

من سلامی که می­رسد بر تو، خسته از واژه­ی خداحافظ

شعر ِ من در تو شکل می­گیرد، وطنم سرزمین ِ اجدادم

نسل ِ من نسل ِ هفتم رستم، دختر ِ شاهنامه همزادم

⇔⇔⇔⇔

سرخ و سفید و سبز است ،این بیرق کیانی

اما  صد آه و افسوس ، شیر ژیان  ندارد

 کو آن حکیم  طوسی ، شهنامه ای سراید

شاید  که  شاعر  ما ،   دیگر  بیان  ندارد

 هرگز  نخواب  کورش ، ای  مهر آریائی

بی نام  تو وطن  نیز ، نام  و نشان  ندارد

⇔⇔⇔⇔

پرچم این مرز و بوم از سه رنگ آمد پدید / سبز بالا ، سرخ پائین ، در میان باشد سفید

رنگ سبزش  ، سربلندی ، سبزی و نور امید / رنگ سرخش حاصل پیکار میلیونها شهید

در میان ، رنگ سفیدش خودنمایی می کند / صلح ، دوستی ، مهربانی را روایت می کند

در میان این سفیدی هست نام ذوالجلال / آنکه بخشد کشورم را شوکت و لطف و کمال

⇔⇔

استقلال ابی پوش سردار ایران

لنگو سوراخ میکنه میشه قهرمان.

شعر در مورد استقلال

بیشتر بخوانید : شعر در مورد چای ، داغ روضه نوشیدن و چای آتیشی و ذغالی قند پهلو

پـرچـم مـا سـه رنگ اصلی داره

حتما یه مفهوم و یه قصدی داره

سبز کـه میگن به یاد سر زندگی

درخت و بـاغ و گـل و سبزینگی

سفید ، مثل قلـب پاک و روشن

نشونـۀ صلـح و صـفا و گلـشـن

قرمـز به رنگ خون پـاک شهید

دشمن میترسه از شهیدان شدید

هـک شـده در مرکزِ پـرچـمِ ما

بـه خط خـوش نـام جلیـلِ الله

پـس تـو بدان ای کودک ایرانی

کـه بـا خدا و پـرچـمت بمانی …

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.